English Version
This Site Is Available In English

اندکی صبر سحر نزدیک است

اندکی صبر سحر نزدیک است

راهنمای محترم همسفر سيما و مسافرشان راهنمای تازه‌واردین مسافر هدایت با آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند به مدت ۱۰ ماه ۱۲ روز به روش DST و داروی درمان اپیوم به راهنمایی مسافر علیرضا و همسفر محیا سفر کردند. هم اکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۵ سال ۴۰ روز است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر سیما والیبال و رشته ورزشی مسافرشان والیبال است.

آیا خدمت تأثیری بر افکار زندگی شما داشته است؟

قطعاً تأثیر داشته در کنگره در هر جایگاه خدمتی که فرد باشد بیشتر خودش آموزش می‌بیند و نیازش را از آن خدمت برداشت می‌کند همه‌ خدمت‌های کنگره آموزنده و شیرین هستند، شال‌ها در کنگره یک نماد هستند که من چقدر توانسته‌ام صد خودم را در این مسیر بگذارم و قطعاً مسیر درست و صراط مستقیم، تأثیرات زیادی در زندگی انسان دارد و نظم سرلوحه‌ زندگی انسان می‌شود و گره‌های وجودی انسان کم‌کم پیدا و با خدمت‌ها باز می‌شوند همان جمله‌ زیبا، اندکی صبر سحر نزدیک است.


نظرتان را به عنوان یک راهنما در ارتباط با نقش همسفر و درمان مسافر بفرمایید و به‌طور کلی علت ورود همسفران به کنگره چیست؟

همسفر زمانی وارد کنگره می‌شود تمام فکر و دغدغه‌اش درمان مسافر است و فکر می‌کند تمام مشکلات زندگی‌اش اعتیاد است در واقع آتش اعتیاد آن‌قدر سوزنده است که شعله‌هایش بقیه دردها و زخم‌های زندگی را پوشانده است و روی آن‌ها سرپوش گذاشته؛ اما زمانی که همسفر در این سفر با مسافر همراه می‌شود به عنوان بال پرواز و همراه کم‌کم در مسیر گره‌ها و نقص‌های خودش پیدا می‌شود و اینجاست که همسفر می‌بیند خودش هم واقعاً نیاز به کنگره دارد و بندها و حفره‌هایی که سال‌ها به دست خودش به‌وجود آورده می‌تواند با آموزش‌های کنگره پیدا کند و یکی‌یکی آن‌ها را باز کند در اینجا همسفر هم نقش همسفر را دارد که همراه و هم‌زبان با مسافر می‌شود و هم نقش مسافر دارد چرا که اگر مسافر مصرف‌کننده مواد مخدر بوده، همسفر نیز مصرف‌کننده‌ افکار منفی، ضدارزش‌ها و .... بوده و نیاز به درمان دارد و در این مسیر باارزش می‌تواند خودش، افکارش و زندگی‌اش را درمان و احیاء کند. استاد امین فرمودند؛ همسفر صور پنهانش بیشتر آسیب دیده و زمانی وارد این مسیر می‌شود تمام نیروی خود را صرف احیاء زندگی و خانواده، صرف حال خوب خودش می‌کند با دریافت آموزش‌ها؛ ولی اگر همسفر در این مسیر نقش خودش را درست ایفا نکند دنبال آموزش نباشد، سی‌دی گوش ندهد در کار مسافر دخالت کند هرگز به درمان نمی‌رسد و از تاریکی و ظلمات خارح نمی‌‌شود و بیرون نمی‌آید.

اکنون که راهنمای جونز شده‌اید به‌نظر شما علت اضافه وزن انسان‌ها و بهترین روش درمان اضافه وزن چیست؟

همان‌طور که آقای مهندس فرمودند؛ اضافه وزن و چاقی مربوط به زیاد غذا خوردن نیست بلکه بی‌نظم غذا خوردن و جسم را گرسنه نگه‌داشتن است اگر برنامه‌ غذایی ما در ساعات مشخص و به مقدار کافی باشد جسم ما به این باور می‌رسد که همیشه غذا به موقع به آن می‌رسد و شروع می‌کند بارهای اضافی و چربی‌های ذخیره شده را دور ریختن، بهترین روش این است که جسم را بشناسیم زبان جسم را بشناسیم و سه تا نکنه را رعایت بکنیم، چی بخوریم، کی بخوریم و چه مقدار بخوریم.

نظرتان راجع به وادی پنجم چیست؟ چه تأثیری روی شما گذاشته است؟

وادی‌ها زنجیره‌وار به هم متصل هستند و پایه‌های جهان‌بینی کنگره را تشکیل می‌دهند. استاد امین در سی‌دی مسئولیت فرمودند؛ ما به واسطه‌ چهار وادی اول زمین وجودی خودمان را شخم می‌زنیم تا موانع را برطرف کنیم و ضدارزش‌ها را از وجود خودمان با تزکیه و پالایش دور بریزیم تا به مرحله‌ اجرایی و عملیاتی برسیم، هر وادی آموزش خاص خودش را دارد و پله‌پله ما را به سعادت و خوشبختی می‌رسانند. وادی پنجم به من یاد داد که در کنگره مطالب زیادی آموزش می‌گیریم تا زمانی که این آموزش‌ها در زندگی ما نهادینه نشوند اجرایی نشوند هیچ فایده‌ایی ندارند من اگر بخواهم وادی‌ها در زندگی من تأثیرگذار باشند و به آرامش برسم باید تبدیل شوم و اگر بخواهم تبدیل شوم باید آموزش بگیرم و آموزش‌ها را کاربردی کنم باید به نقطه‌ خیلی بالایی برسیم تا بتوانیم عمل سالم را تشخیص بدهیم و آقای مهندس در سی‌دی‌ مجنون فرمودند؛ بین سخن و کلام و عمل فاصله خیلی زیادی است باید مجنون باشیم تا دیدگانمان باز شود تا مجنون نباشیم نمی‌فهمیم.

زمانی که مسافرتان شال تازه‌واردین را دریافت کردند چه حسی داشتید؟

مسافر من به دلیل شرایط کاری در شهرستان بودند و دسترسی به کنگره نداشتند و این موضوع هم من و هم مسافرم را اذیت می‌کرد، اگر چه همیشه سی‌دی‌ها را گوش می‌کردند و آموزش‌ها را از سایت‌ها دنبال می‌کردند؛ اما باز هم برایشان دوری از کنگره سخت بود چون‌که تکامل در جمع صورت می‌گیرد. زمانی که برای دریافت شال، خدمت آقای مهندس رفتند من خیلی نگران بودم چرا که مسافرم خیلی جایگاه تازه‌واردین را دوست داشتند؛ ولی نمی‌توانستند خدمت کنند؛ اما زمانی فرد خواسته داشته باشد و تلاش کند مسیر برایش باز می‌شود و الان خدا را شکر شرایط برایشان مهیا شد و در حال خدمت هستند و این خیلی جای خوشحالی برای من و مسافرم دارد.

لطفاً حس خود را در مورد این کلمات بیان کنید:

همسفر: در جستجوی پیدا کردن کلید قفل‌های زنگار بسته‌ وجود خویش
راهنما: تا از خودت نگذری به خودت نرسی
بخشش و انفاق: مثل آیینه می‌ماند بازتاب نور به خودت برمی‌گردد.

و در آخر جمله پایانی خود را بفرمایید:
«هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ممکن شود»

مسئول مصاحبه: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر سیما (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .