جلسهی نهم از دورهی سیزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی راهنما مسافر محمد باقر، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر موسی با دستور جلسهی « وادی پنجم و تأثیر آن روی من » روز سه شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد باقر هستم یک مسافر، ابتدا از نگهبان جلسه،گروه مرزبانی و ایجنت محترم کمال تشکر را دارم که بنده را به عنوان استاد جلسه انتخاب نمودند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش ببینم. دستور جلسهی امروز، وادی پنجم و تأثیر آن روی من میباشد. وادی پنجم به ما میآموزد که ؛در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید. ما به عنوان یک انسان در سه جهان زندگی میکنیم که عبارتند از: ۱- جهان خواب ۲- جهان ذهنی ۳- جهان فیزیکی.

در جهان ذهنی و جهان خواب شاید بتوان با تفکر یک مسئلهای را حل نمود، زیرا ما در ذهن خودمان به هر چیزی که بخواهیم و به آن فکر کنیم فورا میتوانیم آن را تصویرسازی کنیم و در ذهن خودمان به آن دست پیدا کنیم. به طور مثال من وقتی کلمهی ساندویچ را به زبان میآورم، خیلی سریع در ذهن ما تصویری از ساندویچ نمایان میشود و یا حتی خوردن ساندویچ نیز در ذهن ما تصویرسازی میشود. در جهان خواب هم همینطور است، مثلا من الان اینجا حضور دارم ولی در خواب میبینم که در یک شهر یا مکان دیگری حضور دارم و یا کسی که دور از ما میباشد ولی در خواب میبینیم که پیش ما حضور دارد.
اما در جهان فیزیکی یا جهان خاکی که اکنون در حال زندگی در آن هستیم، تنها با تفکر هیچ کاری به نتیجه نمیرسد و به هیچ هدفی نیز نخواهیم رسید. چون برای انجام هر کاری و رسیدن به اهداف در کنار تفکر، باید تلاش و حرکت نیز انجام دهیم. به طور مثال من در ذهن خودم تفکر و تصویرسازی میکنم که اعتیاد خودم را درمان کنم و حتی تصویر لحظهی رهایی خودم را نیز در ذهن خود مجسم میکنم، ولی تا روزی که از جای خودم بلند نشوم و حرکت نکنم اعتیاد من درمان نخواهد شد و به رهایی نخواهم رسید.
در واقع در همهی کارها و در هر لحظه از زندگی این قضیه جاری میباشد و ما باید از این وادی در بیرون از کنگره ۶۰، در هر لحظه از زندگی شخصی خودمان استفاده کنیم. چون تنها با تفکر کردن ما نمیتوانیم کاری از پیش ببریم و به هیچ نتیجهای هم نخواهیم رسید. پس در کنار تفکر، باید حرکت نیز انجام دهیم. در این وادی وقتی میخواهیم از تاریکی به طرف روشنایی حرکت کنیم چند نکته را باید رعایت کنیم که اولین مورد برگشت از ضد ارزشهاست. یعنی هر کاری که ما فکر میکنیم که زشت و غیر انسانی میباشد باید به تدریج از آن دوری کنیم،
به طور مثال من اگر در روز صد تا حرف دروغ میگویم نمیتوانم بگویم که من از فردا دیگر هیچ دروغی نخواهم گفت، چون این کار نشدنی میباشد، بلکه باید به تدریج و کم کم از تعداد دروغهایم بکاهم تا به عدد صفر برسم. و یا اگر من امروز مواد مخدر مصرف میکنم، نمیتوانم فردا به یکباره این مصرف خودم را قطع نمایم. بلکه با ورود به کنگره ۶۰ و به تدریج به صورت پلهای مصرف مواد را کم میکنم و در پایان سفر اول به درمان میرسم. به طور کلی در همهی کارها وقتی میخواهیم از تاریکی به طرف روشنایی برویم اولین کار این است که برگشت کنیم و رو به سمت روشنایی بایستیم، چون به صورت دنده عقب نمیتوان طی مسیر نمود.
پس برای رسیدن به هر هدفی باید نگاه من نیز به سمت آن هدف باشد. نکتهی بعدی که در وادی پنجم به ما گوشزد کرده است که رعایت کنیم مسئلهی پسانداز و قناعت میباشد که چون من خودم فعلا از رعایت این دو مورد عاجز بودم و نتوانستم تاکنون این موارد را یاد بگیرم و انجام دهم پس در موردش صحبت نمیکنم. چون تا زمانی که من خودم نتوانم کاری را انجام دهم صحبت کردن من در مورد آن کار نیز تأثیرگذار نخواهد بود. نکتهی بعد مسئلهی خودداری میباشد، یعنی ما تا وقتی که به درستی و نادرستی یک کاری پی نبردیم باید از انجام آن کار خودداری کنیم.
به نظر من بعضی اوقات حتی با این که میدانیم انجام بعضی کارها به نفع ما است و برای ما سود خوبی دارد ولی بهتر است باز از انجام آن خودداری کنیم. به طور مثال به ما میگویند در سفر اول معامله نکنید و یا خرید و فروش بزرگ انجام ندهید، پس وقتی در سفر اول یک معاملهای برای من پیش می آید که با انجام آن میتوانم به سود کلان برسم باز با وجود منفعت زیاد باید از انجام این کار صرف نظر کنم. چون ممکن است من این معامله را انجام بدهم و به واسطهی سود کلانی که از این معامله کردم آن وقت مادیات جلوی چشم من را بگیرد و به طور کل کنگره ۶۰ و مسئلهی درمان را فراموش کنم و بدین ترتیب به پروسهی درمان و سفر من آسیب وارد شود.
چون مادیات قدرت زیادی دارد و خیلی جاها اجازه نمیدهد شخص به معنویات فکر کند و این مسیری که ما در حال طی کردن آن هستیم جزء معنویات میباشد. چون در واقع کاری که در حال انجام آن هستیم فقط اسمش درمان اعتیاد است، و به واسطهی درمان اعتیاد، از انجام کارهای زشت و نادرست زیادی که همیشه در حال انجام آنها بودیم دور میشویم. کنگره ۶۰ و این وادیها در واقع به من راه و رسم زندگی را میآموزد وگرنه به قول آقای مهندس، اعتیاد ۳۰ سال پیش درمان شد و به اتمام رسید.

پس من باید یاد بگیرم که اگر در این مکان در حال درمان شدن هستم نباید تنها به تفکر کردن بسنده کنم، بلکه باید بلند شوم و حرکت کنم و حرکت کردن هم همان سیدی نوشتن، رعایت نظم، مشارکت کردن، اعلام سفر میباشد. در پایان امیدوارم تمام این وادیها در زندگی ما تأثیرگذار باشد و نتیجهی مطلوب بدهد. از همهی شما ممنونم که به صحبتهای من توجه نمودید.
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
192