English Version
This Site Is Available In English

اخبار لژیون ویلیام وایت (نمایندگی لاله کرج)

اخبار لژیون ویلیام وایت (نمایندگی لاله کرج)

سخنان استاد:

سلام دوستان خاطره هستم مسافر.
دستور جلسه امروز وادی پنجم و تاثیر آن روی من است؛ در جهان ما  تفکر قدرت مطلق حل نیست، توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید. در این وادی می‌آموزیم که ما در حیات فعلی خودمان، در سه جهان زندگی می‌کنیم؛ جهان فیزیکی، جهان خواب و جهان ذهنی. جهان فیزیکی ما که کاملاً مشخص است، جهان خواب هم جهانی است که ساعاتی که در خواب هستیم، آنجا حضور داریم. اما آنچه بسیار مهم و تاثیرگذار است و شاید چندان متوجه آن نباشیم، جهان ذهنی است. ما هر کاری بخواهیم در زندگی انجام دهیم، در قدم اول باید ساختار ذهنی مناسبی برایش به وجود بیاوریم، و بعد آن را از قوه به فعل درآورده و اجرا کنیم.
در کتاب عشق برای درک بهتر این موضوع مثالی ذکر شده؛ خوردن ساندویچ. یعنی حتی برای انجام کاری به سادگی ساندویچ خوردن هم باید اول ساختار ذهنی درست و مناسبی در ذهن به وجود بیاوریم تا درنهایت بتوانیم آن را عملی کنیم. یعنی اول باید آن را در ذهن خود ترسیم نماییم؛ دقیقاً چه نوع ساندویچی می‌خواهیم؟ آیا قصد داریم آن را در خانه درست کنیم یا از بیرون بخریم؟ و ... در نظر گرفتن تمام مسائل مربوط به خوردن ساندویچ، همان به وجود آوردن ساختار ذهنی مناسب و قابل اجرا است.
اگر می‌خواهیم سفر درمان ویلیام انجام دهیم همینطور؛ ابتدا باید در ذهنمان به این باور برسیم که می‌خواهیم این کار را انجام دهیم، تمام ملزومات این سفر را فراهم کرده و سختی‌های راه را به جان بخریم، و بعد شروع کنیم.
اما فکر کردن و برنامه‌ریزی در جهان ذهنی کافی نیست و هرگز ما را به نتیجه نمی‌رساند. هرقدر خواسته شما قوی باشد، تا زمانی که فقط در جهان ذهنی است و از قوه به فعل درنیامده، ارزشی ندارد. یعنی تا زمانی که شما حرکتی را برای برآورده کردن آن خواسته انجام ندهید، به نتیجه نمی‌رسید. "با حلوا حلوا گفتن، دهان شیرین نمی‌شود".
بعد از مشخص شدن هدف و خواسته‌ام، باید در مسیر رسیدن به آن حرکت کنم. درواقع زمانی که هدفم را انتخاب کردم، برمی‌گردم به وادی اول یعنی تفکر؛ به چه چیزهایی نیاز دارم تا به هدفم برسم؟ آیا حاضرم سختی‌های مسیر را تحمل کنم؟ چه کارهایی برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید انجام دهم؟ چه زمانی را برای انجام آن باید در نظر بگیرم و...
رسیدن به هر خواسته‌ای حرکت و تلاش می‌خواهد. اگر خواسته من رهایی از بند سیگار و مواد است، هیچ شکی نیست که در کنگره به درمان قطعی می‌رسم. ولی باید سختی‌های راه را به جان بخرم و فرمانبرداری کنم، باید دوره سازگاری را پشت سر بگذارم تا نقطه تحملم را بالا ببرم، و این فرصت را به جسم خود بدهم تا با تغییرات جدید هماهنگ شود و پروسه جایگزینی اتفاق بیفتد.
در دوران مصرف سیگار، نحوهٔ دریافت نیکوتین به شکل دودی و از طریق دهان و ریه‌ها بود، حال نیکوتین مورد نیازم را به صورت خوراکی با آدامس نیکوتین دریافت می‌کنم. جسم خیلی سریع خودش را با تغییرات هماهنگ می‌کند. جایگزینی آدامس نیکوتین طی ۲۱ روز تا دو ماه اتفاق می‌افتد. اما آنچه در مقابل تغییرات مقاومت می‌کند، ذهن و کالبدهای دیگر ماست. هرقدر دانایی انسان پایین‌تر باشد، در مقابل تغییرات مثبت مقاومت بیشتری دارد. این تغییرات مثبت می‌تواند درمان سیگار باشد یا درمان اعتیاد، ورزش کردن، درس خواندن، صبح زود بیدار شدن و... فرقی نمی‌کند، ذهن می‌خواهد شما را گول بزند و می‌گوید: الان وقت مناسبی نیست، الان انرژی لازم را نداری! خیلی هم مهم نیست، بعداً انجامش می‌دهی! و زمان همینطور می‌گذرد، شاید سال‌ها طی شوند و من هیچ تغییری نکرده باشم.
در این وادی هفت پله معرفی شده برای طی کردن سفر و خارج شدن از تاریکی، که دو مورد اول در سفر درمان نیکوتین بسیار حیاتی و مهم است؛ بازگشت از ضد ارزش‌ها و خودداری. در پارامتر بازگشت از ضد ارزش‌ها، جناب مهندس جمله بسیار زیبایی می‌گویند: "وقتی روان آدمی به ضد ارزش‌ها آلوده گردد، بی‌قرار می‌شود". این جمله بسیار کلیدی و کاربردی است. ما چه زمانی بی‌قرار می‌شویم و حالمان بد است؟ زمانی که روان و ذهن ما به ضد ارزش‌ها آلوده می‌شود. ضد ارزش‌ها می‌تواند مصرف سیگار و مواد باشد یا دروغ گفتن، غیبت کردن، تجسس در مسائل دیگران، رشوه گرفتن، پیمان‌شکنی، تنبلی و اهمال‌کاری، حتی افکار منفی، افکاری از جنس ترس، ناامیدی، خشم و کینه.
انجام ضد ارزش‌ها شما را دچار آشوب و حال بد می‌کند. شاید برخی پیش خودشان بگویند؛ من که برنامه درمان و وظایفم را درست انجام می‌دهم، در کلاس‌ها حضور دارم و سی‌دی‌هایم را می‌نویسم، پس چرا ناآرام و بی‌قرار هستم؟ چون روان به یک ضد ارزش آلوده شده است. این بی‌قراری به شما می‌گوید که  یک جای کار ایراد دارد. باید افکار و اعمالتان را بازنگری کنید. هر کسی فقط خودش می‌داند درگیر چه موضوعی یا چه حس منفی شده است.
ما در ابتدای ورود به کنگره مانند درختی هستیم که موریانه به آن زده و پوسیده شده است، ولی وقتی سفرمان را شروع می‌کنیم، جوانه‌های کوچک و ریز سیستم شبه افیونی ما شروع به رشد می‌کنند. باید از آن جوانه‌ها مراقبت کنیم تا قوی و محکم شوند و به رشدشان ادامه دهند.
ما در جایی از مسیر اصلی منحرف و وارد بیراهه شدیم و در تاریکی حرکت نمودیم، حال همان مسیر را باید بازگردیم تا دوباره به نور و روشنایی برسیم، اینجا تازه همان جایی است که از مسیر خارج شدیم، هنوز راه درازی در پیش داریم تا به مقصد نهایی برسیم.
پارامتر دوم این وادی، خودداری است. این آیتم برای سفر اول بسیار لازم و ضروری است. زمانی که من نمی‌دانم انجام کاری درست است یا غلط، به نفع من است یا به ضرر من، باید از انجام آن خودداری کنم و آن را انجام ندهم. این خودداری می‌تواند در مورد مهمانی یا مسافرت رفتن باشد، یا انجام یک سرمایه‌گذاری و ... اگر به جایی دعوت می‌شوید، خودتان فکر کنید آنجا در شأن شما هست یا خیر، جایتان امن و خیالتان راحت است؟ گاهی جایی یا سفری می‌رویم و با حال بد از آنجا بازمی‌گردیم. شاید آنجا حتی خبری از سیگار و مواد هم نباشد، ولی غیبت، قضاوت، تجسس و غیره فضای آنجا را بسیار منفی ساخته و حال شما را به هم می‌ریزد. باید به این آگاهی برسید و یاد بگیرید از خودتان محافظت کنید و خودتان را دوست داشته باشید. اشکالی ندارد اگر در تعطیلات جایی نروید، می‌توانید این زمان را صرف خودتان کنید و به کارهای عقب مانده بپردازید.

گردآوری و تایپ: مسافر سارا- نمایندگی لاله کرج
ویرایش و ارسال: مسافر خاطره

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .