English Version
This Site Is Available In English

پس‌انداز امروز، آرامش فردای ماست

پس‌انداز امروز، آرامش فردای ماست

نهمین جلسه از دور دوم لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی دستیار دیده‌بان مسافر بهنام،نگهبانی پهلوان مجتبی و دبیری مسافر امید با دستور جلسه«وادی پنجم و تاثیر آن روی من»در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۳۰ ساعت ۱۵:۴۵ دقیقه آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، بهنام هستم، مسافر.

شاکر و سپاسگزار خداوند هستم بابت اینکه امروز در اینجا حضور دارم.
و اما راجع به دستور جلسه وادی پنجم؛ معمولاً توی لژیون سردار از دستور جلسات، جنبه‌های مالی آن‌ها را باز می‌کنیم و در وادی پنجم هم دو نکته‌ی قناعت و پس‌انداز مطرح شده که می‌تواند خیلی دستور جلسه مهمی باشد.

اصولاً خود من راجع به موضوعاتی صحبت می‌کنم که آن‌ها را در زندگی عملیاتی می‌کنم، چون اگر این‌طوری نباشد، صحبت‌ها دلچسب نمی‌شود.
اما توی وادی راجع به موضوع پس‌انداز صحبت می‌شود. در ابتدا شاید این موضوع سخت به نظر برسد، با توجه به شرایط اقتصادی و مسائل و مشکلاتی که در این مدت بر ما گذشت؛ همه هم در این دوران تحت فشار بودند، چه افرادی که از نظر مالی قوی بودند و چه افرادی که ضعیف بودند، هرکدام به نوع خودش.

تأثیری که وادی پنجم روی زندگی من داشت خیلی جالب بود. در ابتدا شاید چندان به چشم نیاید، اما وقتی توجه کنیم متوجه می‌شویم. دو تا موضوع قناعت و پس‌انداز را دیدم که چقدر در زندگی من تأثیرگذار بود و کمکم کرد و باعث شد نظم پیدا کنم و با وجود داشتن شغل آزاد، نه چکم برگشت خورد، نه حسابم به هم ریخت و نه اعتبارم به هم ریخت و همه مربوط می‌شود به مسائلی که در وادی پنجم مطرح شده؛ شاید نتوانستم صددرصد اجرایی کنم، اما به مقدار زیادی توانستم اجرایش کنم.

به‌طور مثال، در این سال‌ها من می‌توانستم خرج‌های زیادی را بکنم، اما نکرده‌ام و این‌ها همه از آموزش‌های کنگره بود. می‌توانستم ماشینم را عوض کنم، اما نکرده‌ام و سعی کرده‌ام با یک ماشین معمولی‌تر سر کنم.
مثلاً هستند انسان‌هایی که خودشان را می‌برند زیر قسط و قرض برای خرید چیزهایی که شاید ضرورتی هم ندارند، اما ما با آموزش‌هایی که در سی‌دی‌ها دیده‌ایم، سعی کردیم از این‌جور مسائل جلوگیری کنیم و از سر و ته یک‌سری هزینه‌ها بزنیم؛ مثلاً ضرورتی ندارد هر روز برویم یک جای گران‌قیمت و غذا بخوریم یا برای لباس خریدن، ضرورتی ندارد برویم و گران‌ترین لباس‌ها را بخریم. همین کارهای به ظاهر ساده را اگر بتوانیم به مرور و کم‌کم اجرایی کنیم، می‌بینیم که در شرایط بحرانی چقدر می‌توانیم مفید عمل کنیم.

مثلاً در بحث پس‌انداز، جناب مهندس چندین سال پیش راجع به طلا یک سی‌دی داده بودند بیرون؛ در آن زمانی که طلا فکر می‌کنم حدود گرمی ۲۰۰، ۳۰۰ هزار تومان بود. بعد از این سی‌دی، من دیگر پول نگه نداشتم و هر پولی که به دستم می‌آمد، سعی می‌کردم یک تکه طلا بخرم، حتی شده ۵۰ سوت، و این می‌شود پس‌انداز. بعداً اگر می‌خواستم کاری انجام دهم، می‌دیدم که به راحتی می‌توانم و مشکلم کاملاً حل می‌شد.

مهم این دستور جلسات این است که آموزش‌ها و مطالب را تا حد امکان بتوانیم اجرایی کنیم. شرایط اقتصادی، مشکلات مالی و ... این‌ها همه هست، ولی مانع این نیست که ما نتوانیم پس‌انداز کنیم، حتی مقدار کم.
تجربه به من ثابت کرده است که از حرف انسان نتیجه نمی‌گیرد. هرچقدر هم که زیبا صحبت کنیم، اما اگر عمل نداشته باشیم، هیچ فایده‌ای ندارد و وادی پنجم ما را به این وا می‌دارد که این مسائل را عملیاتی کنیم، حتی به مقدار کم.

این موضوع را هم باید بدانیم که ما یک پس‌انداز مالی داریم، یک پس‌انداز معنوی. این پس‌انداز معنوی را خیلی‌ها چون بازخورد بیرونی ندارد، شاید به آن توجهی نمی‌کنند. در سی‌دی «مسئولیت» استاد امین، برای قبولی در آزمون یک توضیح خیلی عالی دادند و آن این بود که: برای قبولی شما به دو موضوع احتیاج دارید؛ خواندن مطالب، حتی کم و تداوم.
نکته‌ای که در این بحث مطرح است این است که شاید آن لحظه نتیجه ندهد، اما در ادامه نتیجه آن را می‌بینیم.
یک سری مواقع بود که جناب مهندس وقتی سی‌دی می‌دادند، شاید همان لحظه به درد من نمی‌خورد، اما می‌دیدم که دو سال بعد یک اتفاقی برای من می‌افتاد که آن مطلب کمک من می‌کرد. آن مطلب برای من مثل پس‌انداز بود.

لژیون سردار هم به همین شکل است. شاید در آن لحظه مشکلات مالی داشته باشیم که در ذهن ما این موضوع مطرح شود که در سردار شرکت نکنم یا تعهدم را پرداخت نکنم؛ اما اگر در آن دقت کنیم، متوجه می‌شویم که این هم خود یک پس‌انداز است. شاید در ابتدا تحت فشار باشیم، اما دو سال بعد خودش را نشان می‌دهد.
خدماتی که ما در کنگره انجام می‌دهیم، معمولاً پس از یک مدت از پایان آن، نتایجش را نشان می‌دهد. در مورد پس‌انداز هم به همین شکل است؛ شاید در زمان پس‌انداز خودش را نشان ندهد، اما در زمان گرفتاری خودش را نشان می‌دهد و به کمک ما می‌آید.

عددی که برای سرداری تعیین کردند، ۶ میلیون تومان است که می‌شود ماهی ۵۰۰ هزار تومان، که خیلی مبلغ بزرگی نیست؛ به طوری که در قیاس می‌شود هم‌قیمت پول یک شانه تخم‌مرغ. این‌ها باعث می‌شود که در مسائل مدیریت مالی در زندگی موفق شویم.

عکس:مسافر عباس

تایپ و تنظیم:همسفر یاسین

نمایندگی امیر اراک

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .