در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. وادیها مسیر درست زندگی کردن را به ما میآموزند. من از وادی اول دریافتم که بدون تفکر و اندیشه، به ناکامیها و پوچی برمیخورم و باید برای هر کاری ابتدا تفکر کنم.
وادی دوم برای من امیدی بود که مسیر درست زندگی کردن را آموختم، پس هر شرایطی برای من پیش میآید، خداوند میداند که میتوانم با آن کنار بیایم. هیچ چیز بی دلیل نیست و همه حکمت و رحمت زندگی هستند. وادی سوم میگوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند و وادی چهارم بیان میکند: در مسائل حیاتی به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن؛ من نباید مسئولیتهای خود را حتی به خداوند واگذار کنم، باید ابتدا نهایت تلاش را انجام بدهم، در پایان امور را به خداوند بسپارم.
وادی پنجم این چهار وادی را کامل میکند، در این وادی تمرین میکنیم تا ساختارهای تفکر خود را از قوه به فعل درآوریم، یعنی فقط دانستن کافی نیست. در چهار وادی اول دانستم و راه را پیدا کردم و این وادی میگوید که اجرا کنم. زمانی که من دانستههای خود را در زندگی عملی کنم، سپس میتوانم، آنها را به فرزندان خود نیز آموزش بدهم. زمانی که من فهمیدم؛ اما اجرایی ندارم، چگونه میتوانم به فرزندان خود آموزش بدهم، پس ابتدا پاکسازی و سازندگی را با اصلاح اخلاق، رفتار و کردار از خود شروع میکنم. در کل بایستی سه اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را همیشه در نظر داشته باشم. آنچه آموختهام را در زندگی خود اجرا و عملی کنم؛ یعنی تزکیه و پالایش را از خود آغاز کنم. وادی پنجم میگوید: با تغییر خود میتوانم، دنیای اطراف را نیز تغییر دهم. باید فکر و اندیشه خود را از سمت منفی به طرف مثبت هدایت کنم و از ضد ارزشهایی مانند تجسس، قضاوت و غیبت کردن دوری کنم.
مسیر زندگی، مسیری پرپیچ و خم با فراز و نشیبهای غیرقابل پیشبینی است. یکی از نکاتی که من هیچگاه نمیتوانستم، انجام دهم؛ پس انداز کردن بود، همیشه از این کار خود، رنج میبردم؛ اما اکنون راه پسانداز کردن را با عضویت در لژیون سردار آموختم و پسانداز را حکمت و معجزهای میدانم که برکت دارد. وادی پنجم میگوید: توکل کنم، وارد مرحله تسلیم در مقابل قدرت مطلق شوم و در تمامی مراحل زندگی خود با تفکر، تلاش و کوشش حرکت کنم.
اینکه در وادی سوم آموزش گرفتم، هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند، یعنی خود باید برای خویش کاری کنم. در کنگره۶۰ ورزش کردن هفتگی به من یادآور شد که باید برای خود زمان و انرژی قائل شوم. پیش از کنگره فکر میکردم، کارهای فراوان روزمره مانند ورزش برای جسم من است. هیچ ورزشی نمیکردم و انگیزهای برای این کار نداشتم. با حضور در کنگره60 آموختم، ورزش نقش مهمی برای جسم، روان و جهانبینی من دارد و میتواند، کمک بزرگی به تزکیه و پالایش من بکند.
ابتدا برای من بسیار دشوار بود، دریافتم با تلاش و کوشش، ذرهذره این سختیها آسان خواهند شد و میتوانم، ساختارهای فکر خود را به ساختارهای عملی و اجرا تبدیل کنم. خدا را شاکر و سپاسگزار این مسیر و این آموزشها هستم و از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، تشکر میکنم که این آموزشها را در اختیار من قرار دادهاند تا راه درست زندگی کردن را بیاموزم.
نویسنده: همسفر ترانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه از لژیون پنجم، رشته ورزشی شطرنج
رابط خبری: همسفر نرگس مرزبان خبری پارک ملت دنا شهرضا
ویرایش و ارسال: همسفر سعیده از نمایندگی خواجو، رشته ورزشی بدمینتون، دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
105