گاهی تصور میکنیم با دانستن، اندیشیدن یا آرزو کردن، مسیر تغییر آغاز شده است؛ اما وادی پنجم به ما میآموزد که تفکر، بهتنهایی قدرت مطلق حل نیست، بلکه زمانی به ثمر مینشیند که با حرکت، عمل و رسیدن همراه شود. هیچ تغییری با ایستادن اتفاق نمیافتد و هر مقصدی، حاصل قدمهایی است که با آگاهی، مسئولیتپذیری و عمل سالم برداشته میشوند. وادی پنجم پلی است میان دانستن و شدن، جایی که آموزشها از ذهن به زندگی وارد میشوند و انسان با اجرای آنها، آرامآرام مسیر رشد و تعادل را تجربه میکند.
در خدمت همسفر لاله، راهنمای تازه واردین هستیم تا گفتگویی صمیمی و آموزنده با ایشان داشته باشیم. ایشان به همراه مسافرشان با تخریب ۲۸ سال آنتیایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. با روش DST و داروی اپیوم به مدت ۱۵ ماه به راهنمایی مسافر اکبر و همسفر سمیه سفر کردند. هم اکنون به مدت ۲ سال و ۱۱ ماه است که آزاد و رها هستند. ورزش مسافرشان والیبال و ورزش خودشان تنیس روی میز است.
وادی پنجم چگونه نگاه شما را از دانستن به عمل کردن تغییر داد؟
۴ وادی اول در مورد تفکر صحبت میکند و بسیار مهم هستند. نقشه راه را نشان میدهند و این آمادگی را بهوجود میآورند که با نگاه و نگرش صحیح، حرکت درست داشته باشیم. در این جهان، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ باید همراه با حرکت باشد. وادی پنجم اولین وادی است که وارد عمل میشویم. این وادی به من گفت: اگر دانستههای خود را در عمل اجرا نکنید، هیچ ارزشی ندارد و به نتیجه نمیرسید. اگر میخواهید به اهدافتان برسید؛ باید از مرحله تفکر و سخن، وارد مرحله عمل شوید.
بزرگترین مانع اجرای تفکرات چیست؟ چگونه با ابزارهای وادی پنجم (صبر، قناعت، خودداری) بر آن غلبه کنیم؟
بزرگترین مانع، ذهن ناآرام است تا به آرامش نرسیم نمیتوانیم از فکر به عمل برسیم. برای اینکه بتوانیم ذهن آرامی داشته باشیم و آرامش را به درون برگردانیم؛ باید مراحلی که برای پالایش انسان نیاز است و در وادی پنجم آمده است اجرا کنیم. ۷ پله در این وادی آمده است که باید پلهها را به مرور زمان طی کنیم تا به مرحله آرامش قدم بگذاریم و بتوانیم وارد عمل شویم؛ باید تزکیه را از خود شروع کنیم، از ضدارزشها دوری کنیم و به طرف ارزشها حرکت کنیم.
تجسس، قضاوت و غیبت چگونه مسیر حرکت و رشد ما را متوقف میکنند؟
این رفتارها ضدارزش هستند. شخص اول تجسس میکند، بعد قضاوت میکند، مثل کسی که فقط یک یا چند تکه از پازل را میبیند و قطعات بعدی را به دلخواه خودش میچیند و قضاوت نادرست را انجام میدهد، بعد شروع به غیبت کردن میکند. در غیبت انرژی و زمانی که باید صرف بازسازی درون شود، صرف غیبت میشود. این کارهای ضدارزش باعث میشوند که حداقل برای مدتی از مسیر تکامل دور شویم و رشد متوقف میشود.
تداوم قدمهای کوچک چه تأثیری در رسیدن به هدفهای بزرگ دارد؟
موفقیت نتیجه تداوم قدمهای کوچک است. وادی پنجم به من یاد داد که هر روز یک قدم کوچک، از برداشتن قدمهای بزرگ اما ناپیوسته ارزشمندتر است. مثلاً اگر هر روز سیدی گوش بدهم، چند خط بنویسم و ... شاید در یک روز تغییر بزرگی نبینم؛ اما بعد از چند ماه متوجه میشوم که شخصیت، نظم و آرامش من تغییر کرده است. انسان با تداوم قدمهای کوچک میتواند بزرگترین تغییرات را در زندگی خود ایجاد کند و مسیر رسیدن به هدف را آسان سازد.
کدام یک از آموزشهای وادی پنجم را برای شروع یک تازهوارد بهترین میدانید؟ چرا؟
صبر، همیشه به تازهواردین میگویم به فرایند درمان اعتماد کنید و صبور باشید. ما برای درمان نیاز به زمان داریم؛ باید صبور باشیم. صبر یعنی با حضور در جلسات، گوش دادن به سیدیها، فرمانبردار راهنما بودن، خدمت و طی کردن زمان فرصت دهیم تا جسم، روان و جهانبینی بهتدریج بازسازی شوند. صبر یعنی طی کردن زمان و در مسیر درست، با تلاش و حرکت کردن است.

به نظر شما ارتباط میان حرکت، تغییر و رشد چیست؟
رکود بر هیچ موجودی جایز نیست، ارتقاء و هر تغییری همیشه به وسیله حرکت انجام میگیرد و اساس هستی، تغییرات و تبدیلات است. بدون حرکت، هیچ تغییر و رشدی شکل نمیگیرد. وقتی حرکت میکنیم، راه نمایان میشود و این یک قانون است. ما اگر حرکت و تلاش کنیم، به رشد و ارتقاء میرسیم؛ بهعنوان مثال اگر درس بخوانم، مطالعه داشته باشم، میتوانم وارد مرحله بالاتر شوم. هیچ تلاشی بینتیجه نیست، مشروط به اینکه مبدأ، مقصد و هدف آن دقیق مشخص باشد. کسی به ارتقاء میرسد که در مسیر درست حرکت میکند.
وادی پنجم چگونه به ما یاد میدهد که بهجای فردا از امروز شروع کنیم؟
در این وادی باید ساختارهای فکری خود را به ساختارهای عملی و اجرایی تبدیل کنیم، بهجای گفتن از فردا شروع میکنم یا از شنبه شروع میکنم، از همین امروز و همین لحظه شروع کنیم. قبلاً بارها تصمیم میگرفتم که از فردا فلان کار را شروع میکنم؛ اما آن فردا هیچ وقت نمیرسید. وادی پنجم به من یاد داد که تغییر با انجام عمل و حرکت آغاز میشود، نه با انتظار برای شرایط ایدهآل، لازم نیست همه کارها را یکباره انجام دهم، کافی است همین امروز یک قدم بردارم. شاید فقط ۱۰ دقیقه مطالعه، نوشتن چند خط از سیدی یا چند دقیقه پیادهروی باشد؛ اما همین قدمهای کوچک، آغاز حرکت است.
تفاوت درمان در کنگره با سایر روشهایی که قبل از آن تجربه کرده بودید در چیست؟
مسافر من قبل از کنگره، چند تجربه سقوط آزاد داشت؛ اما هر بار بعد از مدتی برمیگشت و مواد مصرف میکرد؛ اما تجربهاش در کنگره متفاوت بود؛ زیرا با روشن شدن صورتمسئله اعتیاد و ترسیم مثلث درمان و پرداختن به هر سه پارامتر جسم، روان و جهانبینی بهصورت همزمان و بهموازات هم، او نیز مانند بسیاری از الگوهای زیادی که در کنگره میبینیم، بهطور قطع به درمان رسیدند؛ بهعنوان مثال یک مصرفکننده تریاک که درمان شده است، اگر به مزرعه کشت خشخاش برود، نه نیازی به مصرف دارد و نه وسوسهای را احساس میکند.
خدمت در جایگاه راهنمای تازهواردین چه درسی درباره حرکت و عمل به شما داد؟
خدمت در جایگاه راهنمای تازهواردین به من یادآوری میکند که رشد، با حرکت، استمرار و خدمت صادقانه به دست میآید. در این جایگاه یاد گرفتم که حرکت یعنی مسئولیتپذیر باشم و با محبت و عشق، وظیفه خود را انجام دهم. هر بار که آموزشها را برای دیگران توضیح میدهم، خودم آنها را عمیقتر درک میکنم و تلاش میکنم بیشتر به آنها عمل کنم؛ باید پیوسته در تلاش باشیم تا آموزشها را در عمل اجرا کنیم.

وادی پنجم چه نقشی در ساختن نظم در زندگی دارد؟
به نظر من نظم یکی از نتایج عمل به وادی پنجم است تا قبل از آشنایی با کنگره میدانستم نظم خوب است؛ اما فقط در حد فکر بود. وادی پنجم به من یاد داد که دانستن کافی نیست، باید هر روز قدمهای کوچک و عملی بردارم. برای ساختن نظم، از کارهای ساده شروع کردم، مثلاً صبح زودتر بیدار میشوم یا از غذای سالم استفاده میکنم. در ابتدا سخت بود؛ اما با تکرار، کمکم این کارها به عادت تبدیل شدند. فهمیدم نظم یکباره ساخته نمیشود، بلکه حاصل انجام مداوم کارهای کوچک و درست است. صبر، استمرار و عمل ۳ عاملی هستند که کمک میکنند نظم را در زندگی ایجاد کنیم. امروز هر زمان نظم بیشتری دارم، آرامش بیشتری هم احساس میکنم و بهتر میتوانم عملگرا باشم.
یک تجربه عینی از تبدیل یک فکر به عمل در زندگیتان بگویید که نتیجهاش برای شما شیرین بود؟
همیشه دوست داشتم روزانه پیادهروی داشته باشم. بارها شروع میکردم؛ ولی ادامهدار نبود. میدانستم که پیادهروی برای سلامتی مفید است؛ اما زمانی که وارد عمل نشوم، هیچ ارزشی ندارد و فقط در حد دانستن است. بعد از مدتها با خودم عهد کردم که بدون بهانه انجامش میدهم. در روزهای اول نیاز به تلاش داشت؛ بعد از مدتی که پیادهروی را بهطور منظم انجام دادم، دیگر برای شروع آن لازم نبود هر روز با خودم بحث کنم یا انگیزه خاصی پیدا کنم. کاری که در ابتدا فقط یک فکر و تصمیم بود، کمکم به بخشی از برنامه روزانه من تبدیل شد. فعالیتی که با عشق انجام میدهم.
کلام آخر:
خداوند یکتا را هزاران بار شکر که من را با کنگره آشنا کرد. از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، از دکتر امین سپاسگزارم. تشکر میکنم از راهنمایم همسفر سمیه و از تمام خدمتگزاران کنگره، بهویژه خدمتگزاران سایت کمال تشکر را دارم.
مصاحبه کننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف نجف آباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
304