جلسه اول از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یزد، به استادی راهنما همسفر وجیهه، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که فرصت آموزشدیدن از شما دوستان را به من عطا کرد. از آقای مهندس، خانواده گرامیشان، راهنمایانم، ایجنت و مرزبانان، نگهبان جلسه و تمامی شما سپاسگزارم. بعضی چهرهها آشنا و برخی ناآشنا هستند؛ اما تفاوتی نمیکند؛ زیرا همه ما اعضاء یک پیکره، یعنی کنگره۶۰ هستیم و پیوند محبتی در کنگره جاری است ما را به هم متصل نگه داشته است.
در داستانی از مولانا آمده مردی مدام یارب، یارب میگفت، شیطان به او گفت: آنقدر یارب گفتی لبیکی هم شنیدی؟ مرد پاسخ داد: نه، شیطان گفت: پس چرا ادامه میدهی؟ او هم ادامه نداد، تا اینکه شبی حضرت خضر را در خواب دید، ایشان پرسیدند: چرا دیگر یارب نمیگویی و نیازت را به زبان نمیآوری؟ مرد گفت: چون لبیکی نشنیدم، حتماً از درگاه حق رد شدم. ایشان فرمودند: حق را خواندن، لبیکی از جانب خدا بوده است.
همه ما در بیقراریها، دلواپسیها و دلشکستگیهایمان بارها و بارها خداوند را صدا زدهایم و اکنون اینجا نشستهایم و این جز پاسخ، لطف و فرمان نیکوی خداوند چیز دیگری نیست، اگر قدردان نباشم، مانند آن مرد، فرمان شیطان را اجرا کرده و محروم خواهم شد. ورود من به اینجا آغازی برای صدور فرمانهای نیکوی بیشتر است و این به خود من بستگی دارد؛ چراکه عمل امروز من تقدیر فردایم را رقم میزند و به فرموده استاد اگر در مقابل مشکلات جلودار باشیم، قطعاً فرمانهای نیکوتری حاصل میگردد.
هر کدام از ما میخواهیم روزبهروز حالمان بهتر شود و از زندگی بهتری برخوردار باشیم؛ بدینمنظور باید توانایی بهدست آوریم. مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «قدرت عمل» مثلثی را برای رسیدن به این توانایی معرفی میکنند که اضلاع آن عبارتنداز: قدرت تفکر، قدرت و توانایی انجام کار، قدرت فیزیکی یا جسمی. تفکر آغاز شکلگیری ساختار است، چه مثبت و چه منفی، تفکر یعنی من بتوانم روی یک مسئله (مالی، بیماری، ازدواج و...) تمرکز کنم. بحث ما تفکر مثبت است و من این قدرت را نداشتم، چون ذهنم مانند خانه بیدروپیکری بود که وقتی میخواستم؛ مثلاً برای درمان مسافرم راهی پیدا کنم همه گرفتاریها و قیاسها، چرا این مشکلات مال من است و هیچکس به فریادم نمیرسد، به ذهنم هجوم میآوردند و نمیتوانستم تمرکز کنم. چرا این اتفاق میافتاد؟
در جهان هر چیز، چیزی جذب کرد
گرم، گرمی کشید و سرد، سرد
اگر چوبی در کنارآهنربا باشد، جذب نمیشود؛ پس در وجود من قطب منفی حسادت، ناسپاسی و... وجود داشته است که این افکار به سمت من آمدند؛ بنابراین اول باید جنس ذرات وجودی خودم را تغییر دهم، درواقع باید کیمیاگری کنم، برای همین باید از پلههای وادی پنجم بالا بروم. پله اول دوری و برگشت از ضدارزشهاست. هر فکر و کاری که انرژی من را میگیرد و اجازه تمرکز برای رسیدن به خواسته معقول را نمیدهد ضدارزش است، دیدهبان مسافر احمد میفرمایند: «گناه، یعنی هرز انرژی». پس میخواهم گناهکار نباشم، پله بعدی خودخودداری است، دکتر امین در فایل صوتی «جهان ذهنی» میفرمایند: «دوریکردن از ضدارزشها به پارامتر دیگری نیاز دارد که مکمل آن است و آن خودداری است». خودداری به معنی سرپیچی، بردباری و خویشتنداری است. دلیل مکملبودن به نظر من این است که وقتی میخواهم از ضدارزشی مثل قضاوت دوری کنم، قضاوتنکردن سخت است، درواقع وارد مبارزه و جنگ شدهام و تحت فشار قرار میگیرم، برای خودداری باید آگاهی بیشتری بهدست بیاورم و آثار سوء قضاوت را بشناسم و این آگاهی باعث میشود فشار کمتری بر من وارد شود.
وقتی از درستبودن کاری مطمئن هستم باید آن را انجام دهم؛ اما زمانیکه با وجود بررسی، شک دارم؛ باید دست نگه دارم و بیشتر آگاهی کسب کنم و در زمان دیگری آن را به انجام برسانم. این پله آنجا برای من بیشتر خودنمایی میکند که میبینم یکی اشتباه میکند و من خویشتنداری میکنم؛ مثلاً مسافرم گریز میزند، نفس اماره میگوید به او بگو، فکر نکند نمیفهمی؛ ولی من از فرمان آن سرپیچی میکنم، چرا؟ چون این جمله استاد را به یاد میآورم که «اگر افتاده بر زمین را بلند کنی، قدرت تفکر را از او میگیری». اگر پیله کرم ابریشم را بشکافم، هرگز پروانهشدن و پرواز را تجربه نخواهد کرد، مسافر من هم باید خودش به این تفکر برسد که باید بلند شود و پیله تاریکی را با قدرت بشکافد، اگر به اجبار و فرار از سرزنش من این کار را بکند، به رهایی نخواهد رسید. آیا خویشتنداری و حرفنزدن آگاهانه صبر و بردباری نمیطلبد؟
آنجاکه در ذهنم با او جنگ و دعوا راه نمیاندازم که درستبشو نیستی؛ یعنی بیماری او را پذیرفتم و از قضاوت اينکه آدم بهدردنخوری هستی دست برداشتم. آنجاکه با دیگران وارد رقابت نشده که باید فرزندان من بهترین شوند و به جای فراهمکردن یکسری امکانات که ضرورتی هم ندارند، محبت خود را نثار فرزندانم کرده و خواسته معقول و نیاز آنها را در زمان مناسب برآورده میکنم، زیرا به فرموده دکتر امین «محبت، یعنی اجرای خواسته معقول» در اینجا بهنوعی قناعت را پیشه میکنم. قناعت فقط در مال نیست، در تربیت فرزند هم هست.
اعتیاد، یعنی ورود خانواده به میدان جنگ و به فرموده دکتر امین «همسفر مسئول تدارکات جنگ است». در این شرایط بیشتر تلاش کرده و بار مسئولیت بیشتری بهعهده میگیرم و نکته مهم اينکه یاد گرفتم فقط تلاش من مطرح نیست، بلکه نیرویی برتر مرا مورد لطف خود قرار داده و تنها نخواهد گذاشت، با این امید و توکل دست از تقلاکردن برای خروج مسافرم از تاریکی دست برمیدارم و خواستههایم را اولویتبندی کرده و انجام آنچه حتی معقول است را به زمان دیگری واگذار میکنم؛ آیا این فداکاری و ازخودگذشتگی نیست؟ البته منظورم این نیست که بار سفر مسافر را به دوش بکشم، سفر به عهده اوست و بایستی رفتهرفته مسئول مدیریت خانواده را که احیاناً از او گرفتم را به خودش برگردانم. خانم آنی بزرگ الگویی بارزی هستند که خویشتنداری و ازخودگذشتگی را درس دادند، حال اگر من هم بیاموزم و عمل کنم استخوانهایم در زیر امواج زندگی خرد نمیشود. خویشتنداری ساده نیست، اما لازم است با کسب این صفت آرام میشوم و قطعاً عطر آن در فضای خانه پراکنده خواهد شد و هر یک از اعضاء خانواده میخواهند که بیدار شوند و زندگی را لمس کنند و این همان حرکت در جهت احیاء خانواده است.
امیدوارم همه ما با علم و محبتی که از کنگره دریافت میکنیم، بتوانیم به خود و دیگران آسیب وارد نکرده، مراقب یکدیگر باشیم و برای رسیدن به این مهم؛ باید وادیها را طی کرده و علم جهانبینی را فراگیریم.
.jpg)
۱۴جلسه نگهبانی همسفر اخترالسادات به پایان رسید و همسفر فرزانه با تقدیر از ایشان در این جایگاه قرار گرفت.
خداقوت به همسفر اخترالسادات و تبریک به همسفر فرزانه

۷جلسه دبیری همسفر زهرا به پایان رسید و همسفر فرزانه با تقدیر از ایشان در این جایگاه قرار گرفت.
خداقوت به همسفر زهرا و تبریک به همسفر فرزانه

اهدای لوح تقدیر دنوری همسفر افضل توسط نگهبان لژیون سردار

مرزبانان کشیک: همسفر سبا و مسافر محمدحسین
تایپیست: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
عکاس خبری: همسفر الهه رهجوی راهنما فهیمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
383