English Version
This Site Is Available In English

وقتی وادی پنجم را دوباره زندگی می‌کنم

وقتی وادی پنجم را دوباره زندگی می‌کنم

سلام دوستان فروغ هستم همسفر

خداوند را شکر می‌کنم و از لژیون سردار سپاسگزارم که بعد از مدت‌ها، به واسطه‌ی توفیق خدمت در سایت، فرصتی شد برای تفکر بیشتر؛ شاید گشایشی باشد برای عملکرد بهترم و مطلبی را که این روزها خود به دنبالش هستم، در لابه‌لای کلمات خودم پیدا کنم.

از نقطه‌ی فکر به عمل در آمدن، خود یک مسیر پرپیچ‌وخم و طولانی هست که سوخت راه می‌خواهد، کوله‌بار سبک، و راهی که در ادامه پر از نشانه هست.
یک، دو، سه! بلند شو، شروع کن و حرکت!!
به نظر سخت نمی‌آید! آیا در عمل هم همیشه به همین گونه است؟نمی‌شه بعد انجام بدی؟خوب، بعد از استراحت انجام می‌دهم!فعلاً اوضاع خوبه، بعد بهش فکر می‌کنم!فردا هم روز خداست!

خوب، تمام این جملات هنوز وجود دارند، اما به لطف آموزش‌های ناب کنگره، در حال کمرنگ‌تر شدن هستند و آقای مهندس در وادی پنجم، به زیبایی کلیدواژه‌هایی را آموزش دادند که هر کدام، مسیر حرکت را هموارتر و روشن‌تر و چالش‌ها را کمتر و صعودها را راحت‌تر می‌کند.

توان حرکت و سوخت کافی را در اختیار من قرار می‌دهد تا بتوانم حرکتی توأم با رفتن و رسیدن داشته باشم.

بزار ببینم در این چند سال چگونه هر کدام از این کلیدها به یاری من آمدن و چه برداشتی توانستم از این آموزش‌ها داشته باشم!

اولین مورد، دوری از ضد ارزش‌ها؛ یه جا باید تمام کوله‌باری را که سال‌ها پر از انباشتگی‌هایم است، را بریزم و خانه‌تکانی کنم و آن‌چه لازم ندارم را دور بیندازم و هر آن‌چیزی که ضرورت دارد، در کوله‌بارم قرار دهم. همه‌ی محتویات باید یکدست و تمیز باشد. میوه‌ی گندیده را نمی‌توان در درون کیف گذاشت و حرکت کرد و از سفر لذت برد.هر چه فکر می‌کنم، کمی از این کوله‌بار را هنوز باید دور بریزم!

مورد دوم، خودداری؛ یه لحظه از خودم بپرسم، آیا از نتیجه مطمئن هستم یا نه! می‌شود انجام نداد، می‌شود نگفت، می‌شود نه گفت!هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ باید این را باور کنم.

چرا بعضی وقتا به اینجا که می‌رسم، هنوز خودداری نمی‌کنم؟ به خودم که برگردم، می‌بینم هنوز یه جاهایی، یه ایرادات دیگر هست که آن‌ها باید درست شوند که خودداری راحت‌تر انجام شود؛مثل ترس، تفکر نکردن، دور شدن از هدف.

خوب، کلیدواژه‌های قناعت و صبر را دوست دارم با هم دیگر بگویم. فکر می‌کنم مکمل همدیگر هستند.
روزهایی که قناعت کردم و صبر را پیشه کردم، بزرگ‌ترین پاداش‌ها را دریافت کردم. قناعت را حس ثروتمندی می‌دانم؛ چرا که غنی بودن را باید با خودت تکرار کنی تا با کمک صبر، به هر آنچه که خواسته داری برسی. هر دو به تو امید می‌دهد و یادم نمی‌رود که طبیعت، بزرگ‌ترین درس هستی را مرتب برایم تکرار می‌کند. با کمترین‌ها می‌شود بهترین برداشت‌ها را داشت و با صبر، نتیجه را برداشت خواهی کرد و پاداش را می‌گیری.

و تجسس، قضاوت و غیبت؛ این سه مورد که به هم ارتباط دارند و هر کدام محصول یکدیگرند، به شدت از سوخت حرکت کم می‌کنند و حرکت را کند و بی‌اثر. زمانم هدر می‌رود و انرژی بد دریافت می‌کنم. زمانی که قضاوت در درون من شکل می‌گیرد، یک نشانه هست برای دیدن ضعف خود؛ چرا که سمت دوربینم اشتباه گرفته شده و باید درست دیده شود تا با غیبت کردن راه فراری پیدا نکنم و مجبور به فرافکنی نشوم.

و قدرت باور نکردنی پس‌انداز؛ معجزه می‌کند، البته قناعت هم باید به کمکش بیاید. زمانی که تجربه‌اش کردم، متوجه شدم که درهای برکت باز می‌شود و خدا نیز کمک می‌کند.

توکل، رضا، تسلیم؛گاهی گمان نمی‌کنی، ولی خوب می‌شود.گاهی نمی‌شود که نمی‌شود، که نمی‌شود.
در دنیا خبری نیست! خیلی چیزا را اشتباهی به خودم سخت گرفتم. ایمان به خداوند، انسان را آرام می‌کند. اگر تمام کوله‌بار را خوب چیدم و نشد، من حکمت خداوند را نمی‌دانم و مطمئنم که او برای من، در بهترین زمان، بهترین را می‌خواهد.

فکر کنم با مرور این وادی زیبا، بهتر با خودم روبه‌رو شدم و می‌دانم این روزها کدامیک را کمتر رعایت کرده‌ام!

از آقای مهندس و آموزش‌های ناب کنگره، بی‌اندازه سپاسگزارم که دوباره من را به خودم برگرداند.

نویسنده: همسفر فروغ رهجو راهنما همسفر مریم

ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت

همسفران دانیال اهواز

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .