فکر کردن به طور مطلق مسائل زندگی را حل نمیکند. تفکر باید همراه با رفتن و رسیدن باشد تا کامل شود.از وادی یک تا چهارم روی تفکر کار کردیم. تمام ساختارها با فکر به وجود میآید، اما تفکری که به عمل نرسد، ارزشی ندارد. وادی پنجم میگوید: «بلد بودن زمانی ارزشمند است که به کار گرفته شود.» اگر نتوانیم از دانش خود استفاده کنیم، هیچ ارزشی ندارد. مثلاً اگر تمام فنون ورزشی را بلد باشی اما نتوانی یکی را عملی کنی، به چه دردی میخورد؟ تمام دانستهها برای پیادهسازی و اجرا کردن هستند. انسان در حیات زمینی خود در چند جهان زندگی میکند.
جهان اول،جهان خاکی (جهان فیزیکی) که برای همه محسوس است و به صورت خودآگاه در آن زندگی میکنیم.
جهان دوم، جهان خواب. وقتی میخوابیم، در بعد دیگری هستیم و خواب میبینیم.
جهان سوم، جهان ذهنی که فوقالعاده مهم، پیچیده و شگفتانگیز است. آنقدرشگفتانگیز که ارزشش را درک نمیکنیم. یکی ازشاهکارهای عظیم خلقت، جهان ذهنی است. مثل کره زمین که به خاطر بزرگیاش درکش نمیکنیم.
جهان ذهنی مقدمه برنامهریزی، عمل و تمرین برای چگونه زیستن در جهان خاکی و سایر جهانهاست. این برنامهریزی توسط تفکر و ساختارهای آن به وجود میآید.
در این وادی تمرین میکنیم، تا ساختارهای تفکرات خود را از قوه به فعل درآوریم و به آن دسته از افکارمان که منطقی هستند اجازه دهیم وارد مرحله عملیاتی و اجرایی شوند.
برای به اجرا درآوردن ساختارهای فکری به عمل، باید از اضطراب، ترس، عدم اعتماد به نفس، ناامیدی و سایر نکات منفی خارج شویم تا به مرحله آرامش قدم بگذاریم. برای رسیدن به آرامش باید پاکسازی را از خود آغاز کنیم.
برای اصلاح اخلاق، رفتار، کردار و منش خود باید سه اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را همیشه در نظر داشته باشیم.
برای تبدیل انسان بیتعادل و کاملاً بههمریخته به انسانی با تعادل و موجه، یک راه وجود دارد: تزکیه و پالایش انسان، یعنی دوری از ضد ارزشها و رفتن به سمت ارزشها.
همه ما از طبیعت به وجود آمدهایم. باید از طبیعت یاد بگیریم که چگونه از سادهترین چیزها و از کمترین امکانات، بهترین چیزها را به وجود بیاوریم. طبیعت از کنار هم قرار گرفتن زمین شور، آب تلخ و... یک میوه شیرین، خوشمزه و زیباترین گلها را به وجود میآورد.
ما انسانها با داشتن همه امکانات، باز هم ناسپاسیم و قناعت را بلد نیستیم. قناعت یعنی از کمترین امکانات، بالاترین استفاده را ببریم. قناعت در تمام سطوح را باید از طبیعت یاد بگیریم. در بیابان برهوت یک کیلو گندم میکاریم، ۵۰ کیلو برداشت میکنیم. ما انسانها چطور؟ ما باید فرا بگیریم که با حداقل امکانات، بهترین شرایط زندگی را فراهم کنیم و همزمان طوری برنامهریزی کنیم که به مرور زمان پایههای مالی خود را محکم کنیم.
بین قناعت و خسیس بودن تفاوت وجود دارد. اگر میخواهیم به بچههایمان خدمت کنیم و آنها را دوست داریم، باید تربیتشان کنیم. همانطور که حرف زدن، راه رفتن و غذا خوردن را از ما یاد میگیرند، تربیت را هم از ما یاد میگیرند. برای صبر هم باید به طبیعت نگاه کنیم. طبیعت برای مهیا کردن محصولاتش همیشه نیاز به زمان دارد و با پشت سر گذاشتن فصول مختلف و تأمین مواد اولیه (آب، خاک، دما و هوا) انواع محصولات کشاورزی را فراهم میکند.
صبر،یعنی پشت سر گذاشتن، طی کردن یا تحمل زمان همراه با تلاش و کوشش برای رسیدن به هدف تعیینشده. مثلاً اگر گندم بکاریم اما آب ندهیم، خشک میشود. پس باید در هر کاری تلاش کنیم. صبر جزو ابزار زندگی است. گاهی صبر بسیار تلخ و طاقتفرساست. صبر همیشه با شیرینی نیست. صبر گیاهی تلخ اما یکی از مؤلفههای ضروری زندگی است.
اگر مشکلی داریم باید تحمل کنیم. وقتی یک سیب را بالا میاندازیم، تا پایین بیاید هزار تا چرخ میخورد و هزار تا حالت دارد. ممکن است در یک گرفتاری سخت باشیم و چند لحظه بعد همه چیز عوض شود. وقتی همه چیز عالی است خوشحال نباشیم و وقتی مشکل داریم ناراحت نباشیم، چون از آینده خبر نداریم. زندگی جاری است.
افرادی که در اداره آگاهی و نیروی انتظامی در قسمت تجسس برای پیدا کردن سارقان و جنایتکاران تلاش میکنند، و قضات که به امر قضاوت میپردازند، چون کارشان قانونی و انسانی است و برای خدمتشان حقوق دریافت میکنند، مورد احترام جامعه هستند. اما ما بدون حقوق و دستمزد در امور دیگران جاسوسی و تجسس میکنیم و اطلاعاتی ناقص به دست میآوریم. این یکی از مشکلات جامعه ماست.
نویسنده:همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون سوم)
رابط خبری:راهنما همسفر سمیرا
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
31