همسفر ندا در دلنوشته خود بیان کرد:
وادی پنجم برای من فقط یک وادی نیست؛ یک آینه است. آینهای که هر بار جلوی آن میایستم، از من نمیپرسد چه چیزهایی میدانی؛ میپرسد چه چیزهایی را زندگی کردهای؟ همچنین گاهی این وادی برای من یک پرسش است؛ که اگر امروز همه آموزشهای کنگره را از تو بگیرند و فقط رفتارت باقی بماند، آیا از روی رفتارت میشود فهمید که این آموزشها را یاد گرفتهای؟
گاهی انسان سالها درباره صبر حرف میزند؛ اما اولین جایی که شرایط سخت میشود، صبرش را فراموش میکند. درباره محبت صحبت میکند؛ اما در عمل قضاوت میکند. از بخشش میگوید؛ اما هنوز از یک اتفاق قدیمی رنجیده است. اکنون من این را دریافتهام که بزرگترین فاصله زندگی، فاصله بین ذهن و عمل است؛ همان فاصلهای که وادی پنجم از ما میخواهد آن را قدمبهقدم کم کنیم. برای من، وادی پنجم یعنی هر روز از خود این را بپرسم که امروز کدام آموزش را زندگی کردهام؟ اگر فقط یک نفر را کمتر قضاوت کردم، فقط یک بار بیشتر سکوت کردم و یا اگر فقط یک تصمیم درست را عملی کردم؛ یعنی امروز وادی پنجم را در زندگی خود اجرا نمودهام.
به نظر من خداوند نتیجه را از ما نمیخواهد؛ حرکت را میخواهد. اگر قرار بود کامل باشیم، دیگر نیازی به آموزش نبود. ما قرار است هر روز یک قدم از دیروز بهتر باشیم. امروز وقتی به گذشته خود نگاه میکنم، میبینم تغییرهای بزرگ زندگی من، با تصمیمات و اقدامات بزرگ شروع نشد؛ بلکه با انجام کارهای کوچک اما مداوم شروع شد. درست همان چیزی که این وادی به من آموخت. در پایان، این نکته را خاطرنشان میکنم که طبق وادی پنجم، خداوند مسیر را به کسانی نشان میدهد که راه افتادهاند، نه به کسانی که فقط درباره راه فکر میکنند.
نویسنده: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر انسیه رهجوی راهنما همسفر نسرین ( لژیون هفتم)
رابطخبری: همسفر نیره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر نسترن رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
106