English Version
This Site Is Available In English

آغاز حرکت به سوی عمل

آغاز حرکت به سوی عمل

همسفر ندا:
به راستی هر وادی کلیدی است، برای باز نمودن یک قفل و یک مشکل . این وادی کلید طلایی است، برای من سفر اولی که با بالا بردن درک بیشتر و آگاهی خود، قفل بزرگترین مشکلات خودم را باز کنم.

با توجه به وادی های قبل متوجه مشکلات و مسائل زندگی خودم شدم، تفکر کرده و راه حل را پیدا کردم، حالا وقت عمل است تا مشکل را حل کنم.

این وادی پر از درس هایی است که هر فردی باید بیاموزد، اولین آموزشی که این وادی به من سفر اولی می دهد، این است که باید خودم را از ناامیدی و نکات منفی جدا کنم، تا به مرحله ی آرامش قدم بگذارم . برای اینکه از ناامیدی خارج بشوم باید یواش یواش خودم را پاکسازی کنم، این پاکسازی با پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک عملی میشود.

متوجه شدم که وقتی اندیشه و تفکرات سالمی داشته باشم، به صورت خودکار، گفتار و صحبت کردنم، سالم می‌شود و به همین ترتیب رفتار سالم خواهم داشت  و به سمت عمل صالح و درست هدایت می‌شوم.

حالا که راه حل را پیدا کردم باید به درون خود بروم و تفکر کنم که چه کارهایی ارزش است و چه کارهایی ضد ارزش ؟
حتی اگر در مورد مشکل و مسئله ای به هیچ نتیجه ای نرسیدم، از تصمیم گیری و برای حل مشکل عجله نکنم و صبور باشم، دست نگه دارم و از مرحله ی خودداری استفاده کنم.

من همسفر هیچوقت آموزش نگرفتم که چرا و چگونه قناعت کنم، این وادی نه تنها به من یادآوری میکند که باید قناعت کرد، بلکه آموزش می‌دهد که قناعت فقط برای مادیات نیست، بلکه در همه ی شرایط زندگی به کار میرود. مثلاً اصراف نکردن در مورد محبت کردن به دیگران و اصراف نکردن در تربیت فرزند و با سرویس بیش از اندازه به فرزند میتوان، فرزندی لوس و بی مسئولیت بزرگ کرد.
قناعت یعنی با کمترین امکانات، بهترین و شایسته ترین را به وجود آورد. من ندا اینطور برای خودم معنی کردم که نتیجه ی بدترین مشکلات را می‌شود، به بهترین اتفاق تبدیل کرد و بدانم که میتوانم، این سختی و مشکل را به بهترین درس برای ادامه ی مسیر زندگی خودم تبدیل کنم، تا به آرامش و آسایش برسم.

یکی از پایه های اصلی برای حل مشکلات من سفر اولی صبوری و صبر کردن است، زیرا باید بدانم که با صبوری و تلاش و کوشش به پیروزی می‌رسم و باید دانست که پایان شب سیاه، سفید است.
از این وادی آموختم که خودم باید مرحله به مرحله مشکلم را حل کنم و با تلاش و کوشش به هدفم برسم، در مرحله ی آخر به خداوند توکل کنم، نه فقط با زبان و نه فقط با دل، بلکه هم با زبانم و هم با دلم و با عملم به خداوند توکل کنم و ایمان داشته باشم که بهترینها را برای من رقم خواهد زد.

من هر لحظه با خودم تکرار می‌کنم که خداوند در سختی های راه با من است ، ولی در آخر او وکیل من است و هر چیزی که برای من خیر است او برای من تعیین می‌کند.

وقتی خداوند را وکیل خود می‌دانم پس باید با دل و جان به این موضوع ایمان داشته باشم، زیرا اگر با همه ی سختی‌ها، تلاش و کوشش کنم و به هدفم نرسیدم، نباید ناراحت بشوم،  باید بدانم که آن کار به نفع من نبوده،  باید ایمان داشته باشم که خداوند خیر و صلاح من را می خواهد.

وقتی خداوند را وکیل خود می‌دانم و رضایت داشته باشم به هر مشکلی که جلوی پایمان می‌گذارد، می‌رسیم به مرحله ی تسلیم که این مرحله هم سخت و هم سهل است.

در نتیجه من سفر اولی از وادی پنجم این را آموختم که ساختار فکری خودم را به ساختار عملی و اجرایی تبدیل کنم.

ارسال :همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی امیرکبیر 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .