بنام قدرت مطلق
جلسه چهارم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی لواسان با استادی مسافر پیمان و نگهبانی مسافر محمد علی و دبیری مسافر حسام با دستور جلسه وادی پنجم و تاثیر آن روی من "در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست ؛بلکه توام با رفتن و رسیدن ،آن را کامل می نماید "مورخ 29 تیر ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار کرد .
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، پیمان هستم، مسافر.
قبل از هر چیز از نگهبان جلسه، مرزبانان و ایجنت محترم تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا امروز این جایگاه را تجربه کنم. این جایگاه، جایگاه بسیار خوبی است و برای همه شما آرزو میکنم که یک روز آن را تجربه کنید. البته سفر دومیها که این حس را تجربه کردهاند، اما بیشتر صحبتم با سفر اولیهاست. خودم هم هنوز احساس نمیکنم سفر دومی باشم؛ ما تازه وارد مرحله دوم سفر اول شدهایم و امیدوارم همه شما هم این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارید.
همچنین رهایی بچههای لژیون خودمان، آقا مهدی، آقا حسین و آقا عباس را تبریک میگویم. انشاءالله در ادامه مسیر هم موفق و سربلند باشند.
اما درباره دستور جلسه؛ «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل میکند.»
.jpeg)
وقتی کتاب و سیدی مربوط به این دستور جلسه را مطالعه میکردم، متوجه شدم که از وادی اول تا وادی چهارم بیشتر درباره تفکر صحبت میشود، اما وادی پنجم میگوید: تا اینجا کافی است؛ اگر فقط فکر کنیم و حرکتی نکنیم، درجا زدهایم. از یک جایی به بعد باید عمل کنیم.
آقای مهندس در کتاب مثال ساندویچ را میزنند، اما من دوست دارم با مثال اعتیاد خودمان توضیح بدهم. همه ما بارها فکر کردهایم که چگونه از اعتیاد رها شویم. بارها با خودمان گفتیم از کجا شروع کنیم، پیش چه کسی برویم، چه راهی را انتخاب کنیم. فقط فکر کردیم و فکر کردیم، اما تا زمانی که قدمی برنداشتیم، اتفاقی نیفتاد.
اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد؛ فکر کردن با تفکر فرق دارد.
فکر کردن یعنی یک تصویر یا یک موضوع لحظهای وارد ذهن ما شود. مثلاً اگر الان بگویم «یک شتر قرمز»، همه شما همان لحظه تصویرش را در ذهنتان میبینید. یا اگر بگویم «یک درخت تنها وسط بیابان»، باز هم آن تصویر در ذهن شما شکل میگیرد. این فقط یک فکر است؛ چیزی که میآید و میرود.
.jpeg)
خود من هر بار از جاده فیروزکوه رد میشوم، یک درخت تنها کنار جاده میبینم. همیشه با خودم فکر میکنم که چقدر دوست دارم یک روز بروم زیر سایه آن درخت، تنها بنشینم و آهنگی را که درباره یک درخت تنها خوانده شده، همانجا گوش بدهم. اما هر بار که از آنجا رد میشوم، یا کسی آنجاست یا شرایطش فراهم نیست و هنوز قسمت نشده است. این فقط یک فکر است.
اما تفکر چیز دیگری است. تفکر یعنی وقتی با یک مشکل روبهرو هستیم، برای حل آن راهحل پیدا کنیم. ساختارهای ذهنیمان را کنار هم بچینیم، بررسی کنیم، مشورت بگیریم و در نهایت آن را به عمل تبدیل کنیم.
در مورد اعتیاد هم همینطور بود. همه ما راههای مختلفی را امتحان کردیم، با افراد مختلف صحبت کردیم، فکر کردیم، بررسی کردیم و در نهایت قسمت شد که مسیر کنگره ۶۰ را پیدا کنیم و وارد درمان شویم.
.jpeg)
در سیدی هم اشاره میشود که ما چند جهان داریم؛ جهان ذهنی و جهان خاکی. جهان ذهنی همان جایی است که افکار و تفکرات ما شکل میگیرد و جهان خاکی همان دنیایی است که در آن زندگی میکنیم. مهم این است که بتوانیم آنچه را در جهان ذهنی ساختهایم، از قوه به فعل تبدیل کنیم؛ یعنی آن را وارد جهان خاکی کنیم و به مرحله اجرا برسانیم.
.jpeg)
در پایان، برای اجرای هر تفکری، یک بستر مناسب لازم است. اگر ترس، اضطراب، ناامیدی یا نداشتن اعتمادبهنفس بر ما غلبه کند، اجازه نمیدهد تفکرمان به عمل تبدیل شود. بنابراین، علاوه بر تفکر صحیح، باید این موانع را هم کنار بزنیم تا بتوانیم حرکت کنیم و به نتیجه برسیم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
عکس : مسافر علیرضا
بارگزاری: مسافر پیمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
97