هشتمین جلسه از دور دوم لژیون سردار نمایندگی دکتر احمد با استادی مسافر راهنما حمید، نگهبانی مسافر عباس، دبیری موقت مسافر فربد و خزانه داری مسافر داوود با دستور جلسه (وادی پنجم و تاثیر آن روی من) درروز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۴/۲۸ راس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر اینجا و در این تایم لژیون سردار حضور دارم و این نشون میده که حالم خوبه، مبحث لژیون سردار دستور جلسه هفتگی وادی پنجم و تاثیر آن روی من هست و تاثیری که وادی پنجم روی من داشت این بود که فهمیدم عمل به دانسته ها حالم را خوب میکند و خلاصه وادی پنجم در یک جمله میتواند این باشد که دانستهها زمانی ارزش دارد که به عمل تبدیل شود به رفتار تبدیل شود و مهم هم نیست که کارهای بزرگ انجام بدهیم همین که کارهای کوچک روزمره را با حس خوب انجام بدهیم و متعهد باشیم به تعهداتی که قول دادهایم، اصل کار را انجام دادهایم . لژیون سردار حول محوریت بخشش است. اینکه من شرکت میکنم در لژیون هدفم این باشد که برسم به بخشش نه اینکه من بخواهم ببخشم اینها از هم خیلی فاصله دارند: یکجا من میخواهم ببخشم که در این خواستن من ذهن اما و اگر هم میاره ذهنی که چهار وادی تفکراتی را درک نکرده : اگر در حقوق سر ماه پاداش هم لحاظ کردند اگر عیدی دادند اگر فلان معامله جوش خورد اگر زمینم فروش رفت...! و یکجا من دارم میبخشم ...
دستور جلسه وادی پنجم هست ، ما کجا متوجه میشویم که تفکر قدرت مطلق حل نیست؟ اونجایی که حرکت میکنیم به رفتن و همه چی در رفتن بدست میاد و یا از دست میره و به قول استاد آنقدر ما رفتیم و رفتیم تا مصرف کننده شدیم معتاد شدیم و خدا میدونه که هرکس در این رفتن و رفتنها چه ها بر سرش اومده و چه ها از دست داده و معتاد شدن یا مصرف کننده شدن خیلی سخته و هیچکدام از ما در سکون مصرف کننده نشدیم و حالا هم برای رسیدن به درمان و حال خوش رهایی باید راه بیفتیم باید حرکت کنیم و اینکه در این حرکت در جهان ذهنی ما چه میگذره خیلی حائز اهمیته اینکه ما دیگران را چجوری میبینیم اینکه ما در این حرکت در این مسیر چه انتظار و توقعی از دیگران از خانواده از جامعه داریم خیلی تعین کننده جهت ما در حرکت است اینکه من راهنمام را چجوری میبینم سیستم کنگره را چجور میبینم و تفسیر میکنم ...در جهان ذهنی اکثر مصرف کننگان یک گیر ودار خیلی بزرگی هست و اون این هستش که طلبکارند و فکر میکنند در حقشون اجحاف شده کوتاهی شده! در صورتی که من فهمیدم اصلا اینطوری نیست همه ما انسانها بدهکاریم مصرف کننده که دیگه جای خود داره! و وادی دوم داره به نوعی همین را میگه وقتی داره میگه که هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد هیچکدام از ما به هیچ نیستیم یعنی چی؟ یعنی من در این هستی رسالتی دارم اومدم به اینجا که کاری انجام بدم و وقتی قراره کاری بکنم یعنی بدهکارم نه طلبکار ! همه ما انسانها بهای یک زندگی را بدهکاریم و باید این بها رو پرداخت کنیم که در کنگره و از آموزشهای آقای مهندس فهمیدم که بهای زندگی با زندگی کردن در بیداری در همین جهان خاکی پرداخت میشه و به قول دکتر امین که در سی دی ابراهیم فرمودند از نشانه های افرادی که بیدارن و یا در مسیر بیداری قرار دارند این هستش که اهل آه و دردند اهل مسخره کردن و مسخره بازی و لودگی و دم را غنیمت است نیستند و با حس خوب شکرگذاری زندگی میکنند طلبکار و شاکی نیستد.
بخشش مال آدم طلبکار نیست مقام بخشش خیلی بلند و رفیعه و کسی که فکر میکنه طلبکاره به بخشش نمیرسه و ذهن بیمار یا ذهن خائن مدام در سر راه انجام کارها اما و اگر میاره و اگر یک القاء شیطانیست که در جهان ذهنی توسط نیروی بازدارنده ساخته و پرداخته میشود و اصولا کار نیروی بازدارنده در جهان ذهنی فاصله انداختن جدایی و جداسازیه . شیطان دروغ نمیگه، کم فروشی نمیکنه، کم کاری نمیکنه اتفاقا خیلی هم پرکاره و اصلا تعطیلی نداره اما با خاصیت القا و اثر گذاریش روی من و با زدن پیوندهای نامیمون کاری میکنه که من دروغ بگم کم فروشی و کم کاری کنم ... و تمام حرکتهای نیروهای بازدارنده و در راس شیطان حسابگرانه است نه عاقلانه و من فکر میکنم شیطان به عوالم عقل و فرمانهای عقل دسترسی ندارد و جولانگاه او عوالم حس و ماده است.مصرف کننده طی سالیان مصرف مواد نقش بازی کردن را یاد گرفته و اصولا جهتش به سمت وسوی پرده بازی و نقش بازی کردن است حالا تازه واردی که میاد و جذب سیستم درمانی کنگره میشود اگر مطلب رو از دل همین وادیهای تفکراتی فهمید تغییر جهت میدهد و از نقش و ماسک زدن دست برمیدارد و یک عده هم هستند که اطلاعات و معلوماتی و تحصیلاتی دارند خصوصا اطلاعات و معلومات سیاسی حکومتی و اقتصادی و از این داشتهاشون استفاده میکنند برای فرار از مسئولیت و گاها خودشون هم از این فرار از مسئولیتها آکاه نیستند! و تاثیری که این آموزشها وادیها خصوصا وادی پنجم روی من داشت این بود که یاد بگیرم چطور از داشته های خودم از جسمم از ذهنم به عنوان یک ابزار در دست خودم استفاده کنم و یکی از آیتمهای وادی پنجم که برای پاکسازی و رسیدن به حس خوب در زندگی به آن اشاره شده خودداری هستش که برای من در زندگیم اینطوری کاربردی شده که وقتی من قراره کاری را انجام بدهم و نمیدانم این کار چه نتیجه و پیامدی برای من خواهد داشت نسبت به انجام آن تا حقیقتش برایم نمایان نشده خودداری کنم و فهمیدم این خودداری با نادیده گرفتن خواسته یا سرکوب خواسته فرق دارد در خودداری شما صبر را هم تجربه میکنید و در ادامه با روشن شدن حقیقت آموزش در پی خواهد داشت ولی سرکوب و نادیده گرفتن منجر به گرسنگی نفس و فرار میشود مثل ترکهای ناگهانی ترکهای سریع و فوق سریع ... و آیتمهای مهم دیگری در وادی اومده از قبیل دوری از ضدارزشها و پرداختن به ارزشها، قناعت، صبر، پس انداز، تجسس قضاوت و غیبت، رضا توکل و تسلیم که هرکدام بار آموزشی بینظیری دارند برای نمونه همین پس انداز که انسان را از چنگال فقر رها میکند. ممنون و سپاسگزارم که توجه کردید.


تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری)
نمایندگی مسافران دکتر احمد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
137