English Version
This Site Is Available In English

تفکر کردن تنها چاره‌ی کار نیست

تفکر کردن تنها چاره‌ی کار نیست

سلام دوستان نجمه هستم همسفر

در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.
در وادی پنجم به سه جهان اشاره شده است: جهان خواب، جهان ذهنی و جهان خاکی. جهان ذهنی پیش‌درآمد جهان خاک است .
به نظر من اگر در ذهنمان خواسته‌هایمان را کامل و واضح تصور نکنیم؛ در جهان خاکی نمی‌توانیم آن را به دست بیاوریم. جهان ذهنی، جهانی بسیار هوشمند، دقیق و مهم است. من همسفر هر چه در جهان ذهنی خودم منفی باشم و به صورت مستمر نداشته‌ها و نتوانستن‌هایم را تصور کنم؛ قطعا در دنیای واقعی و جهان خاکی تمام آن‌چه که دارم را از دست خواهم داد؛ ولی اگر همین تصویرسازی را به صورت معکوس انجام دهم حتی به شوخی و یا از روی خوش‌خیالی قطعا بعد از مدتی یکی‌یکی خواسته‌های مثبت ذهنم را در جهان واقعی به دست خواهم آورد.
این وادی به من از شگفتی انسان گوش‌زد می‌کند که حواسم باشد من به عنوان یک انسان، یک مشت گوش و استخوان نیستم؛ بلکه یک جهان از شگفتی هستم، پس باید قدر این توانایی خودم را بدانم و از تمام توانایی‌های خودم استفاده کنم.
در این وادی از این موضوع صحبت شده که فکر خودمان را به عمل تبدیل کنیم و من نجمه، دائم حواسم را به تفکرات خودم می‌دهم که چه فکری در دنیای ذهن من اتفاق می‌افتد و این وادی من را هوشیار می‌کند که حواست به تفکراتت باشد که آیا تفکرت مثبت و آینده‌نگر است؟ یا فقط در افکارهای غلط و منفی خودم غوطه‌ور هستم؟
برای پاک شدن ذهن کافی است که آرام‌آرام افکار منفی را از ذهن خودم دور کنم و زمانی که ذهنیت منفی وارد افکار من می‌شود؛ به آن افکار القا کنم که الآن نمی‌خواهم بهت اهمیت بدهم و فعلا از من دور شو تا ذره‌ذره این افکار خسته شوند و از من دوری کنند.

سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر

وقتی سخن از وادی می‌آید؛ باید ذهنم به سمت یک راه یا یک مسیر برود، مسیری که من را به مقصد برساند.
وادی‌هایی که در کتاب عشق عنوان شده‌اند؛ مسیرهایی را در اختیار ما می‌گذارند که با قدم گذاشتن در آن‌ها می‌توانیم خودمان را پیدا کنیم.
قبل از اینکه وارد وادی پنجم شویم، چهار وادی را پشت سر گذاشتیم و دریافتیم که تفکر مهم‌ترین چیزی است که باید داشته باشیم. سخنی از پیامبر  که همیشه برای ما یک الگوی بزرگ است که می‌گوید: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است؛ یعنی اگر بتوانم به درستی تفکر کنم کار خیلی بزرگی برای خود انجام داده‌ام؛ اما تفکر خالی به چه درد من می‌خورد؟ وادی پنجم مسیر عمل کردن به تفکرات را به من نشان می‌دهد، اینکه چگونه می‌توانم ساختار تفکراتی خود را به ساختار عملیاتی تبدیل کنم. مهم‌ترین نکته‌ای باید از این وادی دریافت کنم؛ تمرکز بیشتر روی خودم است و اینکه یک آینه مقابل خودم بگذارم، خیلی دقیق به خودم نگاه کنم، نقاط ضعف و نکات منفی خودم را پیدا کنم و از همین جا کار من شروع می‌شود، اینکه بتوانم این نقاط ضعف را یکی‌یکی تبدیل به نقاط مثبت کنم و همین‌طور نکات منفی که در خودم می‌بینم را تبدیل به نکات مثبت کنم؛ چون در وادی پنجم یاد گرفتم که برای عمل کردن به تفکرات باید قدم در وادی آرامش بگذارم و برای رسیدن به آرامش باید پالایش و تزکیه را از خودم شروع کنم.
وادی پنجم هفت پله را در اختیار من می‌گذارد تا بتوانم تفکرات خود را به درستی به اجرا در بیاورم.
اولین پله می‌گوید: از ضدارزش‌ها باید دوری کرد؛چرا که ضدارزش‌ها انسان را به بیراهه می‌کشانند. دومین پله می‌گوید: اگر عاقبت و نتیجه کاری برایم مشخص نیست؛ بهتر است که از آن خودداری کنم. پله‌ی سوم می‌گوید: قناعت کردن بهترین کاری است که باید انجام بدهم. پله‌ی چهارم صبر کردن را به من آموزش می‌دهد؛ چون صبر نتیجه تمام تلاش‌های درستی است که من می‌توانم انجام دهم. در پله‌ی پنجم قضاوت کردن، تجسس کردن و غیبت کردن از مواردی است که نشان‌دهنده‌ی جهل و نادانی من است و باید از آن‌ها دوری کنم. پله‌ی ششم می‌گوید: پس‌انداز کردن کار معجزه آسایی است که می‌تواند در روزهای سخت کمکمان کند و در آخر پله‌ی هفتم است که می‌گوید: در هر جا که باشیم نیازمند دستی هستیم که همیشه به سمت ما است و ما را یاری می‌دهد و خداوند مهربانی که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است و ما را همیشه هدایت می‌کند و همیشه باید یادمان باشد خالقی که این همه زیبایی را آفریده است؛ من هم مخلوق خوبی باشم و در رضای او به درستی حرکت کنم و تسلیم او باشم؛ یعنی پا در مسیر و وادی پنجم گذاشته‌ام.

سلام دوستان شهره هستم همسفر سعید

در این وادی به ما می‌گوید باید حرکت کنیم و فکر کردن و تفکر کردن تنها چاره‌ی کار نیست؛ من قدرت انتخاب و اختیار دارم و می‌توانم راهم را انتخاب کنم و اگر تعادل داشته باشم و بتوانم درست تفکر کنم؛ می‌توانم راه صحیح را انتخاب کنم.
در این وادی به من می‌گوید برای رسیدن به آرامش و آسایش باید پله‌هایی را طی کنم، مثلاً اگر راهی را اشتباه رفتم؛ می‌توانم بازگشت کنم و در پی اصلاح اشتباهاتم برآیم و باید صبر داشته باشم و از امکاناتی که در اختیارم است، بهترین استفاده را ببرم. پس‌انداز کردن را بیاموزم و برای آینده‌ام برنامه‌ریزی داشته باشم. اگر به مکانی می‌خواهم بروم و به آنجا اطمینان ندارم که و بروم مرتکب اشتباه می‌شوم یا نمی‌شوم، پس خودداری کنم و اختیار نه گفتن را داشته باشم.
اگر تجسس و غیبت می‌کنم و مرتکب غیبت می‌شوم؛ هر کسی باید فقط خودش را تجسس کند و دوربین را روی خودش بگیرد و بداند چطور زندگی می‌کند. من همیشه کارهایم یا خواسته‌هایم را از خدا طلب می‌کنم؛ ولی در نهایت می‌گویم راضی‌ام به رضای خدا و می‌دانم که هیچ وقت خدا برایم بد نمی‌خواهد و همیشه بهترین انتخاب را برایم دارد. من برای رسیدن به چیزی تلاش خودم را می‌کنم و اگر صلاح من باشد به آن می‌رسم. من می‌توانم زیبا زندگی کنم، زندگی زیبا است؛ باید دیدم نسبت به اطرافم خوب باشد و بهترین‌ها را ببینم و خوب زندگی کنم. هیچ چیزی ارزش این را ندارد که زندگی و حال خودمان را خراب کنیم؛ باید از گذشته درس بگیریم، در حال زندگی کنیم و برای آینده برنامه‌ریزی داشته باشیم.
باید آموزش ببینم که چه زمانی چشمم را ببندم، چه موقع باز کنم، چه زمانی نشنوم و چه وقت گوش شنوا داشته باشم به قول آقای مهندس: اگر خوب حرف زدن را بلد نیستی حرف نزدن را که بلدی! پس به وقتش سکوت کنیم، بگذریم و زندگی کنیم.

ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب: همسفر مهدیه نگهبان سایت رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون سوم)
همسفران نمایندگی رودکی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .