بهطور کلی در وادیهای اول تا چهارم، ما روی تفکر کار کردیم و آموختیم که تمام ساختارها با فکر به وجود میآیند. دانستیم که هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته است، هیچکس به اندازه خود ما به فکر خودمان نیست و در وادی چهارم، مسئولیتها را میان خود و خداوند تفکیک کردیم؛ البته ما منکر کمک جامعه، اجتماع و خانواده نیستیم؛ اما نکته کلیدی این است که بار اصلی مسئولیت بر دوش خود ماست؛ چرا که تفکری که به عمل در نیاید، هیچ ارزشی ندارد. همه ما انسانها که در بعد زمین هستیم، در چند جهان زندگی میکنیم؟ قطعاً همه پاسخ خواهید داد: یک جهان؛ اما من از سه جهان نام میبرم که خودتان نیز آن را خواهید پذیرفت. جهان خاکی، همین جهانی که در آن زندگی میکنیم و بیدار هستیم. جهان خواب، زمانی که میخوابیم، در بعدی دیگر هستیم و خوابهایی میبینیم که گاهی آنها را به یاد میآوریم. آنچه از خواب به یاد میماند، انتقال تصاویر از پنج حس بیرون به پنج حس درون یا همان حس حیوانی است. جهان ذهنی، جهانی فوقالعاده پیچیده، مهم و شگفتانگیز که یکی از شاهکارهای عظیم خلقت است. این جهان چنان عظیم است که شاید بزرگی آن را درک نکنیم.
وادیهای یک تا چهار، پایهریزی برای دانستههای جهان ذهنی ما بود. حال، وادی پنجم میگوید از جهان ذهنی؛ باید قدم به جهان عملیاتی بگذاریم، یعنی آنچه را در ذهن ساختیم و نقشه کشیدیم؛ باید در جهان بیرون پیادهسازی کنیم. البته حیاتهای دیگری نیز وجود دارند که فعلاً قابل رؤیت نیستند؛ مانند هفت اندام در هفت طبقه آسمان و ... . در واقع، جهان ذهنی، مقدمه برنامهریزی یا تمرینی برای چگونه زیستن در جهان خاکی و سایر جهانها است. به هر حال، برای انجام کوچکترین کارها مثلاً خوردن یک ساندویچ، دو نکته ضروری است: تفکر و تشکیل ساختارهای مناسب ذهنی و بهاجرا درآوردن آن ساختار ذهنی تا رسیدن به مرحله خوردن.
ما در این وادی تمرین میکنیم تا ساختارهای فکری خود را از قوه به فعل درآوریم و به آن دسته از افکارمان که منطقی هستند، اجازه دهیم وارد مرحله اجرایی شوند تا ساختارهای عملیاتی جدیدی به وجود آوریم. برای رسیدن به آرامش؛ باید پاکسازی و سازندگی را از خودمان آغاز کنیم. برای اصلاح اخلاق، رفتار و کردار، همواره باید سه اصل «پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم» را در نظر داشته باشیم. برای تبدیل انسانی بههمریخته به انسانی متعادل، تنها یک راه وجود دارد و آن تزکیه و پالایش است؛ یعنی دوری از ضدارزشها و حرکت به سمت ارزشها و توبه نیز در معنای واقعی، یعنی بازگشت. مجموعهای از ضدارزشها که در همه جوامع شناختهشدهاند، عبارتند از: دروغ، دزدی، رشوه، پیمانشکنی، مصرف مواد مخدر، غیبت، شهادت دروغ، تجسس در کار دیگران و تجاوز به حریم دیگران. همه ما از دامن طبیعت به وجود آمدهایم و طبیعت حکم مادر ما را دارد. قناعت یعنی از کمترین امکانات، بیشترین بهره را ببریم و در این راه، بهترین الگو، خود طبیعت است.
پلههای پس از بازگشت از ضدارزشها عبارتند از: خودداری، قناعت و سپس صبر. گاهی صبر بسیار تلخ و طاقتفرسا است. ریشه کلمه صبر از گیاهی تلخ است؛ اما پس از پایان صبر، نوبت پیروزی است. پله بعدی پرهیز از تجسس، قضاوت و غیبت است. انسان نباید در زندگی دیگران سرک بکشد و پس از قضاوت، پشت سرشان غیبت کند. نکته مهم این است که هیچ ضدارزشی انجام نمیگیرد، مگر اینکه ابتدا لباس ارزش و تقوا را بر تن آن بپوشانیم. همچنین در مورد پسانداز، همه تصور میکنند مختص ثروتمندان است، در حالی که پسانداز برای انسانهای فقیر واجبتر است؛ چرا که قناعتی که بدون پسانداز باشد، راه به جایی نمیبرد. پسانداز میتواند مادی یا معنوی باشد.
شایسته است در تمام مراحل زندگی با تفکر، تلاش و کوشش حرکت کنیم، همواره قدرت مطلق را وکیل خود قرار دهیم و به هدایت و حمایت او نظر داشته باشیم. بایستی با قلب، زبان و عمل، به آنچه از طرف او برای ما تقدیر میشود، راضی باشیم. اگر از این دو مرحله وکیل و رضا عبور کنیم، میتوانیم وارد مرحله تسلیم محض در برابر قدرت مطلق شویم. در مقام رضا، ما به آنچه او مقرر فرموده راضی هستیم؛ اما در مقام تسلیم، ما دیگر خواستهای نداریم جز خواسته قدرت مطلق، نه موافقتی داریم و نه مخالفتی. ناگفته نماند که مرحله تسلیم، بسیار دشوار است؛ اما وقتی فرد شرایط لازم را پیدا کرد، اوضاع تغییر میکند. اکنون تنها سعی میکنیم ذرهذره با آن آشنا شویم و آن را فرا بگیریم.
نویسنده: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
57