همسفر فاطمه بههمراه مسافر خود با آنتیایکس مصرفی شیشه و تریاک به روش DST با داروی اپیوم به مدت ۱۲ ماه و ۷ روز با راهنمایی مسافر علی و همسفر نرگس سفر کردند. درحال حاضر نیز مدت زمان ۱۲ سال و ۱ ماه است که بهدستور آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی ایشان و مسافرشان در کنگره تیراندازی با کمان است؛ همچنین ایشان تاکنون در جایگاههای خدمتی راهنمای تازهواردین، راهنمای DST، مربی تیراندازی با کمان، دبیری و نگهبانی ورزشگاه تختی و دستیار اسیستانت خدمت کردهاند و اکنون نیز در جایگاه اسیستانت ورزش در حال خدمت هستند.

لطفاً بفرمایید که چگونه میتوان فضای رقابتی ورزش را به سمت آموزش پیش برد تا قضاوتهای منفی جای خود را به احترام و همدلی بدهند؟
یکی از پارامترهایی که در ورزش برای ما بسیار مهم است این بوده که همسفران در میدان ورزشی بتوانند آموزشهایی که دیدهاند را کاربردی کنند. شاید ظرفیت اعضاء در حین مسابقات داخلی زیاد مشخص نشود؛ اما زمانیکه بحث رقابت مطرح میشود، من هویت خودم را نشان میدهم که تا چه اندازه توانستهام آموزشها را کاربردی کنم؛ بهعنوان مثال زمانیکه مسابقهای برگزار میشود من بسیار خوب بازی میکنم و همتیمی من بازیکن خوبی نیست و موقعیتی را از دست میدهد و اکنون این سؤال پیش میآید که آیا من میتوانم خودم را کنترل کرده و با آن شخص برخورد خوبی داشته باشم. ما به شکرانه الهی شاهد هستیم که همسفران در مسابقات و رقابتها، آموزشها را کاربردی کردهاند و در این زمینه هیچگونه تنشی نداریم؛ مگر در مواردی بسیار جزئی که با صحبت کردن مسئولین این موضوع حل میشود. درواقع از آقای مهندس دژاکام سپاسگزار هستم که آموزشهای ایشان تا این اندازه تأثیرگذار بوده و همسفرانی که با حال بد وارد کنگره شدهاند، اکنون با شرکت در ورزش، آن حال خوب را تجربه میکنند که این تغییرات جای شکرگزاری دارد.
از دیدگاه شما بزرگترین جهالتی که یک ورزشکار در هر سطحی میتواند در حین مسابقه مرتکب شود چیست؟
از نظر بنده بزرگترین جهالتی که یک ورزشکار میتواند داشته باشد این است که شخص تصور کند جایگاهش بالاتر از دیگران است؛ چراکه ما در هر موقعیتی چه در ورزش یا در هر مکانی که هستیم و هر کاری را که انجام میدهیم فکر کنیم و تلاشمان برای این باشد که بالاتر از دیگران قرار بگیریم، بزرگترین جهالت محسوب میشود؛ بنابراین بهترین عمل این است که ما سعی کنیم در انجام هر کاری، مفید و تأثیرگذار باشیم.
ورزش کردن چگونه به ما کمک میکند تا متوجه شویم قضاوت کردن دیگران درواقع پوششی برای نقاط ضعف خودمان است؟
بنده برای پاسخ به این سؤال از مثالی درباره ورزش تیراندازی با کمان استفاده میکنم؛ گاهی اوقات در میدان ورزش، حال ما خوب نیست و از حس خوبی نیز برخوردار نیستیم و باتوجه به اینکه ورزش تیراندازی ورزشی است که باید هم از نظر جسمی توانایی بالایی داشته باشیم و هم از نظر حسی باید حس ما خوب باشد و درگیری فکری نداشته باشیم تا بتوانیم تیری که میزنیم به هدف برخورد کند؛ اما ممکن است که یک روز حال خوبی نداشته باشیم و تیری که میزنیم به هدف نخورد؛ بنابراین برای عدم توانایی خودت و تیر بدی که زدهای، این موضوع را قبول نکنید و قصد داشته باشید دیگران را مقصر جلوه دهید؛ بهعنوان مثال: میگوید فلانی در نزدیکی من صحبت میکرد یا گوشی موبایل او زنگ خورد و باعث شد تمرکز من از بین برود و این کار تنها توجیهی است که کار خودش را زیر سؤال نبرد؛ در صورتیکه اگر ما نقطه ضعف خودمان را بپذیریم، به زیبایی میتوانیم آن را اصلاح کنیم؛ زیرا مهمترین اتفاقات در پذیرش وجود دارد. اکنون اگر من قصد داشته باشم، تزکیه و پالایشی انجام بدهم یا یک ضدارزش و حس بدی را در درونم اصلاح کنم، مهمترین پارامتر برای این کار پذیرش است؛ زیرا به فرموده دکتر امین زمانیکه بپذیرم ۵۰ درصد از این قضیه حل شده و در ادامه بر روی اصلاح خودم کار میکنم؛ اما تا وقتی که نپذیرفتم، دیگران را مقصر میدانم و تا زمانیکه دیگران را مقصر بدانم، هیچگاه اصلاح نمیشوم و نمیتوانم نقطهضعف خودم را برطرف کنم.
مهندس حسین دژاکام میفرمایند: حس اولین نیروی بهکارگیری قوه عقل است که جاذبه بر اساس کیفیت حس شکل میگیرد؛ اکنون از دیدگاه شما یک همسفر چگونه میتواند حس خود را تغییر نسبت به ورزش تغییر دهد و جذب آن شود؟
درباره این سؤال که بیان میکند: حس اولین شروع به کارگیری قوه عقل است، باید بیان کنم تا زمانیکه حس من تغییر نکند و حس سالمی نداشته باشم؛ قطع بهیقین عقل من نیز نمیتواند تصمیم آگاهانهای بگیرد و فرمان درستی را صادر کند. از نظر بنده یک همسفر، تنها با شناخت و آگاهی میتواند حس خود را تغییر دهد؛ زیرا وقتیکه شخص نسبت به یک موضوعی حتی ورزش کردن شناخت و آگاهی داشته باشد و بداند که هدفش از ورزش کردن چیست؟ بسیار آسان در مسیر قرار میگیرد. من فکر میکنم راهنما اولین شخصی است که میتواند این شناخت و آگاهی را انتقال بدهد و تأثیرگذار باشد؛ زیرا یک راهنما با حضور خودش در پارک میتواند برای رهجو الگو باشد؛ همچنین قادر خواهد بود برای شخصی که تازه وارد کنگره شده از فواید ورزش، تأثیرش بر روی جسم و روان، سیستم بیوشیمی و بازسازی سیستم بیوشیمی صحبت کند. اکنون راهنما بایستی از رهجو درخواست کند که چند هفتهای در پارک حضور داشته باشد و فضا و محیط را مشاهده کند؛ چراکه وقتی شخص وارد شده و محیط را مشاهده میکند؛ قطع بهیقین حس خوبی نسبت به این فضا و محیط پیدا میکند و در ادامه با میل و خاص خود وارد پارک شده و جذب میشود؛ چراکه با شناخت و آگاهی وارد شده است.
باتوجه به آموزشهای آقای مهندس درباره حس و جاذبه، نقش ورزش در تغییر حس و ایجاد جاذبههای مثبت در مسیر درمان و سفر اعضاء چیست؟
از نظر بنده زمانیکه اشخاص وارد پارک میشوند، همدلی با یکدیگر، صبحانه خوردن در کنار دیگران و شور و نشاطی که در فضای پارک جریان دارد؛ همچنین دیدن افرادی که روزی مصرفکننده بودهاند و امروز با حال خوب، در سلامت کامل و پر از انرژی در حال ورزش کردن هستند، ایجاد جاذبه میکند؛ بنابراین وقتیکه مسافر یا همسفر این جاذبهها را با حس خود دریافت میکنند، خواست درمان و حرکت در مسیر سفر در درونشان شکل میگیرد و به همین علت است که آقای مهندس میفرمایند: ورزش مکمل درمان میباشد. فردی که ورزش نکند ممکن است روند درمان وی نتیجه، موفقیت و تعادلی که باید را نداشته باشد. مهندس در سیدی جاذبه میفرمایند: ما جاذبه بد نیز داریم؛ بنابراین برداشت من از این سخن این است که وقتی قانونی وجود دارد که همسفر یا مسافر بایستی ۳ ماه پس از ورود به کنگره در پارک و ورزش حضور داشته باشند، به این دلیل است که شخص در روزهای ابتدایی هنوز شناخت کافی از ساختار قوانین و اهداف کنگره پیدا نکرده که ممکن است در نگاه اول برخی مسائل را به درستی تحلیل نکند و به جای دریافت جاذبههای مثبت، جاذبههای منفی را دریافت کند؛ اما پس از گذشت ۳ ماه و آشنایی بیشتر با جهانبینی و ساز و کار کنگره میتواند با درک بالاتری وارد پارک شود و از این بستر بهترین استفاده را ببرد.
طراح سؤالات: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر میترا
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
236