English Version
This Site Is Available In English

از تفکر وارد عمل شوید

از تفکر وارد عمل شوید

جلسه دهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گرگان به استادی اسیستانت همسفر صدیقه، نگهبانی راهنمای تازه‌واردین همسفر فهیمه و دبیری همسفر هما با دستور‌ جلسه‌ «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست‌؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم از این‌که خداوند این اجازه را به من داد امروز در جلسه سردار نمایندگی گرگان شرکت کنم و خوشحالم از این‌که خداوند لیاقت داد عضو لژیون سردار شوم. دستور جلسه امروز در مورد وادی پنجم که عنوانش چنین‌ است که «در جهان ما تفکر، قدرت‌ مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.» در عنوان و تیتر وادی پنجم بیان گردیده: جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم جهان مادی و مادیات است و ما می‌دانیم‌ که قسمت اعظم و عظیم این جهان فیزیکی که داریم زندگی می‌کنیم ماده است.

قدیمی‌ها می‌گفتند پول چرک کف دست است؛ ولی الآن ما می‌بینم که خیلی هم خوب است؛ وقتی قسمت اعظم زندگی که ما داریم و در آن نفس می‌کشیم؛ حتی نفس کشیدن هم نیاز مادی و مادیات است؛ پس مادیات چیز بدی نیست. برای امرار معاش کردن، بودن، زندگی کردن به امکانات بسیار زیادی مثل غذا، نان، آب و ... نیاز داریم؛ پس باید ماده باشد؛ اگر مادیات و پول نباشد اصلاً زندگی امکان‌پذیر نیست. حالا در وادی پنجم یک سری مراحل است که 7 تا عنوان دارد.

دو عنوان وادی پنجم را در لژیون سردار خیلی به آن نیازمندیم: یکی قناعت و دیگری پس‌انداز کردن، وقتی اسم از قناعت می‌آید همه فکر می‌کنیم که باید لباس نافرم، کهنه و ژولیده بپوشیم، نیازهای اولیه زندگی خود را اجرا نکنیم نه این‌طور نیست. قناعت کردن این نیست که خیلی عذر می‌خواهم مانند گداها زندگی کنیم. قناعت کردن را در زندگی خیلی خوب در کنگره یاد می‌گیریم. اگر توجه کنیم آقای مهندس اجازه خرید دستگاهی برای شعبه‌ها را می‌دهند که بهترین کیفیت را داشته باشند، این یعنی چه؟ یعنی دستگاهی که برای شما سال‌ها عمر کند. اجازه خرید دستگاه دسته دوم را نمی‌دهند؛ به‌خاطر چه؟ به‌خاطر این که دستگاهی بگیرید که سال‌ها با کیفیت باشد، این یعنی قناعت کردن.

قناعت یعنی این‌که بنشینیم اولویت‌های زندگی خود را ببینیم؛ اگر مثلاً این مانتو را می‌خواهم بخرم آیا با نخریدن آن خللی در زندگی من ایجاد می‌شود؟ آیا لباس‌های تمیز‌تری دارم که بپوشم؟ یا هنوز بتوانم از آن‌ها استفاده کنم و با لباس تر و تمیز بیرون بروم نه این‌که ژولیده بروم. قناعت به من یاد می‌دهد زندگی را اولویت‌بندی کنیم، پول پس‌انداز کنیم و اولویت‌بندی کنیم آن وقت است که می‌بینیم یک مقدار از پول خود را ناخودآگاه پس‌انداز کرده‌ایم. یک عده هستند مبلغ زیادی پس‌انداز دارند؛ اما وقتی می‌خواهند سوپر مارکت بستنی بخرند و بخورند زورشان می‌آید. خب این مبلغ را داریم که نیاز خود را برآورده کنیم. امروز در خیابان از تشنگی حس می‌کنم که دارم می‌میرم؛ ولی پول خود را خرج نمی‌کنم که می‌خواهم پس‌انداز کنم این درست نیست. قناعت یعنی این‌که باید از زندگی و موهبت زندگی و از ماده‌ای که داریم و پولی که برای ما آمده به درستی استفاده کنیم.

الآن در جامعه‌ در شرایطی زندگی می‌کنیم که موقعیت و شانس هر لحظه ممکن نیست در خانه شما را بزند. یک جایی فردی صحبتی می‌کند، یک اتفاقی در کنگره می‌افتد شما یک آن به خود می‌آیید که من هم می‌توانم عضو لژیون سردار شوم. آن لحظه‌ای که در وادی پنجم می‌گوید: از تفکر وارد عمل شویم آن وقت از ترس و ناامیدی در ذهن خود تکرار کنیم که اگر عضو لژیون سردار شوم از نان شب عقب نمانم؟ یا شهریه دانشگاه فرزندم چه؟ وقت عروسی کردن او هست و این‌که کم نیاورم؟ این تصورات ما را از آن حرکت باز می‌دارد؛ اما اگر ناامید نباشید و بگوییم خدایی بالا سر ما است که حواسش به ما هست و به خداوند توکل کنیم. نه این‌که توکل کنیم و بگوییم یک میلیون به لژیون سردار دادم خب خدا بقیه‌اش را می‌رساند و بنشینم و هیچ کار و فعالیتی نکنم که خدا برساند. چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. خدا می‌گوید: هدف خود را مشخص کنید، می‌خواهید سردار و دنور شوید مشخص کنید، قدم اول را بردارید تا من سعی و تلاش شما را ببینم و اولویت‌بندی شما را ببینم آن وقت من هم به کمک شما می‌آیم.

بعضی‌ها سردار و دنور می‌شوند و اولویت‌بندی می‌کنند، همه کار می‌کنند، دلشان می‌خواهد بهترین‌ها را بپوشند و بهترین اتفاق‌ها بیفتد؛ ولی آخر یادشان می‌آید که نه من سردار و دنوری را هم پرداخت نکرده‌ام حالا این واجب‌تر است، حال تا سردار خدا کریم است، هنوز وقت دارم. خب این قشنگ نیست؛ وقتی خدا می‌گوید توکل کن؛ یعنی این‌که من همه تلاشم را انجام دهم. ببینیند دوستان، ظرف آدم‌ها یک‌‌دفعه بزرگ نمی‌شود رفته‌رفته می‌بینم که ظرف شما این قدر‌ بزرگ شده که دیگر شش میلیون و شصت میلیون برای شما مبلغی نیست. وقتی وارد کنگره می‌شویم مشاهده می‌کنیم فرد شش میلیون می‌دهد و عضو لژیون سردار می‌شود. خب ممکن است اعتیاد ما را وارد سیاهی‌ها، فقر، بدهی و ورشکستگی کرده باشد. من از آن دسته آدم‌هایی بودم که با اعتیاد زیر خط فقر رسیده بودم؛ یعنی اعتیاد با ما این کار را کرده بود. وقتی به کنگره آمدیم دیدیم شش میلیون مبلغ زیادی است؛ ولی الآن وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم شش میلیون می‌شود ماهی ۵۰۰ هزار تومان؛ پس برای ما دست یافتنی است واقعاً همین‌طور است.

ببینید ما در جهان مادی زندگی می‌کنیم؛ پس به آن ماده نیاز داریم؛ وقتی می‌خواهیم از این جهان به جهان دیگری برویم چه چیزی نیاز داریم یک کوله‌باری از دانایی، تجربه، آموزش و جهان‌بینی. فکر کنیم ما الآن در ایران تمام پول‌هایی که داریم به ریال است می‌خواهیم از کشوری به کشور دیگر برویم؛ باید ریال را به پول رایج آن کشور تبدیل کنیم؛ وقتی ما از این جهان وارد جهان دیگری می‌شویم باید چه کار کنیم؟ چه چیزی باید با خود ببریم؛ قشنگ‌تر از مبالغی که اینجا برای روز مبادا پس‌انداز کرده‌اید چه چیزی بهتر از این است که برای‌ درمان یک انسان‌ و تاریکی‌ها خرج کنیم.

بچه که بودم، فرزند اعتیاد بودم، آرزو داشتم به یک مال و ثروتی برسم، به دخترهایی که پدرهای آن‌ها مصرف‌کننده است کمک کنم و برای آن‌ها جهیزیه بخرم. بعد وقتی وارد کنگره شدم دیدم کجای دنیا قشنگ‌تر از این است که پدر سالم و تندرست شود و خودش برای فرزندش جهیزیه بخرد، کجای دنیا قشنگ‌تر از این است که یک پدر خانواده به فرزندش کمک کند که روی پاهای خود بایستد، چند تا خانواده نجات پیدا می‌کند، چند تا فرزند به زندگی کردن امیدوار می‌شوند؟ همین جا چه قدر فرزند داریم که پدر آن‌ها اعتیاد دارند و دیگر با خجالت سر خود را جلوی دوستانشان بلند نمی‌کنند و با افتخار می‌گویند این شخص پدر من است و او را به دوستان خودشان معرفی می‌کنند؛ پس ریال به ریال خرج‌کرد ما برای کنگره کجا قرار دارد؟ برای احیاء انسان‌ها، برای این‌که کسی از اعتیاد خجالت نکشد و نمیرد و سرش در سطل اشغال نباشد. چه طوری؟ با اندک پس‌انداز کردن.

همه ما خانم‌ها قدرتمند هستیم؛ وقتی یک نوع مواد غذایی برای درست کردن در طول یک هفته داشته باشیم مطمئن باشید غذای تکراری درست نمی‌کنیم. با یک سیب زمینی چند مدل غذا درست می‌کنیم این قناعت کردن است؛ پس همه ما می‌توانیم کاری کنیم که با همان پس‌انداز کردن اندک خود سردار و دنور شویم. وقتی در این مسیر قدم می‌گذاریم، سرداری‌ها و دنوری‌ها و افرادی که تجربه این خدمت را داشته‌اند می‌دانند که هیچ چیزی از انسان کسر نمی‌شود و راه پول در آوردن را یاد می‌گیریم، در مسیر قدم برمی‌داریم و می‌بینم که خداوند چه دری برای ما باز می‌کند و می‌رساند. ما پهلوان داریم، بپرسید که جای ۵۰۰ میلیون خالی است؟ قطعاً می‌گویند نه، تمام آن‌هایی که سردار و دنور شده‌اند نیز برایشان قضیه همین‌طور است. من اولین بار که می‌خواستم سردار شوم شش میلیون برای من خیلی زیاد بود. وقتی اولین بار اعلام دنوری کردم نمی‌خواستم دنور شوم، عاشق بودم و متوجه نشدم که دنور شدم چه کار کردم؟ از قبل گل‌ریزان آقای مهندس اعلام می‌کنند و تعهدی‌ها را می‌توانیم پرداخت کنیم.

آمدم از مبلغ کم شروع به پرداخت کردم و یک وقت دیدم تا موقع گل‌ریزان من ۱۵ میلیون داده‌ام؛ پس منی که می‌توانم پول پرداخت کنم، پس می‌توانم دنور شوم؛ پس من تمام تلاش خود را می‌کنم، نتوانستم هم با من کاری ندارند، اتفاقی نمی‌افتد؛ ولی تلاش خود را کرده‌ام. آن مزه‌ای که به من داده امسال پرداخت ۶۰ میلیون برایم سخت نبود. اولین پرداختی من یک میلیون بود، واقعاً برای من سخت بود. شاید خیلی‌ها بگویید برای ما سخت است و ما درآمدی نداریم؛ ولی باورتان نمی‌شود اگر خدا بخواهد می‌شود. در دوره زمانه الآن کار کردن خانم‌ها خیلی راحت شده؛ پس کسب درآمد کنید، فقط کافی است شما قدم اول را درست طبق وادی پنجم بردارید. ناامیدی‌، اضطراب، استرس‌، نگرانی و ... می‌آید؛ اما مهم این است که شما قدم اول را بردارید. خدا طوری شما را حمایت می‌کند و افرادی را سر راه شما می‌آورد و از جانب آن‌ها به شما روزی می‌رساند که یک لحظه می‌بینید خیلی از راه رفته‌اید و هیچ‌ دردی را احساس نکرده‌اید. دیده‌بان لژیون سردار مسافر علیرضا می‌گویند باید جیبتان برای پرداخت در لژیون سردار درد بیاید؛ ولی کم‌کم قدم برمی‌دارید بعد دیگر پول‌هایی که می‌دهید درد ندارد، امتحان کنید حتماً به امتحانش می‌ارزد.

تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر نصیبه (لژیون اول)
ویرایش: همسفر سیده هما رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) دبیر دوم سایت
عکاس: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گرگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .