English Version
This Site Is Available In English

در کنگره با علم آگاهی و دانش آشنا شدم

در کنگره با علم آگاهی و دانش آشنا شدم

جلسه هفتم از دوره سی وسوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان، با استادی راهنما مسافر احمد، نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسۀ «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» یکشنبه 28 تیرماه ماه  ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر. خدا را شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد امروز در بین شما عزیزان باشم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. از ایجنت محترم و تمامی خدمتگزاران شعبه سهروردی تشکر می‌کنم، همچنین از آقا اسماعیل، نگهبان جلسه، و آقا مهدی، دبیر جلسه، که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در کنارشان باشم و از حس خوبشان بهره ببرم.
دستور جلسه امروز «وادی پنجم» است؛ وادی‌ای که نکات مشترک فراوانی برای رسیدن به صلح و آرامش درونی دارد. بیماری اعتیاد، بیماری فقر آگاهی و دانش است؛ همان نکته‌ای که در سی‌دی «تینیجر» نیز آقای دکتر امین به آن اشاره کردند. وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم در خانواده‌ای بزرگ شدم که فقط در یک مسیر حرکت می‌کردند؛ کار، زحمت و زحمت، بدون تفکر. هر آنچه از گذشته به آن‌ها رسیده بود، به‌ویژه در بخش کشاورزی، بدون هیچ تغییری ادامه می‌دادند.
بارها از پدرم خواهش می‌کردیم که تغییری ایجاد کند یا اجازه دهد مسیر دیگری را انتخاب کنیم، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد. در زندگی ما اول کار بود، بعد سواد؛ اما آموزش جهان‌بینی هیچ جایگاهی نداشت. این آموزش باید از خانواده آغاز می‌شد، ولی نشد. در مدرسه ریاضی، علوم، جبر و هندسه را یاد گرفتیم، اما جهان‌بینی را به ما آموزش ندادند.
به همین دلیل، مانند یک انسان تک‌بعدی رشد کردیم و به علت فقر آگاهی، هر روز بیشتر در دره‌ای تاریک سقوط کردیم؛ دره‌ای که هرچه بیشتر دست و پا می‌زدیم، چیزی جز خشم، نفرت، ناامیدی و افکار منفی نصیبمان نمی‌شد. اگر در جمع دوستان کسی می‌خواست کمی درست زندگی کند، به او طعنه می‌زدیم و می‌گفتیم: «تو دیگر مثل ما نیستی.»
از میان آن جمع چهل یا پنجاه نفره هم‌سن‌وسال‌های من، فقط دو نفر نجات پیدا کردند؛ یکی به راه درستی رفت و از دیگری هم خبر ندارم، اما می‌دانم حال خوبی دارد. بقیه، تقریباً همه مصرف‌کننده شدند و متأسفانه چند نفرشان نیز بر اثر مصرف مواد مخدر جان خود را از دست دادند.
در ادامه این سقوط، دیدم بعضی از دوستانم به NA، کمپ یا مراکز دیگر رفتند. در همان روزها صدایی در ذهنم می‌گفت: «دیگر بس است. هر کاری کردی، هر جایی رفتی، ته این مسیر چیزی جز مرگ نیست.» قبل از ورود به کنگره ۶۰، شناختی از دنیای ذهن، دنیای فیزیک و دنیای خواب نداشتم.
خدا را شکر که در کنگره با علم، آگاهی و دانش آشنا شدم. تصور می‌کردم انسان باسواد و آگاهی هستم، اما هرچه جلوتر رفتم، بیشتر فهمیدم که چقدر نادان بوده‌ام. امروز وقتی در کنار دوستان و راهنماها قرار می‌گیرم، با تمام وجود فقر دانشی خودم را احساس می‌کنم.
آن صدایی که در ذهنم بود، هر بار که می‌خواستم قدمی بردارم، هزاران بهانه و تبصره برایم می‌آورد تا حرکت نکنم. ذهنی که اطلاعات و دانش کافی نداشته باشد، نمی‌تواند تصویر درستی از مسیر صحیح به انسان نشان دهد؛ همان‌طور که اگر کسی هیچ شناختی از یک گل سرخ نداشته باشد، ذهنش هم نمی‌تواند تصویر زیبایی از آن برایش بسازد.
یکی از ویژگی‌های ارزشمند کنگره ۶۰ این است که اطلاعات و آموزش‌های آن فقط برای قطع مصرف مواد نیست، بلکه برای ساختن یک انسان است. من خودم بارها این را تجربه کرده‌ام. زمانی که قرص B2 را زیر زبانم می‌گذاشتم، حال روحی بسیار بدی داشتم، بغض گلویم را می‌گرفت و بی‌اختیار اشک می‌ریختم. خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که چنین بستر و چنین سقفی وجود دارد و انسان‌هایی با عشق و محبت، مسیر درست را به من نشان می‌دهند.
ایستادن و فقط تماشا کردن، هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. باید در مسیر آموزش‌ها حرکت کرد؛ نیم ساعت زودتر در کنگره حاضر شد، سفر کرد، بازیگر بود، خدمت کرد و هر کاری که از دستمان برمی‌آید انجام داد. اگر این کارها را انجام دهیم، به صلح و آرامش درونی خواهیم رسید.
اگر کنگره ۶۰ و خدمت در آن نبود، نه تنها زندگی‌ام را از دست می‌دادم، بلکه چیزهای بیشتری را هم از دست می‌دادم. من زمانی به اوج درآمد مالی رسیدم، اما همان بیماری اعتیاد که باعث به دست آوردن آن پول شده بود، همه آن را دوباره از من گرفت.
در ادامه سی‌دی، صحبت از تزکیه و پالایش است. تزکیه و پالایش به این معنا نیست که بخواهیم خودمان را موجودی خاص بدانیم یا دچار توهم شویم. من همیشه به دوستان می‌گویم مراقب باشید دچار توهم کنگره نشوید. اینکه فقط ساعت‌ها زودتر بیاییم و بدون هدف پشت در کنگره بنشینیم، مشکلی را حل نمی‌کند. اگر ساعت مشخصی برای خدمت اعلام شده، باید همان موقع حضور داشته باشیم؛ مثلاً اگر برای درختکاری ساعت شش صبح اعلام شد، برویم و خدمت کنیم.
اما حضور بدون هدف، نتیجه‌ای ندارد.باید برای زندگی برنامه‌ریزی داشته باشیم و سه ضلع مهم زندگی، یعنی کار، خانواده و کنگره را با هم متعادل نگه داریم. اگر یکی از این اضلاع بیش از حد رشد کند، در بخش‌های دیگر زندگی دچار مشکل خواهیم شد.
مهم‌ترین بخش، دوری از ضد ارزش‌هاست؛ یعنی دیگر کاری انجام ندهم که برخلاف قوانین الهی، قوانین جامعه، خانواده یا کنگره ۶۰ باشد. باید از خودم بپرسم چه دلیلی دارد که بخواهم از چراغ قرمز عبور کنم یا حق دیگران را نادیده بگیرم؟در پایان می‌خواهم بگویم کنگره ۶۰ جایی است که اگر با تسلیم واقعی وارد آن شویم و آموزش‌ها را به مرحله عمل برسانیم، مشکلاتمان حل خواهد شد.
مشکل ما فقط اعتیاد نیست؛ بخش بزرگی از مشکل ما، صفات و ویژگی‌های ناشی از بیماری اعتیاد است که تمام مسیرهای زندگی ما را مسدود کرده است. همه ما می‌دانیم راه‌های مختلفی برای قطع مصرف وجود دارد، اما سؤال اینجاست که آیا همه آن راه‌ها آرامش و صلح درونی را به ما می‌دهند؟ پاسخ منفی است. آرامشی که ما به دنبال آن هستیم، در کنگره ۶۰ و در عمل به آموزش‌های آن به دست می‌آید.
این آرامش نصیب همه افراد نمی‌شود؛ نصیب کسانی می‌شود که تلاش می‌کنند، خدمت می‌کنند و فرمان‌بردار وادی‌ها هستند. صرف خواندن یا حفظ کردن وادی‌ها هیچ فایده‌ای ندارد. خود من همه وادی‌ها را خواندم و حفظ کردم، اما در امتحان قبول نشدم؛ چون آن‌ها را به مرحله عمل نرسانده بودم.
وقتی شروع کردم اصول کوچک را رعایت کنم، نتیجه گرفتم؛ مثلاً هنگام رفتن به نانوایی، ماشینم را جایی پارک کنم که سد معبر نشود، حق دیگران را رعایت کنم و به قوانین احترام بگذارم. همین رعایت اصول کوچک، به مرور باعث شد بدون اینکه متوجه باشم، در مسیر درست قرار بگیرم. خیلی ممنونم که با حوصله به صحبت‌های من گوش کردید. خودتان را تشویق کنید.


دیتاشو و ضبط صدا: مسافر فرزاد ل۲، مسافر مهدی ل۱
تایپ: مسافر بهنام ل۱، مسافر وحید ل۱۵، مسافر محمد ل15
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴

سایت مسافران شعبه سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .