English Version
This Site Is Available In English

فکر می‌کردم شیشه به من توان و انرژی می‌دهد. (نیلوفر قزوين)

فکر می‌کردم شیشه به من توان و انرژی می‌دهد. (نیلوفر قزوين)

چهاردهمین جلسه از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی_ خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی نیلوفر قزوین، با استادی ایجنت محترم مسافر عصمت، نگهبانی همسفر بهاره و دبیری مسافر فاطمه، با دستور جلسه «شیشه و تخریب‌های آن»، روز شنبه ۲۰ تیرماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، عصمت هستم، یک مسافر.

خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم. دستور جلسه امروز، «شیشه و تخریب‌های آن» است.

من مصرف‌کننده شیشه بودم. اوایل فکر می‌کردم شیشه به من توان و انرژی می‌دهد. زمانی که شیشه مصرف می‌کردم، از نجاری و بنایی گرفته تا کوچک‌ترین کارها را بدون خستگی انجام می‌دادم.

کارهایی را انجام می‌دادم که اگر شیشه نبود، حتی به انجام آن‌ها فکر هم نمی‌کردم. زمانی که وارد کنگره شدم و آموزش گرفتم، متوجه شدم که نه‌تنها شیشه به من انرژی نمی‌داده، بلکه انرژی بسیار زیادی را برای انجام کارها از بدن خودم می‌گرفته است و بازگرداندن آن به بدن، کار سختی بود.

خیلی خوشحالم که به واسطه دخترم با کنگره آشنا شدم. حالا می‌دانم که بدن من به هیچ دارو و ماده مخدری نیاز ندارد؛ زیرا خودش همه آنچه را نیاز دارد تولید می‌کند و زمانی که مواد خارجی وارد بدن می‌شود، آن سیستم از کار می‌افتد و باید زمان زیادی برای بازسازی آن صرف شود.

خدا را شکر می‌کنم که با کنگره آشنا شدم، سفر کردم و درمان شدم. اکنون، هر زمان که شروع به کار می‌کنم، متوجه می‌شوم انرژی و موادی را که نیاز دارم، بدنم خودش تولید می‌کند.

من خیلی خوب سفر کردم و هر آنچه راهنما گفت، مو به مو انجام دادم. در طول سفر اول، حتی یک قرص هم مصرف نکردم. در حال حاضر، ده سال است که رها هستم و برای کوچک‌ترین و بزرگ‌ترین دردها نیز هیچ دارویی مصرف نمی‌کنم.

ممنونم که به صحبت‌های من توجه کردید.

تایپ: مسافر مریم، لژیون چهارم، نمایندگی نیلوفر قزوین
ویرایش: مسافر فاطمه، لژیون اول، نمایندگی نیلوفر قزوین
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .