«در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.» این جمله نهتنها عنوان وادی پنجم، بلکه یکی از عمیقترین قوانین حیات انسان است. بسیاری از انسانها در طول زندگی خود بارها تصمیم به تغییر گرفتهاند و بارها آرزو کردهاند که انسان بهتری باشند؛ اما آنچه میان خواستن و رسیدن فاصله میاندازد، نبود حرکت و عمل است. وادی پنجم به انسان میآموزد که اندیشه هرچند ارزشمند و مقدس میباشد، زمانی ثمر خواهد داد که به عمل تبدیل شود.
هنگامی که به طبیعت مینگریم، دریا را تنها مجموعهای از آب و موج میبینیم و آسمان را صفحهای آبی یا شبهایی آکنده از ستارگان، اما حقیقت این است که در پس این ظاهر ساده، جهانی عظیم، پیچیده و شگفتانگیز نهفته است. انسان نیز چنین است. آنچه در نگاه نخست دیده میشود، تنها جسمی از گوشت و استخوان است؛ اما در پس این کالبد، جهانی بیانتها از اندیشه، احساس، ایمان، اراده و آگاهی قرار دارد، جهانی که عظمت آن گاه از جهان بیرون نیز فراتر میرود.
انسان تنها در جهان مادی زندگی نمیکند. او همزمان در چندین جهان حضور دارد: جهان خاکی که با حواس خود آن را درک میکند، جهان خواب که بخشی از تجربههای او را شکل میدهد و جهان ذهن که خاستگاه اندیشهها، آرزوها، تصمیمها و برنامهریزیهای اوست. این جهان ذهنی، نقطه آغاز تمام ساختارهایی است که بعدها در زندگی واقعی شکل میگیرند. هر عملی که در زندگی انجام میدهیم، پیش از آن در ذهن ما متولد شده است. پیش از ساختن یک بنا، تصویر آن در ذهن معمار شکل میگیرد. پیش از بیان هر سخن، اندیشه آن در ذهن ایجاد میشود و حتی سادهترین کارهای روزمره نیز ابتدا در جهان ذهن طراحی میشوند و سپس در جهان خاکی به اجرا درمیآیند؛ بنابراین ذهن کارگاه آفرینش زندگی انسان است.
نکتهای که وادی پنجم بر آن تأکید میکند، این است که اندیشه بهتنهایی قادر به تغییر زندگی نیست. زیباترین افکار، ارزشمندترین آرزوها و صحیحترین تصمیمها هرگز به مرحله عمل نمیرسند، تنها در حد خیال باقی خواهند ماند؛ همانگونه که تصور یک غذا، گرسنگی انسان را برطرف نمیکند، اندیشیدن به موفقیت نیز بدون حرکت انسان را به مقصد نخواهد رساند. از همین رو گفتهاند: «با حلوا حلوا گفتن، دهان شیرین نمیشود.» این جمله ساده حقیقتی بزرگ را بیان میکند؛ هیچ موفقیتی تنها با آرزو کردن، سخن گفتن یا دانستن حاصل نمیشود. میان دانستن و رسیدن پلی به نام عمل وجود دارد و وادی پنجم انسان را به عبور از این پل دعوت میکند.
از نگاه وادی پنجم حرکت در مسیر ارزشها، پیش از هر چیز نیازمند آرامش درونی است. انسانی که گرفتار ترس، اضطراب، ناامیدی، بیاعتمادی به خود یا آشفتگی ذهنی است، توان تبدیل اندیشههای صحیح به عمل را نخواهد داشت. اساس این سازندگی بر سه ستون استوار است: پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم. همانگونه که آب آلوده تنها از طریق تصفیه زلال و پاک میشود، انسان نیز برای سازندگی و رسیدن به تعادل و آرامش، راهی جز تزکیه و پالایش ندارد. اکنون برای اینکه انسان بتواند از مرحله تفکر وارد مرحله عمل شود، از نگرانی، پریشانی، ترس و ناامیدی دور بماند و تزکیه و پالایش را انجام دهد، وادی پنجم هفت اصل اساسی را معرفی میکند که هرکدام چراغی برای ادامه مسیر هستند.
اصل اول: برگشت از ضدارزشها هیچ انسانی یکدفعه به تاریکی وارد نشده است که بخواهد یکدفعه نیز از آن خارج شود. بازگشت از ضد ارزشها تنها به ترک مصرف مواد محدود نمیشود؛ بلکه دروغ، غیبت، کینه، حسادت، قضاوت، خودخواهی و تمام رفتارهایی که انسان را از ارزشهای الهی دور میکنند نیز از جمله ضد ارزشها هستند. مهم آن است که انسان با صداقت، ابتدا این تاریکیها را در وجود خود ببیند و سپس با اراده، هر روز قدمی برای اصلاح آنها بردارد به شرط آنکه تصمیم بگیرد، مسیر خود را تغییر دهد و در این تصمیم، استقامت داشته باشد.
اصل دوم: خودداری. یکی از بزرگترین نشانههای دانایی، توانایی «نه گفتن» است. خودداری یعنی زمانی که از درستی یا نادرستی عملی اطمینان نداریم، از انجام آن پرهیز کنیم. گاهی یک تصمیم عجولانه، یک جمله نسنجیده یا یک رفتار هیجانی میتواند، خسارتی جبرانناپذیر ایجاد کند. انسان دانا پیش از هر اقدامی میاندیشد و اگر یقین نداشته باشد، توقف را بر حرکت اشتباه ترجیح میدهد. خودداری، نشانه ضعف نیست، بلکه جلوهای از قدرت عقل است.
اصل سوم: قناعت. قناعت هرگز به معنای فقر یا دست کشیدن از تلاش نیست، بلکه هنر درست مصرف کردن از امکانات و شکرگزاری نسبت به داشتههاست. طبیعت بهترین آموزگار قناعت است با کمترین امکانات، زیباترین جلوههای آفرینش را خلق میکند. انسان نیز اگر بیاموزد از آنچه در اختیار دارد، بهترین بهره را ببرد، آرامش بیشتری را تجربه خواهد کرد. بسیاری از رنجهای انسان از مقایسه خود با دیگران آغاز میشود. قناعت این زنجیر را میشکند و نگاه انسان را از نداشتهها به نعمتهای فراوانی که در اختیار دارد، معطوف میکند. چنین انسانی همواره احساس غنا، آرامش و عزتنفس خواهد داشت.
اصل چهارم: صبر. هیچ بنای محکمی در یک روز ساخته نمیشود. طبیعت برای رویش یک بذر، تولد یک گل و رشد یک درخت، زمان را شرط اصلی قرار داده است. انسان نیز برای رسیدن به تعادل، ناگزیر از پذیرش قانون زمان است. صبر، سکون و بیحرکتی نیست، بلکه استمرار در حرکت صحیح است. انسان صبور، هر روز قدمی هر چند کوچک برمیدارد؛ اما هرگز از مسیر خارج نمیشود. صبر، پلی است که انسان را از رنجهای امروز به آرامش فردا میرساند و به او میآموزد که هیچ موفقیت پایداری بدون گذر از زمان به دست نمیآید.
اصل پنجم: تجسس، قضاوت و غیبت. یکی از بزرگترین موانع رشد انسان، پرداختن به زندگی دیگران و غفلت از اصلاح خویشتن است. تجسس، ورود به حریم خصوصی دیگران و کنجکاوی در اموری است که سودی برای رشد انسان ندارد. ذهنی که همواره درگیر زندگی دیگران است، فرصتی برای شناخت و اصلاح خویش پیدا نمیکند.
قضاوت یکی از بزرگترین لغزشهای انسان است. هیچکس از تمام شرایط، رنجها، گذشته و آزمونهای فردی دیگر آگاه نیست تا بتواند درباره او حکم صادر کند. بسیاری از قضاوتها تنها بر پایه ظاهر شکل میگیرند؛ درحالیکه حقیقت، گاه در لایههایی پنهان قرار دارد که تنها خداوند از آن آگاه است. هر قضاوت ناعادلانه، بذر کینه، فاصله و بیاعتمادی را در دلها میکارد.
غیبت، نهتنها آبروی دیگری را خدشهدار میکند، بلکه روح گوینده را نیز از نور صداقت و محبت دور میسازد. زبان میتواند، وسیلهای برای ساختن دلها یا ابزاری برای ویران کردن آنها باشد. انسان دانا، زبان خود را نگهبانی میکند و سخنی بر زبان نمیآورد که موجب رنجش یا تخریب شخصیت دیگران شود.
اصل ششم: پسانداز. پسانداز تنها ذخیره کردن پول نیست، بلکه نوعی نگرش خردمندانه به زندگی است. انسانی که آیندهنگر باشد، همواره بخشی از امکانات، توان، زمان، انرژی و حتی محبت خود را برای فردای خویش حفظ میکند. زندگی همواره یکسان نیست، روزهای فراوانی از نعمت و آسایش وجود دارد و گاهی نیز روزهای سخت و پرچالش فرا میرسد. انسان عاقل در روزهای فراوانی به یاد روزهای دشوار است و با برنامهریزی، خود را برای آینده آماده میکند. در کنگره۶۰ هر آموزش، خدمت، عمل سالم، محبت و هر قدمی که انسان در مسیر ارزشها برمیدارد، سرمایهای است که در جهان هستی برای او باقی میماند و در زمان مناسب، ثمره آن را دریافت خواهد کرد. پسانداز، نشانه نظم، آیندهنگری و مسئولیتپذیری است. انسانی که امروز را با تدبیر زندگی میکند، فردای آرامتری خواهد داشت و کمتر گرفتار اضطراب و نگرانی میشود.
اصل هفتم: توکل، رضا و تسلیم. آخرین اصل وادی پنجم، زیباترین و عمیقترین مرحله از سفر انسان به سوی آرامش است. توکل، رضا و تسلیم، سه حلقه بههمپیوستهاند که انسان را به سرچشمه آرامش حقیقی میرسانند. توکل یعنی انسان تمام توان، اندیشه و تلاش خود را به کار گیرد و پس از انجام وظیفه، نتیجه را به قدرت مطلق خداوند بسپارد. توکل هرگز به معنای دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه یعنی حرکت همراه با ایمان.
رضا، مرحلهای بالاتر است؛ یعنی انسان پس از تلاش، نسبت به نتیجهای که خداوند برای او مقدر کرده، آرام باشد و بداند که حکمت الهی فراتر از خواستههای محدود اوست. گاهی آنچه انسان از دست میدهد، زمینه رسیدن به نعمتی بزرگتر است و گاهی تأخیرها، خود رحمتی پنهان هستند؛ اما تسلیم، اوج بلوغ معنوی انسان است. تسلیم یعنی هماهنگ شدن با قوانین الهی و پذیرش این حقیقت که خداوند خیر بندگانش را بهتر از خود آنان میداند. انسانِ تسلیم، نه از روی ضعف، بلکه از روی شناخت، اعتماد، ایمان، آرامش را انتخاب میکند.
وقتی این سه اصل در کنار یکدیگر قرار میگیرند، ترس جای خود را به امید، اضطراب جای خود را به آرامش و ناامیدی جای خود را به ایمان میدهد. وادی پنجم به ما میآموزد که رسیدن به رهایی، حاصل یک تصمیم لحظهای نیست، بلکه نتیجه ساختن تدریجی شخصیت است. این هفت اصل، ابزارهای این سازندگیاند؛ ابزارهایی که اگر با عشق، آگاهی و استمرار به کار گرفته شوند، انسان را از تاریکیهای گذشته به روشنایی آینده رهنمون خواهند ساخت.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر صالحه رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم )
ویرایش: همسفر بهاره نگهبان سایت
ارسال: همسفر ابتهال رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
119