خدا را هزاران بار شکرگزارم که این بار نیز به من لطف کرد و فرصت انجام این خدمت را در اختیارم قرار داد تا هم آموزش ببینم و هم بندگی را در عمل احساس کنم. حس و حال خوبی که امروز من و مسافرم تجربه میکنیم، همه از برکات کلاسهای کنگره ۶۰ و آموزشهای نابی است که جناب مهندس دژاکام، از طریق راهنماهای دلسوز و توانمند، در لژیونها در اختیار ما قرار دادهاند. هر چه امروز از آرامش، امید و حال خوش در زندگی خود داریم، نتیجه همین آموزشهای ارزشمند است که بهتدریج مسیر زندگی ما را تغییر داده است.
وادی پنجم به ما میگوید: «تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل میکند.» ما ابتدا در ساختار ذهنی خود، نقشه و هدف را ترسیم میکنیم و سپس آن را به مرحله اجرا درمیآوریم. اگر این نقشه بر پایه تفکر صحیح طراحی شده باشد، با حرکت و عمل به مقصد درست خواهیم رسید؛ اما اگر تفکر ما نادرست باشد، نتیجه نیز اشتباه خواهد بود و ما را به بیراهه خواهد کشاند. بنابراین، نباید هیچ کاری را با استرس، اضطراب، ترس یا ناامیدی انجام دهیم؛ بلکه لازم است در آرامش، تعادل و با تفکر صحیح، قدم برداریم.
برای آغاز این مسیر، باید تزکیه و پالایش را از خودمان و بهصورت پلهپله آغاز کنیم. نخستین قدم، دوری از ضدارزشها است. دومین قدم، خودداری از انجام کارهایی است که نسبت به درست یا نادرست بودن آنها آگاهی نداریم. سومین قدم، استفاده درست از سادهترین امکانات و بهرهبرداری صحیح از داشتههای خود است. چهارمین قدم، صبر و بردباری در مسیر رسیدن به هدف است. پنجمین قدم، پرهیز از تجسس و قضاوت درباره دیگران است و ششمین قدم، یادگیری پسانداز و داشتن برنامهریزی صحیح برای زندگی است. هر یک از این مراحل، انسان را یک گام به دانایی و آرامش نزدیکتر میکند. من در کنگره ۶۰ آموختم که چگونه صبر، قناعت و پسانداز را در زندگی خود اجرا کنم. پیش از ورود به کنگره، گاهی در کوچکترین مسائل مالی نیز درمانده میشدم؛ اما به برکت آموزشهای ناب کنگره، روش صحیح خرج کردن و پسانداز کردن را آموختم. امروز، به لطف خداوند، دیگر اثری از آن تخریبها و فشارهای گذشته در زندگی من باقی نمانده است و همه این آرامش و حال خوب را از برکات آموزشهای کنگره و حضور در لژیون سردار میدانم.
اگر بخواهم از عضویت خود و خانوادهام در لژیون سردار سخن بگویم، آن را یکی از بزرگترین توفیقاتی میدانم که خداوند نصیب ما کرد. آشنایی با شعبه پاسارگاد شیراز، یکی از بهترین اتفاقات زندگی ما بود. خوشبختانه، چند جلسه پس از ورودمان به شعبه، جشن گلریزان لژیون سردار برگزار شد. در آن روز، شاهد بودیم که اعضای شعبه با شور و اشتیاق وصفناشدنی، خود را معرفی میکردند، مبلغ پرداختی خود را اعلام مینمودند و از برکات و نتایجی که پس از عضویت در لژیون سردار نصیبشان شده بود، سخن میگفتند. همان روز، برای نخستین بار از اعضا دعوت شد تا بهصورت داوطلبانه در این خدمت ارزشمند مشارکت کنند. ما نیز این دعوت را به فال نیک گرفتیم و با جان و دل پذیرفتیم. با افتخار، همان روز خودم، مسافرم و دو پسرم را در لژیون سردار ثبتنام کردیم. به لطف خداوند مهربان و برکات لژیون سردار، ما نیز آثار این نعمت الهی را در زندگی خود مشاهده کردیم. البته در ابتدای مسیر، نیروهای بازدارنده نیز به سراغمان آمدند و پسرم دچار تصادف شد؛ اما دلسرد و ناامید نشدیم و از صاحب لژیون سردار یاری خواستیم. به لطف خداوند، با تلاش بیشتر، صبر، قناعت و پسانداز، توانستیم تعهدات خود را بهخوبی انجام دهیم. عضویت در لژیون سردار به ما آموخت که اگر با برنامهریزی صحیح، تفکر درست و عمل سالم حرکت کنیم، هر تصمیم ارزشمندی قابلیت اجرا خواهد داشت.
منبع: برداشت از سی دی های وادی پنجم
نویسنده: همسفر صغری، رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر مژگان، رهجوی راهنما همسفر مرضیه(لژیون اول)
ویرایش: همسفر سمانه، رهجوی راهنما همسفر مرضیه(لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
21