دیدهبان مسافر مهدی با آنتیایکس مصرفی شیره و تریاک وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدند. مدت 13 ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی مهندس حسین دژاکام سفر کردند. ایشان در رشته ورزشی شنا، دارت و والیبال فعالیت دارند. اکنون مدت 14 سال است آزاد و رها هستند.
اینک در باب دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفكر، قدرت مطلق حل نيست؛ بلکه توأم با رفتن و رسيدن آن را كامل مینمايد.) و تأثیر آن روی من» با ایشان گفتگویی ترتیب دادهایم؛ لطفاً با ما همراه باشید:

بسیاری از افراد میدانند چه کاری درست است، اما تا زمانیکه آن را به عمل تبدیل نکنند، موفق به انجام آن نمیشوند. از دیدگاه وادی پنجم، علت این فاصله میان دانستن و عمل کردن چیست؟ یک عضو چگونه میتواند این فاصله را از بین ببرد؟
به نظر من فاصله بین دانستن و عمل کردن، فاصلهای بسیار بزرگ است. بیشتر انسانها مطالب زیادی را میدانند، اما صرفاً دانستن کافی نیست. دانایی زمانی ارزشمند میشود که به عمل تبدیل شود؛ زیرا اگر دانستهها وارد مرحله اجرایی نشوند، هرگز نتیجهای بهدست نخواهد آمد. در وادی پنجم صحبت از تزکیه و پالایش است. انسان زمانی در مسیر تزکیه و پالایش قرار میگیرد که دانستههای خود را در زندگی به کار ببندد. تنها مطالعه کردن یا آگاه شدن کافی نیست؛ آنچه انسان را تغییر میدهد عمل به دانستههاست. در یکی از آموزشها، دکتر امین دژاکام نکته بسیار زیبایی را بیان کردند؛ شخصی از ایشان پرسید چگونه میتواند در مسیر تزکیه و پالایش قدم بردارد. پاسخ این بود که همان کارهای روزمرهای که وظیفه انجام آنها را داریم، درست و مسئولانه انجام دهیم. همین رفتارهای به ظاهر ساده، آغاز مسیر تزکیه و پالایش است. بهنظر من نیز اگر هر یک از ما بتوانیم حتی 10 تا 20 درصد از دانستههای خود را اجرا کنیم، وارد این مسیر شدهایم. لازم نیست از همان ابتدا همه آموزشها را بهطور کامل عملی کنیم؛ مهم این است که حرکت آغاز شود. مشکل اصلی بسیاری از ما این است که میدانیم، اما عمل نمیکنیم. در حالیکه رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که دانایی به رفتار تبدیل شود. در روش DST نیز همین اصل وجود دارد. هیچ کس یکشبه تغییر نمیکند و هیچ انسانی یک شبه به جایگاههای والای انسانی نمیرسد؛ اما اگر آرامآرام آموختههای خود را در زندگی اجرا کند، به مرور شاهد تغییرات عمیق خواهد بود. تجربه نشان داده است افرادی که به دانستههای خود عمل میکنند، انرژی بسیار خوبی دریافت میکنند، حس ارزشمندی را تجربه میکنند و آرامش بیشتری در زندگی دارند. این آرامش نتیجه هماهنگی میان دانایی و عمل است.
لطفاً درباره نقش خودداری در وادی پنجم توضیح دهید. خودداری چگونه میتواند زمینهساز تغییرات بزرگ در شخصیت و رسیدن به تعادل باشد؟ همچنین تفاوت آن با سرکوب خواستهها چیست؟
خودداری، با سرکوب خواستهها تفاوت اساسی دارد. گاهی انسان تصمیم دارد کاری انجام دهد؛ اما هنوز نسبت به نتیجه آن آگاهی کافی ندارد و نمیداند پایان آن خیر است یا شر. وادی پنجم به ما آموزش میدهد که در چنین شرایطی بهتر است از انجام آن عمل خودداری کنیم. فرض کنید امروز قصد انجام کاری را دارم، اما از پیامدهای آن بیاطلاع هستم. اگر در این شرایط خودداری کنم و مدتی صبر داشته باشم، ممکن است بعداً حقیقت برای من آشکار شود و متوجه شوم که اگر آن عمل را انجام داده بودم گرفتار مشکلات زیادی میشدم. همین آگاهی، خود یک آموزش بزرگ است و انرژی بسیار مثبتی به انسان میدهد. بسیاری از گرفتاریهای ما به این دلیل است که بدون آگاهی کافی تصمیم میگیریم و عمل میکنیم. شاید گاهی نتیجه مطلوبی هم به دست بیاوریم؛ اما آموزش کنگره۶۰ این است که تا زمانیکه نسبت به نتیجه کاری آگاهی کامل نداریم بهتر است آن را انجام ندهیم. این همان خودداری است؛ اما سرکوب خواستهها موضوع دیگری است. نفس، خواستههای مختلفی را مطرح میکند. اگر نسبت به نتیجه آن خواسته، آگاهی نداشته باشیم، نباید فوراً به آن پاسخ دهیم؛ بلکه باید صبر کنیم تا شناخت بیشتری پیدا کنیم؛ بنابراین خودداری؛ یعنی تصمیمی آگاهانه برای به تعویق انداختن یک عمل تا زمانیکه شناخت و آگاهی لازم به دست آید؛ نه اینکه خواستهها را با اجبار و فشار در درون خود سرکوب کنیم.
شما بهعنوان یک دیدهبان کنگره۶۰ مهمترین پیام وادی پنجم را برای اعضاء تازهوارد و حتی اعضاء قدیمی چه میدانید؟ اگر قرار باشد تنها یک توصیه بر اساس این وادی داشته باشید آن توصیه چیست و چرا؟
به اعتقاد من وادی پنجم عصاره و خلاصه تمام آموزشهایی است که انسان از ابتدای مسیر رشد با آنها روبهرو میشود. اگر به مجموعه آموزشهای کنگره۶۰، کتابهای آموزشی، سخنان بزرگان و حتی کتب آسمانی نگاه کنیم، میبینیم همه آنها، انسان را به یک نقطه مشترک هدایت میکنند؛ دانستن، زمانی ارزش دارد که به عمل تبدیل شود. هر انسانی که بخواهد به آرامش واقعی برسد و در مسیر تکامل انسانی حرکت کند، ناگزیر باید وادی پنجم را در زندگی خود اجرا کند. این وادی تنها یک آموزش نظری نیست؛ بلکه یک دستورالعمل عملی برای زندگی است. اگر انسان پلههای وادی پنجم را بهخوبی بشناسد، آنها را درک کند و سپس وارد مرحله عمل شود، مسیر رشد او بهمراتب کوتاهتر خواهد شد؛ البته این بهمعنای رسیدن یک شبه به مقصد نیست. تغییر، فرآیندی تدریجی است و ممکن است سالها زمان ببرد؛ اما آنچه اهمیت دارد، حرکت مستمر در مسیر درست است. میزان پیشرفت هر انسان به دو عامل بستگی دارد؛ نخست، آموزشهایی که دریافت میکند و دوم، میزان عمل او به آن آموزشها. هرچه این دو در کنار هم قرار بگیرند، نتیجه عمیقتر و ماندگارتر خواهد بود. اگر بخواهم از تجربه شخصی خود بگویم، تمام تلاشم را کردهام که پلههای وادی پنجم را در زندگی اجرا کنم. هر اندازه که توانستهام به این آموزشها عمل کنم، آثار آن را بهوضوح در زندگی خود دیدهام؛ آرامش بیشتری را تجربه کردهام، در خانواده و اجتماع موفقتر بودهام و احساس میکنم بخش بزرگی از این موفقیتها، حاصل آموزشهایی است که از وادی پنجم و راهنماییهای مهندس دژاکام دریافت کردهام. به همین دلیل اگر بخواهم تنها یک توصیه داشته باشم این است که آموزشها را فقط نخوانید؛ آنها را زندگی کنید. زیرا ارزش واقعی هر آموزش، در عمل کردن به آن است.
اگر بخواهیم وادی پنجم را در مسیر درمان اعتیاد بررسی کنیم، یک مسافر یا همسفر چگونه میتواند آموزشهای این وادی را در سفر خود عملی کند؟
در حقیقت، موضوع فقط وادی پنجم نیست؛ همه وادیهای کنگره۶۰ به یکدیگر متصل هستند و هرکدام مقدمه ورود به مرحله بعدی محسوب میشوند. همیشه این مثال را میزنم که چهار وادی نخست مانند آماده کردن یک زمین کشاورزی هستند. تا زمانی که زمین شخم زده نشود، هیچ بذری در آن رشد نخواهد کرد. اما از وادی پنجم، مرحله کاشت بذر آغاز میشود؛ یعنی مرحله عمل. اگر زمینی را آماده کنیم؛ اما هیچ بذری در آن نکاریم، محصولی به دست نخواهیم آورد. آموزش نیز دقیقاً همینگونه است. اگر فقط بیاموزیم، اما آن آموزشها را در زندگی اجرا نکنیم، تغییری ایجاد نخواهد شد. در بخش جهانبینی، هیچ تفاوتی میان مسافر و همسفر وجود ندارد. هر دو باید آموزش ببینند، خود را بشناسند و آموختههای خود را در زندگی به کار بگیرند. تفاوت آنها تنها در بازسازی جسم است. مسافر به دلیل تخریب ناشی از مصرف مواد، باید جسم خود را با روش DST و داروی OT بازسازی کند؛ اما همسفر چنین تخریبی ندارد و بیشتر بر اصلاح نگرش، جهانبینی و رشد شخصیت خود کار میکند. گاهی افراد انتظار دارند بدون آماده کردن بستر، نتیجه بگیرند. در حالیکه اگر زمین وجود انسان هنوز پر از سنگ و مانع باشد، بذر، رشد نخواهد کرد. چهار وادی نخست، کمک میکنند انسان خود را بشناسد، نقاط ضعف و صفات ناپسند خویش را ببیند و آنها را بهتدریج اصلاح کند. وقتی این بستر آماده شد، وادی پنجم آغاز میشود؛ یعنی زمان کاشت بذر و عمل کردن به آموزشها. به همین دلیل معتقدم وادی پنجم، یکی از بنیادیترین وادیهای کنگره۶۰ است؛ زیرا تمام آموزشها در نهایت باید به عمل ختم شوند. اگر مسافر و همسفر، این وادی را بهدرستی اجرا کنند، بدون تردید آثار آن را در درمان، زندگی فردی، خانواده و روابط اجتماعی خود خواهند دید.

اگر عضوی احساس کند که در مسیر درمان یا حتی در زندگی، دچار رکود شده و انگیزه حرکت را از دست داده است، وادی پنجم چه راهکاری برای خروج از این وضعیت ارائه میدهد؟
امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) میفرمایند: «اگر دو روز انسان مانند هم باشد، زیان کرده است.» این جمله یکی از زیباترین معیارهای رشد است. در کنگره۶۰ همهچیز بهگونهای طراحی شده است که انسان هر روز نسبت به روز قبل، حتی اگر اندک باشد، تغییری در خود احساس کند. اگر کسی احساس کند دچار رکود یا روزمرگی شده است، پیش از هر چیز، باید به عملکرد خویش نگاه کند. معمولاً این حالت، بیدلیل به وجود نمیآید. اگر احساس رکود میکنم، باید از خودم بپرسم: آیا سیدیها را با دقت مینویسم؟ آیا آموزشها را عمیق میفهمم؟ آیا سخنان استاد را فقط میشنوم یا واقعاً آنها را دریافت میکنم؟ من بعد از چهارده سال حضور در کنگره۶۰، هنوز هر هفته هنگام نوشتن سیدیها احساس میکنم مطلب تازهای یاد میگیرم و نقص تازهای را در خود پیدا میکنم. هر سیدی مانند آینهای است که یکی از ایرادهای مرا به من نشان میدهد. وقتی آن ایراد را میبینم، برای اصلاح آن اقدام میکنم و این به معنی حرکت و رشد است. به همین دلیل معتقدم، اگر کسی احساس روزمرگی یا رکود میکند، احتمالاً ارتباط او با آموزشها کمرنگ شده است. سیدیهای کنگره۶۰ فقط تکرار مطالب نیستند؛ بلکه هر بار انسان را از زاویهای جدید با همان آموزشها روبهرو میکنند. ممکن است یک جمله را بارها شنیده باشیم؛ اما هر بار متناسب با شرایط امروز خود، برداشت تازهای از آن داشته باشیم. همین تکرارهای هدفمند است که مانع روزمرگی میشود و انسان را همواره در مسیر رشد نگه میدارد.
بسیاری از همسفران پس از ورود به کنگره۶۰ با مفاهیمی مانند توکل، رضا و تسلیم آشنا میشوند. آیا این مفاهیم باعث میشوند انسان منفعل شود و دست از تلاش بردارد یا برعکس، آرامش بیشتری به او میبخشند؟
به نظر من باید از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم. فرض کنید همسفری وارد کنگره۶۰ شده است، اما مسافر او هنوز سفر خود را آغاز نکرده یا حتی حاضر نیست درمان را بپذیرد. حالا سؤال این است که اگر کنگره۶۰ وجود نداشت، شرایط آن همسفر بهتر بود یا سختتر میشد؟ قطعاً سختتر بود. خداوند بستری را به نام کنگره۶۰ در اختیار ما قرار داده است تا هم مسافر و هم همسفر بتوانند آموزش ببینند، تحمل خود را افزایش دهند و برای ادامه مسیر زندگی، انرژی لازم را بهدست آورند. وقتی انسان این نگاه را داشته باشد، دیگر احساس نمیکند که مفاهیمی مانند توکل، رضا و تسلیم باعث سکون او شدهاند؛ بلکه متوجه میشود این مفاهیم به او آرامش، صبر و قدرت ادامه دادن میدهند. همیشه مثالی میزنم و میگویم کنگره۶۰ برای اعضاء خود، مانند ایستگاه شارژ خودروهای برقی است. یک خودروی برقی مدتی حرکت میکند، سپس برای شارژ دوباره به ایستگاه بازمیگردد تا بتواند مسیر خود را ادامه دهد. ما نیز هر هفته وارد کنگره میشویم، آموزش میبینیم، انرژی میگیریم و دوباره برای ادامه زندگی آماده میشویم. اگر این شارژ هفتگی وجود نداشته باشد، ادامه مسیر، بسیار سختتر خواهد شد. بنابراین توکل، رضا و تسلیم هرگز به معنای دست کشیدن از تلاش نیستند؛ بلکه به انسان کمک میکنند با آرامش، امید و اعتماد بیشتری در مسیر درست حرکت کند.
اگر نکتهای درباره وادی پنجم باقی مانده که در سؤالها مطرح نشده است بفرمایید؟
اگر بخواهم در پایان تنها یک نکته را بیان کنم این است که امیدوارم همه ما بتوانیم آموزشهای کنگره۶۰ بهویژه وادی پنجم را از مرحله دانستن به مرحله عمل برسانیم. کنگره برای ساختن و نجات انسان طراحی شده است؛ اما این نجات از خود انسان آغاز میشود. ابتدا باید خود را بسازیم، خودمان را نجات دهیم و مسیر را برای خود هموار کنیم. وقتی این اتفاق افتاد، آنگاه میتوانیم دست دیگران را نیز بگیریم و به آنها کمک کنیم. من همیشه این نگاه را دوست دارم که انسان در کنگره۶۰ باید یک قدم جلوتر حرکت کند و همزمان دست کسی را که یک قدم عقبتر از اوست، بگیرد و با خود همراه کند. اگر همه ما با چنین نگاهی حرکت کنیم، این زنجیره خدمت و آموزش، هیچگاه قطع نخواهد شد و نسلهای بعد نیز از برکات آن بهرهمند خواهند شد؛ اما اگر فقط به فکر رشد و نجات خود باشیم، دیر یا زود حرکت ما متوقف خواهد شد؛ زیرا یکی از پایههای اصلی کنگره۶۰ خدمت کردن و انتقال تجربه به دیگران است.
ازخودگذشتگی در کنگره۶۰ چه جایگاهی دارد؟
ازخودگذشتگی یکی از ارزشمندترین آموزشهای کنگره۶۰ است. گاهی لازم است انسان از خواستههای شخصی خود بگذرد تا مجموعهای بزرگتر بتواند به مسیر خود ادامه دهد. همه ما وظیفه داریم برای حفظ این بستر تلاش کنیم؛ بستری که امروز باعث نجات انسانهای بسیاری شده است. شاید امروز یک مسافر یا یک همسفر با امید وارد کنگره شود و تمام امید او به همین آموزشها و همین فضا باشد. اگر ما خدمت نکنیم، مسئولیت خود را بهدرستی انجام ندهیم یا نسبت به حفظ این مجموعه بیتفاوت باشیم، ممکن است دیگران از این فرصت ارزشمند محروم شوند؛ بنابراین خدمت در کنگره۶۰، تنها یک مسئولیت نیست؛ بلکه نوعی ازخودگذشتگی و عشق به انسانهاست. همه ما باید تلاش کنیم این مجموعه را سالم، پویا و رو به رشد به آیندگان تحویل دهیم.
کلام آخر:
در پایان لازم میدانم از همه عزیزانی که در بخش سایت کنگره۶۰ خدمت میکنند صمیمانه تشکر کنم. شاید فعالیت این عزیزان کمتر دیده شود؛ اما تأثیر کار آنها بسیار بزرگ و ماندگار است. بارها در بخش تازهواردین از افراد سؤال کردهایم که چگونه با کنگره۶۰ آشنا شدهاند و بخش قابلتوجهی از آنها پاسخ دادهاند که از طریق سایت کنگره۶۰ با این مجموعه آشنا شدهاند. این به معنی نتیجه مستقیم تلاشهای شماست. اگر اعضاء سایت، با عشق و مسئولیت، مطالب را تهیه، تایپ، بارگذاری و منتشر نمیکردند و اگر ساعتهای زیادی از وقت و انرژی خود را صرف این خدمت نمیکردند، شاید بسیاری از این افراد هرگز مسیر کنگره را پیدا نمیکردند؛ بههمین دلیل خدمت شما شاید کمتر دیده شود؛ اما آثار آن بسیار عمیق و گسترده است. از خداوند میخواهم به همه خدمتگزاران کنگره، بهویژه عزیزان بخش سایت، سلامتی، توان، برکت و توفیق خدمت بیشتر عطا کند. از شما نیز بابت وقتی که در اختیار من قرار دادید، صمیمانه سپاسگزارم. اگر در صحبتهایم نقص یا کوتاهی وجود داشت، از همه عزیزان عذرخواهی میکنم. امیدوارم همه ما بتوانیم آموزشهای کنگره۶۰ بهویژه وادی پنجم را در زندگی خود به کار ببندیم؛ زیرا ارزش واقعی هر آموزش، زمانی آشکار میشود که از مرحله دانستن عبور کند و به مرحله عمل برسد. از همه شما سپاسگزارم.
مصاحبهکننده: راهنما همسفر زهره (لژیون سوم) نمایندگی سلمان فارسی اصفهان، رشته ورزشی دارت
رابط خبری: مرزبان خبری پارک شهدای شهرداری اصفهان همسفر لیلا، رشته ورزشی دارت
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم لژیون دوم نمایندگی شیخبهایی (دبیر سایت)
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
179