English Version
This Site Is Available In English

وادی پنجم مرز میان اندیشه و عمل

وادی پنجم مرز میان اندیشه و عمل

اندیشه آغاز خلق و از تفکر به حرکت رسیدن است و انسان خالق ساختار نوین وجود خویش می‌گردد. چرا انسان با وجود آن‌که حقیقت را می‌داند، هم‌چنان روند زندگی گذشته را تکرار می‌کند؟ این پرسشی است که از آغاز، ذهن اندیشمندان، عارفان، فیلسوفان و جویندگان راه حقیقت را به خود مشغول ساخته است. اگر دانستن به‌ تنهایی برای تغییر کافی بود، هیچ انسانی در تاریکی جهل باقی نمی‌ماند. اگر آگاهی عامل تبدیل بود، جهان امروز سرشار از آرامش عدالت و تعادل بود؛ اما تجربه زندگی چیز دیگری را نشان می‌دهد.

انسان‌ها راه درست را می‌شناسند؛ اما در پیمودن آن ناتوان هستند. می‌دانند چه چیزی به سود آن‌ها است؛ ولی نیروی لازم برای عمل به دانسته‌های خویش را در اختیار ندارند؛ گویی فاصله‌ای عمیق میان دانستن و شدن وجود دارد فاصله‌ای که تنها با حرکت آگاهانه پر می‌شود.

در آموزش‌های کنگره۶۰ این فاصله با ظرافت مورد بررسی قرار گرفته است. چهارده وادی، نقشه راهی برای رشد تدریجی انسان ارائه می‌‌دهند، راهی که از مسئولیت‌پذیری آغاز می‌شود، از تفکر عبور می‌کند و سرانجام به بازسازی ساختارهای وجودی انسان می‌انجامد.

وادی پنجم نقطه‌ای سرنوشت‌ساز است؛ زیرا مرز میان اندیشه و عمل را مشخص می‌کند و تنها توصیه‌ای برای انجام عمل نیست، بلکه بیانگر قوانین حاکم بر آفرینش است. هیچ اندیشه‌ای هر اندازه صحیح و ارزشمند، بدون حرکت به نتیجه نخواهد رسید؛ زیرا هیچ بذری بدون شکافتن خاک به درخت تبدیل نمی‌شود، هیچ انسانی بدون حرکت و عمل به تغییرات جدید دست نخواهد یافت.

حرکت صرفاً تغییر در جسم نیست. در  حرکت ساختارهای درونی انسان دگرگون می‌شوند. هر انتخاب در هر تصمیم و ساختار عملی، مصالحی هستند که بنای شخصیت آینده انسان را شکل می‌دهند. انسان پیش از آن‌که زندگی بیرونی خود را تغییر دهد؛ باید بنا و معماری درون خویش را دگرگون سازد؛ زیرا جهان بیرونی بازتابی از ساختارهای درونی او است.

اگر جهان ذهنی انسان سرشار از ترس، تردید، خشم، اضطراب و ناامیدی باشد؛ حتی بهترین فرصت‌ها به نتیجه مطلوب نخواهند رسید؛ اما هنگامی که ساختارهای درونی بر پایه آگاهی، تعادل و مسئولیت‌پذیری بازسازی شوند، کیفیت زندگی بهتر خواهد شد.

حرکت در وادی پنجم حرکتی کورکورانه یا شتاب‌زده نیست، بلکه حرکتی هدفمند، آگاهانه و هماهنگ با قوانین هستی است، نه فقط یک دستورالعمل اخلاقی و قانونی در مسیر آفرینش انسان است، بلکه نشان می‌دهد چگونه تفکر، با عبور از میدان عمل به آفرینش ساختارهای تازه می‌انجامد و چگونه کیفیت زندگی انسان، حاصل کیفیت ساختارهایی است که او در درون خویش بنا می‌کند.

بزرگ‌ترین پیام وادی پنجم این است که خداوند مسیر را نشان می‌دهد؛ اما ساختن راه بر عهده انسان است. هیچ نیرویی؛ حتی ارزشمندترین آموزش‌ها نمی‌تواند جایگزین حرکت انسان با اراده، آگاهی و مسئولیت گردد. حرکت زبان مشترک همه قوانین هستی است. سرنوشت انسان نه آرزوهای او، بلکه حرکت او در مسیر ارزش‌ها است. از همین نقطه سفر ما آغاز می‌شود. سفری از اندیشه به آفرینش و خلق، از آگاهی به عمل و از انسان خواهان تغییر به انسانی که با حرکت، خالق شرایط زندگی خویش می‌شود.

هنگامی که اندیشه، لباس حرکت بر تن می‌کند، وادی اول انسان را به اندیشیدن دعوت می‌کند. وادی پنجم از او می‌پرسد: اکنون که اندیشیده‌ای چه خواهی کرد؟ وادی پنجم نقطه اتصال میان اندیشه و عمل است. بسیاری از انسان‌ها سال‌ها در جهان اندیشه زندگی می‌کنند. آرزو می‌کنند، تصمیم می‌گیرند، برنامه می‌ریزند؛ حتی حقیقت را تشخیص می‌دهند؛ اما تا زمانی که اندیشه به حرکت تبدیل نشود، هیچ تغییری در نظام آفرینش رخ نخواهد داد. در نظام هستی « مبدا مقصد، هدف» ارزشمند است؛ اما حرکت است که جریان آفرینش را فعال می‌کند. بذر هر چند کامل و سالم باشد، تا زمانی که در دل خاک قرار نگیرد و فرآیند رشد را آغاز نکند، هرگز به درختی تنومند تبدیل نخواهد شد.

یکی از بزرگ‌ترین موانع رشد انسان در بند دانستن بودن است، گاهی انسان آن‌قدر از آموختن لذت می‌برد که گمان می‌کند فقط دانستن، او را متحول کرده است؛ در حالی‌که ساختار وجودی با شنیدن تغییر نمی‌کند، بلکه با تمرین و تکرار رفتارهای ارزشمند بازسازی می‌شود.

طبق وادی پنجم، تجربه پلی است که علم را به عمل تبدیل می‌کند؛ اما حرکت قانون آفرینش است. در هستی سکون وجود ندارد؛ زیرا در سکون زایشی نیست. از حرکت کهکشان‌ها تا گردش الکترون‌ها، از جریان خون در رگ‌ها تا رویش یک جوانه سبز در دل خاک، همه چیز بر پایه حرکت استوار است. اگر آب در برکه‌ای راکد بماند گنداب می شود؛ اما هنگامی که در مسیر رودخانه جاری می‌شود، زلال و حیات بخش می‌گردد. در فرآیندهای ذهنی نیز اندیشه‌ای که به حرکت نرسد، گرفتار تردید، ترس و فرسودگی می‌شود؛ اما اندیشه‌ای که در مسیر عمل قرار گیرد، هر روز کامل و پخته‌تر می‌شود. حرکت تنها وسیله رسیدن به هدف نیست. حرکت بخشی از آفرینش انسان است.

گاهی انسان تصور می‌کند ابتدا باید کاملاً آماده شود و سپس حرکت کند؛ در حالی‌که قوانین هستی عکس این را نشان می‌دهند. آمادگی کامل اغلب در دل حرکت به وجود می‌آید، نه پیش از آن. کودک با راه رفتن، راه رفتن را می‌آموزد نه با فکر کردن درباره آن. این همان حقیقتی است که در فرآیند درمان نیز به‌خوبی دیده می‌شود. هیچ مسافری در آغاز سفر انسانی متعادل نیست؛ اما با استمرار در مسیر، آرام‌آرام ساختارهای (جسم، روان و جهان‌بینی) او تغییر می یابند.

نکته مهم نقش ساختارها در سرنوشت انسان است. ساختارها مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها، احساسات، عادت‌ها و رفتارهایی هستند که شخصیت انسان را شکل می‌دهند. این ساختارها در یک روز ساخته نشده‌اند؛ بنابراین در یک روز نیز تغییر نخواهند کرد. هر اندیشه‌ای که بارها تکرار شود، به باور و سپس رفتار و در نهایت عادت تبدیل می‌شود و عادت‌ها، معماری شخصیت انسان را رقم می‌زنند؛ بنابراین تغییر واقعی نه با مبارزه مستقیم بلکه با بازسازی تدریجی ساختارها امکان‌پذیر است. حرکت نقش معمار را بر عهده دارد. هر عمل ارزشمند هرچند کوچک مانند آجری است که بر بنای وجود انسان افزوده می‌شود؛ شاید یک آجر به‌ تنهایی کافی نباشد؛ اما هزاران آجر بنایی استوار پدید می‌آورند. هدف ما استمرار در اعمال درست و ارزش‌ها است.

در نخستین میدان آفرینش پیش از آن‌که هر پدیده‌ای در جهان بیرون شکل بگیرد، تصویری از آن در جهان ذهنی انسان پدید می‌آید.جهان ذهنی کارخانه آفرینش زندگی است. اگر سرشار از ناامیدی، ترس و بی‌نظمی باشد، محصول آن نیز  آشفتگی و اضطراب و سکون خواهد بود؛ اما اندیشه آگاه خالق تعادل در حیات است. با این حال جهان ذهنی به‌ تنهایی کافی نیست. اندیشه، نقشه ساختمان است؛ اما بدون معمار و مصالح به خانه تبدیل نمی‌شود. حرکت نقشه را به بنا تبدیل می‌کند.

انسان تنها با آرزو کردن یا حتی درست فکر کردن، خالق زندگی خویش نمی‌شود، بلکه باید اندیشه را در میدان عمل بیازماید و با صبر، استمرار و مسئولیت پذیری، ساختارهای وجودی خود را دگرگون سازد. الگویی منظم و ساده اندیشه، حرکت، تکرار و تمرین ساختار شخصیت، سرنوشت پویایی انسان است. حرکت اندیشه را وارد جهان واقعیت می‌کند. تکرار، حرکت را به عمل تبدیل می‌کند. اعمال، ساختارهای درونی را می‌سازد. هر ساختار شخصیت را شکل می‌دهد.

هفت مسیر برای بازسازی ساختار مطرح است. اگر بخواهیم وادی پنجم را به یک نقشه قابل اجرا تبدیل کنیم؛ باید آن را در قالب اجزای سازنده‌اش ببینیم که در واقع یک سیستم واحد را تشکیل می‌دهند. اگر حرکت آگاهانه نباشد، می‌تواند همان ساختار گذشته را باز تولید کند، نه این‌که در آن‌ تغییر  یا اصلاح رخ دهد. این‌جا هفت ابزار برای مهندسی ساختار وجودی انسان معنا می یابد.

منابع: جزوه جهان‌بینی۱ و۲، کتاب عشق «چهارده وادی برای رسیدن به خود»، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، سی‌دی‌ها: پس‌انداز، صبر، تسلیم و استقامت.

نویسنده: راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
رابط خبری: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پانزدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف


 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .