English Version
This Site Is Available In English

با تفکر و حرکت به صلح و آرامش رسیدن

با تفکر و حرکت به صلح و آرامش رسیدن

همسفر لیلا؛

وادی پنجم، برای من یکی از مهمترین وادی‌ها است؛ چون به من یاد می‌دهد که دانستن به تنهایی کافی نیست و برای رسیدن به آرامش و تعادل باید حرکت کنم. من از وادی‌های قبل، یاد گرفتم که تفکر درست داشته باشم؛ اما در این وادی، متوجه می‌شوم که بعد از تفکر باید وارد مرحله عمل شوم گاهی انسان، سال‌ها فکر می‌کند که باید تغییر کند برنامه‌ریزی می‌کند و آرزو دارد که شرایط بهتر شود؛ اما اگر قدمی برندارد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. وادی پنجم به من یاد می‌دهد که تغییر واقعی، زمانی اتفاق می‌افتد که اندیشه‌های درست را در زندگی روزمره اجرا کنم. یکی از نکات مهم این وادی، دور شدن از ضد ارزش‌ها است من متوجه شدم که برای ساختن یک زندگی بهتر، باید کم‌کم عادت‌ها و رفتار‌هایی را که باعث تخریب خود و اطرافیان من شده را کنار بگذارم و این کار یک دفعه‌ای نیست؛ بلکه نیاز به زمان، صبر و تمرین دارد در این مسیر صفت‌هایی مثل: صبر، قناعت، توکل و رضا به من کمک می‌کنند. صبر؛ یعنی اینکه انتظار نداشته باشم همه چیز در یک شب درست شود قناعت؛ یعنی قدر داشته‌های خود را بدانم و همیشه در حسرت چیز‌هایی که ندارم، نباشم. وادی پنجم به من یاد‌آوری می‌کند که مسئولیت زندگی من، بر عهده خودم است نمی‌توانم همیشه مشکلات را به گردن دیگران یا شرایط بیندازم؛ وقتی خود را تغییر بدهم، نگاه من به جهان و رفتار دیگران هم تغییر می‌کند. من یاد گرفتم که حرکت در مسیر درمان و زندگی با قدم‌های کوچک؛ اما مداوم ساخته می‌شود مهم این است که امروز نسبت به دیروز یک قدم بهتر بردارم و به مرور زمان به انسانی متعادل‌تر تبدیل شوم.

همسفر شهناز؛

خدایا! سپاسگزارم؛ برای اینکه اجازه دادی من هم در کنگره حضور داشته باشم، آموزش ببینم و خدمت کنم. مشارکت‌ در مورد وادی پنجم‌ «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند» من یاد گرفتم همیشه از وادی اول شروع کنم؛ یعنی برای انجام هر کاری اول خوب تفکر کنم؛ باید تفکر درست داشته باشم تا بتوانم به نتیجه درست برسم. بعد‌ از وادی اول به وادی دوم رسیدم من در گذشته فکر می‌کردم؛ برای چه به دنیا آمدم و به چه دردی می‌خورم من که فرزندم اعتیاد دارد به چه دردی می‌خورم که عاقبت حاصل زندگی من این شد سخت نا‌امید و افسرده بودم فکر می‌کردم که به هیچ دردی نمی‌خورم‌ می‌گفتم کاش شب بخوابم و صبح نشود؛ اما وادی دوم به من گفت: «تو بیهوده خلق نشدی و به هیچ نیستی» باید خود را پیدا کنم. رسیدم به وادی سوم که می‌گوید: «هیچ موجودی به‌ میزان خود انسان، به‌ خویشتن خویش فکر نمی‌کند» حال داشتم به خود فکر می‌کردم و این‌جا بود که‌ یک تلنگر به من خورد؛ باید بلند می‌شدم به خود کمک می‌کردم و حال خود را خوب می‌کردم. قشنگ‌ترین لحظه که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، روز تولد من بود‌ ناگهان در ذهن من آمد که اکنون می‌دانم القای نیرو‌های الهی بوده است و سراغ گوشی خود رفتم نزدیک‌ترین کنگره60 به محل زندگی خود را پیدا کردم پیش از این کنگره را می‌شناختم خیلی خوشحال شدم و با حال زار از همسرم خواهش کردم که اگر می‌شود، برویم و ببینیم که راست است؛ چون آن روز‌ها حال من خیلی بد‌ بود فقط گریه می‌کردم همسرم قبول کرد با هم سراغ آدرس رفتیم؛ وقتی که رسیدیم درب شعبه، دو آقا را با پیراهن سفید دیدم که‌ اتیکتی روی سینه‌های آن‌ها بود؛ وقتی پیراهن سفید‌ها را دیدم، گویا بهشت را دیدم هیچ‌وقت آن لحظه شیرین را فراموش نمی‌کنم از آن آقا سؤال کردم این‌جا کنگره است؟ با‌ ادب و احترام گفتند بله و الان مسافر‌ها می‌باشند، شما فردا ساعت‌ ۳ بعد از ظهر تشریف بیاورید. من با خوشحالی به ماشین بازگشتم و گفتم خدایا شکرت که کنگره را پیدا کردم فردا خواهم آمد. تا خانه از خوشحالی هم گریه می‌کردم و هم می‌خندیدم من نجات و ر‌هایی خود را می‌دیدم شادی آن لحظه را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. وادی پنجم به من می‌گوید: فقط فکر‌ کردن راه‌‌حل نیست؛ باید حرکت کنم و بروم تا به مقصد برسم که آرامش و حال خوش است؛ باید هفت‌ خان را طی می‌کردم برگشت از ضدارزش‌ها، خودداری، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت، غیبت، پس‌انداز، توکل، رضا و تسلیم تا بتوانم از این وادی هم به سلامت عبور کنم؛ اما این راه‌، راه سخت و زمان‌بری است‌ من لحظه‌به‌لحظه باید در فکر و ذهن خود یاد‌آوری کنم. الان متوجه شدم‌ بیشترین ساعات زندگی من در جهان ذهنی به سر می‌رود و تمام تصمیمات، ساختار‌ها و برنامه زندگی جهان خاکی من، در‌ واقع، در ذهن من ساخته و شکل داده می‌شود؛ پس باید مواظب افکارم باشم. من باید تلاش کنم، تزکیه و پالایش را از خود شروع کنم و این درد دارد من باید خود را قوی کنم و از آموزش‌های‌ آقای مهندس در ۱۴ وادی و آموزش‌های دکتر‌ امین که در اختیار من گذاشته شده‌اند، استفاده کنم تا بتوانم از تاریکی‌ها به صلح، آرامش و فرمان عقل برسم انشاءالله. از خدای خود سپاسگزارم امروز من خود و مسافرم را بخشیدم و تمام گذشته‌ها را رها کردم من اول باید خود را بسازم هر کسی اختیار دارد تا انتخاب کند. شهناز را از صمیم قلب دوستش دارم و تمام تلاش خود را می‌کنم تا بتوانم جبران خسارت از خود، از خدای خود و هستی نمایم؛ اگر کم‌ آوردم، می‌دانم که خداوند هیچ‌وقت من را تنها نمی‌گذارد و کمک می‌کند من به خداوند توکل می‌کنم و ادامه می‌دهم تا به وادی ۱۴ با کمک خداوند و تلاش خود برسم.

همسفر لیلا؛

وادی پنجم «در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.» ما تا این‌جا چهار وادی را پشت سر گذاشتیم، وادی اول که وادی تفکر بود، وادی دوم به ما یاد داد که هیچ چیزی در این جهان جهت بیهودگی خلق نشده، وادی سوم آموزش داد فقط خودمان مسئول کار‌های خود می‌باشیم، وادی چهارم که نباید مسئولیت کار‌های خودمان را به گردن خداوند یا سایرین بیندازیم و رسیدیم به وادی پنجم که باید بدانیم که تفکر خالی به درد نمی‌خورد؛ باید حرکت را شروع کنیم. این حرکت باید با تفکر درست همراه باشد تا به نتیجه خوبی برسیم؛ اگر بدون تفکر یا با تفکر اشتباه حرکت کنیم به نتیجه خوبی نخواهیم رسید؛ برای هر کاری باید فرامین الهی را مدنظر قرار دهیم؛ زیرا چیزی که خداوند به ما امر کردند ما را به سر منزل مقصود می‌رساند. نمونه عالی برای این مسأله، ورود یک مسافر به کنگره است که وقتی به فکر درمان افتاد و با وجود راه‌های زیاد، بهترین راه که همان کنگره است را انتخاب می‌کند، بداند که برای درمان باید صبر داشته باشد، گوش به فرمان باشد و  مسأله زمان را هم مد‌نظر داشته باشد؛ چون در این کار سرعت، نتیجه خوبی نخواهد داشت. در این وادی، آقای مهندس به چند پارامتر اشاره کردند که من در مورد پس‌انداز صحبت می‌کنم. من تا قبل از کنگره پس‌انداز زیاد برایم معنی نداشت؛ ولی وقتی وارد کنگره شدم و آن را شروع کردم در بعضی شرایط که هزینه برنامه‌ریزی نشده‌ای پیش می‌آمد دیگر نیازی نبود که از کسی تقاضای پول کنم؛ چون به برکت کنگره و آموزش‌های خوب آقای مهندس، پس‌انداز داشتم و متوجه شدم که پس‌انداز برای کسانی است که کمترین درآمد را دارند، نه برای افراد ثروتمند! خدا را بسیاربسیار شاکر می‌باشم که در این مکان مقدس قرار دارم و می‌توانم بهترین آموزش‌ها را دریافت کنم.

نویسندگان: همسفران لژیون سردار
رابط خبری: همسفر شیما (لژیون سردار)
ویرایش و ارسال: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .