English Version
This Site Is Available In English

تابوی بزرگ شیشه

تابوی بزرگ شیشه

اولین جلسه از جلسه از دور پنجاه و ششم کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰؛ ویژه آقایان همسفر در نمایندگی آکادمی، با استادی همسفر شنتیا، نگهبانی همسفر محمد و دبیری همسفر علیرضا، با دستور جلسه «تخریب های شیشه و مخدر های جدید و درمان آن با متد DST»، پنجشنبه ۲۵ تير ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.‏

خلاصه سخنان استاد:

در اوایل مصرف پدرم، ما نمی‌دانستیم که او شیشه مصرف می‌کند و تنها فکر می‌کردیم که ایشان تنها تریاک مصرف می‌کنند. هنگامی که طلب کار شیشه پدرم، جلوی درب خانه آمد ما متوجه شدیم که ایشان رفته و شیشه گرفته است که الآن طلبکاران اینجا هستند.
مصرف شیشه برای ما بسیار تابوی بزرگی بود؛ بدین گونه که اگر می‌فهمیدیم کسی شیشه مصرف می‌کند، دیگر باید مننظر مرگ حتمی او باشیم. هیچ کاری هم از دست ما بر نمی‌آید. ابتدا که این صحبت‌ها را می‌شنیدم، بسیار ناراحت می‌شدم و به هیچ عنوان نمی‌خواستم باورش کنم که پدرم مصرف کننده است و همچنین مشکلی دارد.
مصرف شیشه به اندازه زیاد هاله انسان را باز می‌کند و انسان با موجودات خیالی بسیار صحبت می‌کند؛ به همین خاطر خیلی از افراد خانواده را از پدر من دور نگه می‌داشتن و همگی از او دوری می‌کردند. گاهاً برگه‌هایی پیدا می‌کردم که بعداً متوجه شدم پدرم با آن موجودات قرارداد می‌بندد!
برای مادرم اتفاقی افتاد و با ایشان چند روزی در بیمارستان بودیم. وقتی بعد از چند روز به پیش پدرم رفتم و به ایشان گفتم که به دیدن ما بیاید، بغض پدرم را دیدم و گفتند: پسرم برای من دعا کن که خداوند به توان بدهد تا به دیدنتان بیایم.
هنگامی که بغض پدرم را دیدم، تمام آن چیزهایی که باورشان نکرده بودم را یک جا پذیرفتم. با خود گفتم: واقعا باید پدرم را از دست بدهم! تمام دنیا برسرم خراب شد و با وجود سن کمی که داشتم آماده از دست دادن پدرم در لحظه بودم.
معجزه DST را هنگامی متوجه شدم که تغییراتی را در پدرم مشاهده کردم و ارزش کنگره را آن جا فهمیدم. پدرم هم روز به روز بهتر می‌شد. من از بچگی خودم را مدیون کنگره می‌دانستم. برای این روش هم از آقای مهندس بسیار سپاسگزارم. اکنون نه تنها پدرم، بلکه تمام خانواده را می‌بینم و لذت می‌برم.

تهیه و تنظیم: سایت همسفران آقا، نمایندگی آکادمی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .