دوازدهمین جلسه از دوره دوازدهم لژیون ویلیام وایت پارک دو کمال تبریز
با استادی مسافرسیگار سالار، نگهبانی مسافر سیگار عزیز و دبیری همسفر میثم با دستور جلسه "شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST"
جمعه ۲۶ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۸:۱۵ برگزار شد.
سخنان استاد:
صبح همه عزیزان بخیر باشد و خوشحالم که در این هوای پاک و زیبا در کنار شما دوستان عزیزم حضور دارم. دستور جلسه این هفته، تخریبهای شیشه و مواد جدید و درمان آن با متد DST است.
تخریب من شیشه بود و وقتی میخواستم مراجعه کنم به شعبه برای درمان، یکی از آشنایانم قرار گذاشته بودیم ساعت ۵ در شعبه باشیم تا وارد پروسه درمان بشوم. من قبل از اینکه به شعبه بیایم، مقداری شیشه را تهیه کردم و مصرف کردم و تصور میکردم همانند کمپ من را نگه خواهند داشت و من برای اینکه خمار نمانم، مقدار زیادی شیشه مصرف کردم.
وقتی وارد شعبه صائب تبریزی شدم، شال به گردنها را که دیدم تصور میکردم که این مکان به سپاه ربط دارد و بعد از گذشت مدتی حتماً من را مثل کمپ ترک اعتیاد رفتار خواهند کرد و من همش دنبال استخر و این موضوعات بودم که چه ساعتی من را وارد استخر آب سرد خواهند کرد و این همان تصورات من بود که از قبل شنیده بودم که این کارها را در کمپها انجام میدهند.
در کل منگ بودم و در همان شرایطم خواستار درمان و رهایی از مواد در من وجود داشت و متأسفانه هممصرفیهای من هم از قضا راننده و افراد بزرگسالی بودند و زمانی که سؤال میکردم کی از این مواد خلاص خواهیم شد، میگفتند باید بسازی، رهایی نداریم، باید اُخت بشیم و بسازیم و بسوزیم و هرگز خودم تصور نمیکردم که از شیشه رها خواهم شد. ولی وقتی وارد کنگره شدم، یک سفر درست و درمانی را انجام دادم و در مسیر درمان خیلی شرایط پیش آمد تا از مسیرم خارج بشوم.
یکی از روزها که اوایل سفرم بود، وقتی مراجعه کردم به محل کشیدن سیگار، دو نفر از تازهواردین بودند که یک پایپ شیشه را از کیفش در آورد و به من گفت که از پس این نمیتوانم بر بیایم و پیشنهاد داد که بریم در ماشینش مصرف کنیم. ولی نمیدانم چه چیزی باعث شد که زود به کارگاه که در حال برگزاری بود آمدم و از این افراد دور شدم و به درمان خودم رسیدم، ولی آن دو عزیز هنوز هم در مصرف هستند و من از طرف خدا بود که همراه این دو نرفتم و از این بابت بسیار شکرگزارم.
در مسیر درمان همیشه تلههایی وجود دارد، ولی باید مقاوم باشیم و این تلهها از طرف نیروی منفی است تا ما را از مسیر درمان منحرف کند. مثلاً القاهای زیادی میشود که به دوست هممصرفی خودت زنگ بزن و تو که برای مصرف نمیروی، فقط یک تماس ساده است، در حالی که همان یک تماس ساده باعث خروج از درمان خواهد شد.
از تخریبهای شیشه اگر بخواهم بگویم، من وقتی شروع کردم به نوشتن، سیدی سهماه طول کشید تا بتوانم قلم به دست بگیرم و وقتی شروع میکردم به نوشتن و گوش دادن به سیدی، جن درونم زمزمه میکرد دم گوش که ننویس و ... که چندین بار گوشی خودم را به همین دلیل کوبیده بودم به دیوار و متلاشی شده بود.
این موضوع را برای تازهواردینی که شیشه مصرف داشتند بیان میکنم تا بدانیم که در مسیر سختی و دشواری است، ولی باید به اوتی و روش درمان کنگره ایمان داشته باشیم و به راهنماها دل بدهیم و به درمان برسیم.
وقتی به کنگره ایمان داشته باشیم و بخواهیم درمان شویم، همه چیز دست به دست خواهد داد تا به درمان برسیم. به نظر من اوتی بهترین داروی درمان است و کنگره بهترین مکان برای درمان. الان این حس و حالی که تجربه میکنم را هرگز نداشتم و هزاران بار شکرگزارم و اصلاً به مسائل مالی و اقتصادی و مشکلات فکر نمیکنم، چون وقتی در مسیر و صراط مستقیم قرار میگیریم، نیروهای الهی کمک میکنند.
قبلاً که در مصرف بودم، چندین برابر از امروزم تلاش میکردم، کار میکردم، ولی چون در صراط مستقیم نبودم، برکتی هم در کسبوکارم نبود و در زندگی بدبیاریهای زیادی سراغم میآمد. ولی امروز خداراشکر میکنم که در کنگره درمان شدهام و میتوانم زندگی کنم و باید به نیروهای الهی ایمان داشته باشیم که وقتی در صراط مستقیم حرکت میکنیم، به ما کمک خواهد رسید.