ششمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60 ویژه مسافران و همسفران شعبه گرمسار با استادی راهنمای محترم مسافر ولی الله، نگهبانی مسافر سهیل و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه تخریبهای شیشه و مخدر های جدید و درمان آن ها با متد DST در روز پنجشنبه مورخ 1405/04/25 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ولی الله هستم یک مسافر. دستور جلسه مربوط به شیشه است و من هم تجربه مصرف این ماده را داشتهام. در واقع شیشه مادهای است که سالها قبل در کشور آلمان کشف شد.آمفتامین دارویی برای درمان بی خوابی،بیش فعالی و... بود که بعد ها در طول جنگهای جهانی از این دارو برای غلبه سربازان بر اضطراب و خوابآلودگی و بالا رفتن انرژی آنها استفاده شد. به این صورت شیشه وارد چرخه سیستم شد. در سال 1380 شیشه وارد ایران شد و در ابتدا با قیمت بسیار بالایی به فروش میرسید. رفته رفته شیشه در داخل کشور تولید شد و قیمت آن خیلی ارزانتر شد و آقای مهندس هشدار دادند که سونامی شیشه در راه است و واقعا هم این اتفاق افتاد. یکی از علتهایی که باعث بالا رفتن تعداد مصرف کنندگان شد این بود که بسیاری از افراد بر این باور بودند که شیشه اعتیاد ندارد و بسیاری از مصرف کنندگان خودشان را معتاد نمیپنداشتند و اعتیاد صرفا در مورفین برایشان تعریف میشد. این طرز فکر باعث به وجود آمدن سونامی شیشه شد. این ماده در واقع بر روی غده هیپوتالاموس مغز تاثیر میگذارد و احساسات انسان را تحت کنترل خود در میآورد. خواب و احساساتی مانند غم و شادی توسط غده هیپوتالاموس اداره میشود. شیشه سطح دوپامین را در خون تا یازده برابر افزایش میدهد و شخص را دچار توهم میکند. و چیز هایی را میبیند و یا حس میکند که توسط دیگران قابل باور نیست . من بعد از اولین مصرف هر شبانه روز بیدار ماندم و بدون اینکه احساس خواب آلودگی داشته باشم نخوابیدم .
کابوس دیدن در خواب طبیعی است ولی مصرف کننده شیشه به دلیل زیاد بیدار ماندن مغذش به خواب میرود و در حالی که بدن بیدار است مغذی که به خواب رفته کابوس میبیند و در نتیجه آن شخص دچار توهم میشود ، همچنین شیشه بر روی حس شنوایی هم اثر میگذارد و باعث شنیده شدن صداهایی میشود که بقیه قادر به شنیدن آنها نیستند .
من تجربیات بسیار تلخی از مصرف شیشه دارم مثلا : در دوران مصرف گاهی احساس میکردم که زیر پوست بدنم حشراتی حرکت میکنند و من بدن خود را زخمی میکردم تا حشرات را از زیر پوستم بیرون بکشم ، همچنین القاعات منفی زیادی به من وارد میشد تا حدی که خانواده ام مرا از دست رفته میدانستند و زنده یا مرده بودنم برای آنها فرقی نداشت ، شیشه در ذهن من از همه منجمله خانواده ام برایم دشمن ساخت ، خداراشکر میکنم که وارد کنگره شدم وگر نه ممکن بود در اثر مصرف شیشه اتفاقات جبران ناپذیری در زندگی ام رخ دهد . در طول 13 سالی که رها شده ام با خود عهد بستم که در کنگره بمانم و خدمت کنم و هرجا که فرصت خدمت کردن داشته باشم آنرا انجام میدهم .

مرزبان کشیک: مسافر اصغر
تهیه گزارش و ارسال: مسافر محمدرضا
عکسبرداری: مسافر محمد صالح
- تعداد بازدید از این مطلب :
77