همسفر مژگان در مورد دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST » مشارکت مکتوب ارائه کردند که در ادامه میخوانیم:
شیشه شاید در ظاهر فقط یک ماده باشد؛ اما در حقیقت آرامش، امنیت و تعادل یک خانواده را هدف قرار میدهد. تخریب آن تنها جسم یک مصرفکننده نیست؛ بلکه روح و روان تمام اعضای خانواده را نیز درگیر میکند. من این حقیقت را با تمام وجود زندگی کردم.
سالهای ابتدایی زندگی مشترکمان، زندگی نسبتاً آرام و متعادلی داشتیم. پس از مدتی متوجه شدم مسافرم درگیر اعتیاد است؛ اما آن روزها هنوز تعادل زندگی ما بهطور کامل از بین نرفته بود. تا اینکه شیشه وارد زندگی ما شد و از همان روز، همهچیز تغییر کرد.
مسافرم دیگر آن انسانی نبود که میشناختم. سوءظن و بدبینی جای اعتماد را گرفته بود و آرامش از خانه ما رخت بربسته بود. شبها او بیدار بود و ما با نگرانی چشم روی هم میگذاشتیم و صبح، زمانیکه زندگی ما آغاز میشد، او تازه به خواب میرفت. گاهی سه یا چهار شبانهروز خواب به چشمانش نمیآمد. خانه که باید محل آرامش باشد، برای من به جایی پر از ترس، اضطراب و انتظار تبدیل شده بود.
آن روزها من هم بهتدریج خودم را گم کرده بودم. از همهچیز بریده بودم و تنها چیزی که در وجودم پررنگتر میشد، ناامیدی بود. بارها از خداوند میپرسیدم: «پایان این تاریکی کجاست؟» از هر طرف هم فقط یک جمله میشنیدم: «شیشه درمان ندارد.» این جمله امید را از من میگرفت و باورش برایم از خودِ اعتیاد هم تلختر بود؛ اما امروز میدانم که هیچ تاریکی همیشگی نیست به شرط آنکه انسان راه درست را پیدا کند.
آشنایی با کنگره۶۰ نقطه عطف زندگی من بود. با اینکه در روزهای اول هیچ باوری به درمان مسافرم نداشتم؛ اما تصمیم گرفتم به این مسیر اعتماد کنم. آرامآرام با آموزشها، صبر، حرکت در مسیر درست و با روش ارزشمند DST، شاهد معجزهای بودم که روزی آن را غیرممکن میدانستم؛ مسافرم از بند شیشه رها شد.
امروز زمانیکه به گذشته نگاه میکنم، میبینم کنگره فقط مسافرم را درمان نکرد؛ منِ همسفر را هم از ترس، ناامیدی، آشفتگی و درماندگی رها کرد. یاد گرفتم به جای گله و شکایت، آموزش بگیرم، صبر کنم، مسئولیت خودم را بپذیرم و امیدوارانه حرکت کنم.
در پایان، با تمام وجود از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که با عشق، دانش و تفکری عمیق راهی را بنیان گذاشتند که امروز هزاران خانواده؛ مانند خانواده من از تاریکی به روشنایی رسیدند. همچنین از راهنمای خوبم صمیمانه تشکر میکنم که با صبر، محبت و آموزش در این مسیر چراغ راه من بود.
امروز خدا را شکر میکنم که آرامش به زندگی ما بازگشته است. حالِ خوشِ امروز من، نتیجه لطف خداوند، آموزشهای کنگره۶۰، تلاش راهنمای خوبم و اندیشه ناب مهندس دژاکام است و خود را تا همیشه مدیون این نعمت بزرگ میدانم.
نویسنده: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر شیوا (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر هدیه رهجوی راهنما همسفر شیوا (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چالوس
- تعداد بازدید از این مطلب :
70