بعضی دردها را فقط کسی میفهمد که آنها را زندگی کرده باشد. اعتیاد یکی از همان دردهاست؛ دردی که فقط مصرفکننده را گرفتار نمیکند، بلکه تمام اعضای خانواده را با خود درگیر میکند. وقتی پای شیشه به میان میآید، ترسها بیشتر و امیدها کمرنگتر میشوند؛ اما زندگی همیشه همان چیزی نیست که در سختترین روزها میبینیم. گاهی فقط کافی است، راه درست پیدا شود تا امید دوباره جان بگیرد و آرامش قدمبهقدم به خانه برگردد. در این گفتوگو پای صحبت همسفری مینشینیم که سالها این روزهای سخت را با تمام وجود لمس کرده است، از شبهای پر از نگرانی تا روزی که طعم واقعی رهایی را چشید. این روایت تنها یک مصاحبه نیست؛ قصه امید، صبر، عشق و ایمانی است که توانست مسیر یک زندگی را تغییر دهد. از شما دعوت میکنیم با دل بخوانید، شاید در میان این واژهها نوری پیدا شود که راه فرد دیگری را نیز روشن کند.

همسفر زهرا به همراه مسافر خود با آنتیایکس مصرفی هروئین و شیشه وارد کنگره۶۰ شدند، به روش DST و داروی OT به مدت ۱۱ ماه با راهنمایی مسافر قاسم و همسفر مریم سفر کردند، ورزش مسافر والیبال و شنا، ورزش همسفر دارت، رهایی مسافر ۱ سال و ۲ ماه، رهایی همسفر زهرا ۳ سال و ۹ ماه میباشد.
مسافرتان چه مدت مصرفکننده شیشه بودند؟
بیش از ۱۵ سال مصرفکننده هروئین، شیشه و گل بودند.
مخدر آیس یا شیشه چه تخریبهایی بر جسم، روان و جهانبینی مسافر شما داشت؟
مواد مخدر سنتی بیشتر جسم را درگیر میکند؛ اما مصرف شیشه علاوه بر جسم و روان، جهانبینی را نیز دچار تخریب میکند. اولین کاری که شیشه در بدن فرد مصرفکننده انجام میدهد، دوپامین را ۱۱ برابر بیشتر از حد معمول تولید میکند. محرکهایی مانند شیشه از خود انرژی و شادی ندارند، بلکه انرژیهای ذخیره شده جسم را به یکباره آزاد میکنند، همین امر باعث شده بود که مسافرم نه تنها از لحاظ جسمی، بلکه در قسمت روان و صور پنهان دچار تخریبات زیادی بشود. در قسمت جسم، کاهش وزن، ضعیف شدن کارکرد سیستم بدن و در قسمت روان وسواس ذهنی، توهم، بدبینی، سوء ظن، اضطراب، بیخوابیهای طولانی مدت و در جهانبینی نیز دچار تخریبهای فراوانی بودند.
قبل از آشنایی با کنگره۶۰ چه روشهایی را برای درمان استفاده کردید و چرا به نتیجه نرسیدید؟
قبل از ورود به کنگره۶۰ راههای زیادی رفته بودیم از جمله: کمپ، کلینیکهای ترک اعتیاد، سقوط آزاد، روشهای سنتی، اما همه این روشها بی نتیجه بودند به این دلیل که درمان قطعی صورت نمیگیرد؛ زیرا مسیر و روش درمان درست نبود، در واقع علم و دانشی در این زمینه وجود نداشت؛ بنابراین با هر بار ترک و یا برگشت، یک ماده جدید نیز به ماده مصرفی مسافرم اضافه میشد و تخریبهای بسیار زیادی به جسم او وارد میشد و بیشتر در تاریکی اعتیاد غوطه ور میشدیم. چه انسانهایی که به دلیل پیدا نکردن راه و روش درمان صحیح، خودشان و دیگران را قربانی کردند. در کتاب ۶۰ درجه به زیبایی بیان شده است که این روش شاید همه را سیراب نکند؛ اما از غرق شدن عده کثیری جلوگیری میکند، قطعا کسانی که باور قلبی به این دریای عظیم و ناجی او داشته باشند، غرق نخواهند شد.
چه عاملی باعث شد، کنگره۶۰ را برای درمان انتخاب کنید؟ تفاوت درمان شیشه در کنگره۶۰ با سایر متدها در چیست؟
اگر اعتیاد و یا معتاد را پایینترین نقطه تاریکی در نظر بگیریم، مصرفکنندگان محرکهایی مانند شیشه در عمق این تاریکی قرار دارند. مسافرم به واسطه یکی از دوستانش با کنگره۶۰ آشنا شد، ابتدا تنها سفر میکرد در ادامه من هم وارد کنگره۶۰ شدم. ابتدا برایم جذابیتی نداشت و برداشتی نداشتم، تصور میکردم، این راه هم مانند مسیرهایی که در گذشته طی کردهایم، بینتیجه خواهد بود. لطف و موهبت خداوند شامل حال ما هم شد و مسیر کنگره۶۰ برایمان باز شد. روش صحیح درمان و سندهای بینقصی که درکنگره۶۰ بودند، کافی بود تا به عظمت معجزه در کنگره۶۰ پی ببرم. قطعاً تفاوت فاحشی بین متد DST و سایر روشها وجود دارد؛ زیرا در کنگره۶۰ درمان به صورت قطعی اتفاق میافتد. همانطور که جسم و روان فرد در طول سفر در حال ترمیم و بازسازی خودشان هستند، جهانبینی، نگرش، افکار و اندیشه شخص نیز در حال تغییر میباشد، خصوصا افرادی که مصرف کننده شیشه میباشند و در تاریکی بیشتری قراردارند. کنگره اعجاز میکند و کم نیستند، افرادی که روزی یک مصرفکننده تمام عیار بودند؛ اما امروز بهترین استادان و قهرمانان رشته ورزشی کنگره۶۰ هستند. آقای مهندس همیشه به صراحت اعلام میکنند که نه تنها شیشه بلکه هر نوع ماده مخدر و محرکی با متدDST قابل درمان است. زمانی که در تاریکی و ناامیدی مطلق بودم، خواستهای که همیشه از خداوند داشتم این بود که بهترین راه و بهترین انسانها را در مسیر زندگیمان قراربدهد و امروز مسیر کنگره و وجود آقای مهندس همان خواسته دیروز من است که حال به لطف خداوند محقق شده است.
رهایی از بند شیشه چه تغییرات ملموسی در کیفیت زندگی و آرامش خانواده شما ایجاد کرد؟
مسافرم در ظاهر توهم و تخریبهای زیادی داشت؛ اما توهمات یک مصرفکننده هیچ کدام از روی عمد نیستند؛ زیرا پشت آن ظاهر آشفته، ناآرام و اعمال در ظاهر خطرناک، قلبی پر از عشق و مهربانی وجود دارد که در اسارت نیروهای منفی گرفتار شده است. فرد مصرفکننده به خاطر ترشح دوپامین بیش از حد در بدنش، بیدار است؛ اما دارد خواب میبیند به این معنا که چیزهایی میبیند که ما نمیبینیم و میگوییم، دچار توهم شده است؛ درحالیکه این موضوع برای آن شخص کاملاً حقیقت دارد. چیزی که بعد از درمان مسافرم به وضوح قابل لمس بود، تغییراتی بود که در قسمت جسم، رفتار، کردار و جهانبینی او قابل مشاهده بود و باعث آرامش نسبی او شد؛ قطعا دوری از ضد ارزشها و در صراط مستقیم قدم برداشتن آرامش را به ارمغان میآورد.
به عنوان یک همسفر چه پیام یا توصیهای برای عزیزانی دارید که اکنون با ناامیدی ناشی از مصرف شیشه در خانواده دست و پنجه نرم میکنند؟
«دربهای بسته روزی باز خواهند شد، همانند قلبهایی که آلیاژ اصلی آنها سیاهسنگ است و امیدواری بسیار سبب قدمهای محکم میشود.» یک همسفر با صبر و ایمان به قدرت مطلق و اینکه همیشه یک خدایی هست، یک امیدی هست، یک توکلی هست و همینطور با حرکت خود و گرفتن آموزشها میتواند بر تمام مشکلات و ناامیدیها غلبه کند و مسیر را برای خود و مسافرش هموار سازد، مشروط به اینکه خود و زندگیاش را به خداوند بسپارد، نه اینکه در رکاب نیروهای منفی در حال سکون و ناامیدی باشد.
بسیاری تصور میکنند، شیشه درمان ندارد یا درمانش بسیار سخت است. شما در طول سفر DST، چه تغییری در باورهایتان نسبت به این مادهمخدر پیدا کردید؟
طبق فرمایش آقای مهندس متأسفانه همین تصور غلط و نداشتن آگاهی نسبت به اعتیاد، مواد مخدر و فرد مصرفکننده جهانی رو به گمراهی کشانده است. در بیرون از کنگره۶۰ اعتیاد را مرموز، لاعلاج، پیشرونده و غیر قابل درمان میدانند و شیشه هم از این قاعده مستثنی نیست. قطعاً تخریب در افراد با توجه به ماده مصرفیشان متفاوت است. این درحالی است که اعتیاد به انواع مواد مخدر و محرک مانند آمفتامین و انواع قرصهای اعصاب و روان در کنگره۶۰ با متد DST وداروی OT در مدت ۱۰ الی ۱۱ ماه به سهولت قابل درمان میباشد. برای یک همسفر سخت است که درکنار مصرفکننده شیشه زندگی کند؛ اما با گرفتن آموزشها و کاربردی کردن آنها با آگاهی و دانایی قطعاً در مسیر سفر اتفاقات خوبی رقم خواهد خورد و تغییرات کاملاً قابل توجه میباشند. انسان در هر درجهای از تاریکی و ویرانی که باشد، اگر بخواهد و به سمت نور برگردد، امدادها به سوی او سرازیر خواهد شد. کافی است خواست واقعی وجود داشته باشد تا در مسیر درست حمایت شود.
در طول مسیر درمان شیشه، مهمترین آموزشی که به عنوان همسفر در کنگره۶۰ دریافت کردید تا بتوانید، کنار مسافرتان به آرامش برسید چه بود؟
نوشتن و صحبت کردن در مورد تخریبهای شیشه شاید کار سختی باشد. ما همسفران، اعتیاد را با تمام گوشت و پوست و استخوان خود به خوبی لمس کردهایم. مهمترین آموزشی که کسب کردم،
صبر و بخشش بود؛ زیرا انسان تا زمانی که نتواند ببخشد به آرامش نمیرسد، اگر صبور نباشد نمیتواند، مسافر خود را درک کند و بپذیرد که او بیمار است و در این مسیر او را همراهی کند تا هر دو بتوانند به رهایی و حال خوش برسند، این مهم جز با فداکاری اتفاق نمیافتد. حضور همسفر در کنار مسافر به عنوان پشتیبان و حامی بسیار ارزشمند است و قوت قلبی برایش میشود، همسفر بایستی به مسافر خود اعتماد کند تا بتواند به آرامش درونی برسد.
کلام آخر...
پیام برای همسفران مسیر عشق و الهی... اگر اکنون در بندهای ناامیدی، ترس، تردید و تاریکی محبوس شدهاید، کلام استاد عزیزمان را فراموش نکنید که میفرمایند: «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور، کلبه احزان شود، روزی گلستان غم مخور.» من این بیت شعر را مرتب با خود زمزمه میکنم و عمیقاً باور دارم که وعده خداوند دروغ نیست و او راه کنعان را به آنانی که باید نمایان خواهد کرد. در آخر شکرگزار خداوند مهربان هستم که اجازه داد به جهت رهایی، آموزش و خدمت در این مکان مقدس حضور داشته باشم. همینطور قدردان آقای مهندس و خانواده ایشان هستم. بابت این مسیر سراسر عشق و ایمان که با نور وجودشان روشنیبخش زندگی بیفروغ ما شدند.

انجام مصاحبه: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر بهاره نگهبان سایت
ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
736