ابتدا استاد از تجربیات خودشان در طی چندین سال صحبت کردند که شاید همه ما ناخودآگاه درگیر آن شده باشیم. زمانی هست که انسان راحت سرش را روی بالش میگذارد و میخوابد؛ چون کسی با او کار ندارد و موقعی هست اگر کاری هم داشته باشند باز راحت میخوابد؛ اما اگر چندین نفر با او کار داشته باشند دیگر نمیتواند آرامش خود را حفظ کند و بخوابد به دلیل احساس مسئولیتی که دارد باید جوابگو باشد. وقتی راجع به گره مسئولیت صحبت میشود واکنش ما نسبت به این موضوع چگونه میتواند باشد؟ به دلیل اینکه خیلی آرام اتفاق میافتد انسان متوجه آن نمیشود و پنهان است.
اگر یک مسافر و همسفر در طول سفر اول در نظر بگیریم از هر جهات به او سرویس داده میشود، شاید در طول سفر به این دیدگاه اگر من مرزبان یا راهنما بودم و به این جایگاه غبطه بخورم. یکی از خواستههای من این است که این جایگاه را تجربه کنم یا بالعکس، این موضوع برای یک مرزبان و راهنما که بخواهد جایگاه یک سفر اولی را تجربه کند و غبطه بخورد، در واقع به اولین چیزی که برخورد میکنیم همان گره مسئولیت که دچارش شدیم و قائده این است که انسان نباید به گذشته برگردد، مگر اینکه کاری را ناقص انجام داده باشد.
وقتی در آزمونهای مختلفی شرکت میکنیم و قبول میشویم به ما مسئولیتهای زیادی داده میشود، از کمترین جایگاه تا جایگاههای بالاتر. وقتی مسئولیتی به من داده شد طبق وادی یازدهم برای اینکه چشمه جوشان باشیم و جوشش داشته باشیم مثل ذخایری که گفته شد (نزولات آسمانی که به صورت برف و باران) است باید اختلاف پتانسیل را در خود به وجود بیاوریم که این اختلاف پتانسیل از صفر شروع میشود در واقع این اختیار را داریم که میکروفن به دست دیگران بدهیم و انرژی بگیریم.
اگر شخصی از خدمات کوچکی که انجام میدهد لذت ببرد برای او انگیزه ایجاد میشود و کارهای بیشتر و بزرگتری را انجام میدهد و میتواند در جایگاههای بالاتر قرار بگیرد؛ باید شهامت لازم را در خود به وجود بیاوریم و تجربه کنیم، اگر مزه آن را نچشیم ممکن است مدتی در کنگره باشیم و به درمان برسیم و ترک کنیم. در واقع این جایگاهها است که میتواند در ما اختلاف پتانسیل بهوجود آورد و تغییرات زیادی را مشاهده کنیم و بسیاری از گرهها باز شود حتی تا جایی که بیماری فرد درمان شود.
باید گفت هر چیزی که میتواند سازنده باشد میتواند مخرب هم باشد، مثل چاقوی آشپزخانه که میتواند برای تهیه بهترین غذاها استفاده کرد، اگر در زمان خشم از آن استفاده کنیم باعث آسیب دیگران میشویم؛ مثلاً اگر عشق را در نظر بگیریم جایی میتواند برای انسان سازنده باشد، او را به زندگی امیدوار کند و به او انگیزه دهد؛ اما جایی میتواند به گره تبدیل شود و فرد را تا جنون ببرد. گره در کارها نباید باعث ترس ما شده و مسئولیتی را قبول نکنیم؛ چون انسان در این دنیا اگر مسئولیتی را نداشته باشد در واقع در جایگاه انسانی قرار ندارد و همیشه در مسئولیتها است که قدرت، اعتماد به نفس و انضباط میرسد، پس پذیرفتن مسئولیت لازمه زندگی است.
ممکن است دو نیروی خیلی قدرتمند در انسان رخنه کند که مانند آروارههای تمساح دارای دو فک باشد که هیچوقت یک فک جواب نمیدهد، مثل اینکه برای گاز گرفتن دو ردیف دندان الزامی است، اینجا است که انسان تحت فشار قرار میگیرد و خرد میشود. مسئله بعدی در مسئولیت موقعی که انسان طمع داشته باشد و دائماً دنبال این باشد که ذائقهاش را عوض کند؛ یعنی اختیاراتی که داشت تعریف شد که طرح قانون زیاد اهمیت نمیدهد یا سعی میکند محدودیتهایی که برایش هست بالاتر برود و سازگار نباشد؛ چون بیشتر طلب دارد باید ازش عبور کند.
همانطور که در کلامالله شریف آمده است از چنین انسانی به عنوان زیادهخواه یاد میشود و اصلاً متوجه آن چیزی نیست که دارد و این قضیه خیلی مهم است، مثلاً گوسفندی کباب کند باز توقعاش این است که گوساله کباب میکردید. در جای دیگر از تکبر که در سیدی کبر آمده است؛ یعنی انسان خودش را در ماهیت و آفرینش از انسانهای دیگر متفاوت ببیند و همیشه احساس کند که با بقیه فرق دارد، مثل انسانی که منیت دارد و جایگاه خودش را بالاتر از دیگران بداند این چنین احساسی را دارد؛ ولی باید درست شود.
اگر انسان در مسئولیت طمع داشته باشد دائماً به دنبال این میگردد که دامنه اختیارات خود را زیاد کند؛ یعنی اصولاً به آن اختیاراتی که توسط قانون برای او تعریف شده اهمیت زیادی نمیدهد و سعی میکند راهی را پیدا کند که از این محدودیتها بتواند فراتر برود؛ چون اصولاً طمع با محدویت سازگار نیست، بیشتر میخواهد بایستی از آن خطوط عبور کند و آن موقع است که انسان میتواند این خاصیت را در خود ببیند و نتیجهای را به دنبال خواهد داشت. انشاءاللّه بتوانیم با پذیرفتن مسئولیت و غلبه بر گره مسئولیت با انرژی مضاعف باری از دوش دیگران بر داریم.
منبع: گره مسئولیت
نویسنده: همسفر حوریه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر لیدا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
39