سلام دوستان تارا هستم یک همسفر
شاید در ابتدا مصرفکننده شیشه احساس کند انرژی بیشتری دارد یا مشکلی ندارد، اما این احساس واقعی نیست؛ بلکه فریب ماده است. هرچه مصرف بیشتر میشود، فاصله فرد با واقعیت بیشتر میشود و اعتماد خانواده نیز از بین میرود. یکی از بزرگترین آسیبهای شیشه این است که مصرفکننده معمولاً بیماری خود را نمیپذیرد و تصور میکند همه اطرافیان اشتباه میکنند، همین موضوع باعث میشود پذیرش درمان سختتر شود. در کنگره۶۰ یاد گرفتم که برای چنین تخریب بزرگی، راهحل هم باید اصولی باشد. تخریب موادمخدر جدید فقط در جسم انسان نیست، بلکه قدرت تصمیمگیری، امید و مسئولیتپذیری را هم تحت تأثیر قرار میدهد. وقتی نام شیشه را میشنویم، معمولاً تخریبهای شدید آن به ذهنمان میآید؛ اما چیزی که امروز برای من اهمیت بیشتری دارد، این است که هیچ مصرفکنندهای نباید از درمان ناامید شود، در کنگره۶۰ بارها دیدهایم افرادی که سالها شیشه مصرف کرده بودند، با آموزش، نظم و اجرای صحیح برنامه درمان، دوباره به زندگی، خانواده و کار خود بازگشتهاند. ناامیدی هیچ کمکی به درمان نمیکند. هر جلسه در کنگره۶۰ و هر سیدی، یک نگاه جدید به من داده است و باعث شده به جای واکنشهای احساسی، آگاهانه رفتار کنم. امروز باور دارم که وقتی آگاهی ما بیشتر شود، امید هم بیشتر میشود و این امید، نیروی ادامه دادن مسیر درمان است.
سلام دوستان محبوبه هستم یک همسفر
قبل از ورود به کنگره۶۰ شناخت من از شیشه و مواد مخدر جدید بسیار محدود بود، فقط میدانستم که این مواد زندگی انسان را نابود میکنند، اما نمیدانستم چگونه جسم، روان و جهانبینی یک انسان را به مرور تخریب میکنند. تصور میکردم اگر کسی اراده کند، میتواند مصرف را کنار بگذارد، اما در کنگره آموختم که اعتیاد یک بیماری است و برای درمان آن باید راه و روش درست را شناخت. یکی از ویژگیهای شیشه و مخدرهای جدید این است که در ابتدای مصرف، چهره واقعی خود را نشان نمیدهند، ممکن است فرد احساس نشاط داشته باشد و همین موضوع باعث شود تصور کند این ماده برای او مفید است. اما این احساسات موقتی هستند و به تدریج جای خود را به افسردگی میدهند. شیشه به دلیل اثر شدیدی که بر سیستم عصبی میگذارد، تخریبهای عمیقی ایجاد میکند، فرد ممکن است روزها نخوابد، اشتهای خود را از دست بدهد، نسبت به اطرافیان بدبین شود و حتی صداها یا تصاویری را ببیند که وجود خارجی ندارند. این شرایط فقط خود فرد را درگیر نمیکند، بلکه خانواده نیز درگیر ترس، نگرانی و آشفتگی میشود. در کنگره۶۰ یاد میگیریم که مواد مخدر فقط جسم را تخریب نمیکنند، بلکه سه ضلع جسم، روان و جهانبینی را همزمان تحت تأثیر قرار میدهند. بنابراین درمان نیز باید هر سه بخش را در بر بگیرد. اگر فقط مصرف مواد قطع شود ولی جهانبینی تغییر نکند، احتمال بازگشت بسیار زیاد خواهد بود. یکی از آموزشهای ارزشمند کنگره۶۰ این است که درمان، با ترک تفاوت دارد، ترک یعنی قطع مصرف؛ اما درمان یعنی بازسازی تدریجی جسم، رسیدن به تعادل روان و اصلاح نگرش و تفکر. به همین دلیل در کنگره از روش DST استفاده میشود؛ روشی که بر پایه زمان، آموزش و حرکت تدریجی استوار است. بهعنوان یک همسفر، یاد گرفتم که من مسئول درمان مسافرم نیستم، وظیفه من کنترل کردن، سرزنش کردن یا نصیحت کردن نیست، وظیفه من این است که آموزش ببینم، جایگاه خودم را بشناسم و با تغییر رفتار خود، محیط آرامتری برای خانواده ایجاد کنم.
سلام دوستان زینب هستم یک همسفر
انسان گاهی از روی ترس تصمیم میگیرید، فکر میکند اگر سختگیری کند، اگر همه چیز را کنترل کند، مشکل حل میشود، اما تغییر واقعی از خود انسان آغاز میشود. موادمخدر جدید شاید هر روز با نام و شکل تازهای وارد بازار شوند، اما حقیقت آنها تغییری نمیکند. همه آنها آرامآرام اختیار انسان را میگیرند، قدرت تصمیمگیری را کاهش میدهند، روابط خانوادگی را تخریب میکنند و انسان را از مسیر طبیعی زندگی دور میسازند. در مقابل، آموزش نیز قدرت بزرگی دارد. آموزش به انسان کمک میکند حقیقت را از فریب تشخیص دهد، صبر را بیاموزد، مسئولیت اعمال خود را بپذیرد و قدمبهقدم به سمت تعادل حرکت کند. من از کنگره۶۰ آموختهام که هیچ تغییری بدون آموزش، صبر و استمرار اتفاق نمیافتد. همانطور که تخریبها یکشبه ایجاد نشدهاند، درمان نیز نیازمند زمان است. اگر فرمانبردار باشیم، حرمتها را رعایت کنیم و به آموزشها عمل کنیم، میتوانیم به آرامش و تعادل برسیم.
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
130