جاذبه، قبل از حس و حس، قبل از خواسته قرار دارد. خواسته زمانی شکل میگیرد که ابتدا حس به وجود آمده باشد.
هر موجودی که وجود دارد، دارای جاذبه است. جاذبه فقط به ظاهر انسان مربوط نمیشود؛ اخلاق، رفتار، گفتار و کردار مهمترین عوامل جاذبه هستند. اگر جاذبه انسان سالم باشد، آرامش و آسایش بیشتری در زندگی خواهد داشت.
بوی خوش، اخلاق نیکو، ادب، احترام و محبت، انسانها را جذب میکند. بدگویی، غیبت، تهمت، بیاحترامی، خودخواهی و بینظمی، جاذبه انسان را از بین میبرد.
در جهان، همه چیز بر پایه اضداد و کشش و جاذبه عمل میکند. چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش با وجود تضاد، باعث پایداری جهان شدهاند.
هر بندی زمان مشخصی برای باز شدن دارد. حرکت صحیح، همراه با صبر، موجب گشایش بندها میشود.
انسان برای فرار از جامعه آفریده نشده، بلکه برای زندگی، خدمت و رشد آمده است. ذکر و عبادت بدون عمل صالح، انسان را به مقصد نمیرساند. دنیا مزرعه آخرت است و هر عملی، نتیجهای متناسب با خود خواهد داشت.
حس، اولین مرحله ارتباط انسان با جهان هستی است. اولین شروع قوه عقل، حس است. حس مانند رادار، اطلاعات را دریافت میکند.
عقل اطلاعات دریافتی را بررسی، تحلیل و تفسیر میکند. هرچه اطلاعات و آگاهی انسان بیشتر باشد، قدرت تحلیل او نیز بیشتر خواهد بود. اطلاعات غلط، باعث تحلیل اشتباه میشود.
تمام اطلاعات حسی در مرکزی به نام حس مشترک جمعآوری میشوند. حس مشترک اطلاعات را برای بررسی در اختیار عقل قرار میدهد.
انسان دارای پنج حس ظاهری و پنج حس باطنی است. حواس ظاهری شامل بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه هستند. حواس باطنی بیشتر در خواب، مکاشفه و مراحل بالاتر آگاهی فعال میشوند. اگر انسان فقط از پنج حس ظاهری استفاده کند، تفاوت چندانی با حیوان نخواهد داشت.
روح انسان از نور و آگاهی تغذیه میکند. جسم از جهان مادی نیرو میگیرد، اما جان از نور الهی بهره میبرد.
هر موجودی، همجنس خود را جذب میکند. انسانهای سالم، سالمها را جذب میکنند و انسانهای ناسالم، ناسالمها را.
در هنگام تجزیه و تحلیل، دو نیرو بر انسان اثر میگذارند؛ روح و جن. روح انسان را به محبت، گذشت، بخشش و روشنایی دعوت میکند. جن انسان را به انتقام، نفرت، کینه و تاریکی سوق میدهد. قدرت تشخیص صحیح، نتیجه آگاهی و دانایی است.
حس، نقش مهمی در حفظ بقای موجودات دارد. تلخی و بوی نامطبوع بسیاری از مواد، هشداری طبیعی برای جلوگیری از آسیب است. حس سالم، انسان را از خطر دور میکند. حس، گیرنده است و هر حس، همجنس خود را دریافت میکند.
برای دسترسی به حواس باطنی باید تزکیه، پالایش، آموزش و خودسازی انجام شود. مصرف مواد مخدر و توهمزا، راه صحیح دسترسی به حواس باطنی نیست و موجب ورود به جهانهای منفی میشود. ورود به جهانهای دیگر بدون آموزش و آمادگی، آسیبزا است.
حس ششم، ارتباط میان حواس ظاهری و حواس باطنی را برقرار میکند. اصلاح جاذبه، اصلاح حس و افزایش دانایی، مسیر حرکت از ظلمت به نور را هموار میکند.
جمله کلیدی سیدی:
«حس آغاز حرکت است، جاذبه مسیر حرکت را تعیین میکند و دانایی، کیفیت انتخاب و سرنوشت انسان را میسازد.»