هشتمین جلسه از دوره هفتادو یکم سری کارگاههای آموزشی ، عمومی کنگره۶۰ به نمایندگی ابنسینا ، به استادی راهنمای محترم مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر محمد، دبیری مسافر امیر با دستور جلسه "شیشه و مخدر های جدید و درمان آن با روش دی اس تی"درتاریخ شنبه 20 تیر ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۷:۰۰ اغاز به کار نمود.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، مجتبی هستم، یک مسافر.خدا را شاکرم که در کنگره حضور دارم. از آقای مهندس سپاسگزارم که چنین بستری را فراهم نمودهاند. همچنین از ایجنت محترم، مرزبانان گرامی، و نیز از همه کسانی که در رنگ آمیزی شعبه کمک کردن تشکر میکنم. اما اکنون دستور جلسه، که شیشه و مخدر های جدید است اگرچه خود من مصرف شیشه نداشتهام، اما چنین احساس میکنم که وقتی انسان بهتدریج آگاهی کسب میکند، نیروهای منفی نیز هم زمان به ایجاد تاریکی میپردازند. مدتی فقط تریاک مصرف میکردم، اما کم کم که پیش رفتم، نیروهای منفی نیز پیشرفت کردند و آگاهی انسان بالا رفت مواد مخدرهای جدید نیز پدیدار شدند و به نظر من، روزبه روز بر تعدادشان افزوده میشود. من در سفر اول یا دوم که وارد کنگره میشوم، اگر پس از رهایی، در سفر دوم متوقف شوم، مطمئناً به اعتیاد بازمیگردم؛ زیرا نیروهای منفی در حال حرکتاند. هر روز مادهای جدید پدید میآید؛ نه فقط مواد مخدر، بلکه مسائل دیگر نیز مطرح هستند، استاد امین در سیدی ها به ویژه در آخرین سی دی، بهخوبی درباره این موضوع سخن گفته و اشاره کرده که «خمر درون مانند موج» است. گاهی مینشینم و فکر میکنم که شاید خودم نیز دچار خمر موج شدهام.

مثلاً سر کار که نشستهام، به تعطیلات فکر میکنم و اینکه به جایی بروم تا هوا عوض کنم؛ اما میبینم که دارم خودم را از لحظهٔ حال دور میکنم. وقتی عمیقتر به این قضیه مینگرم، درمییابم که باید در لحظه زندگی کنم، در حال باشم و در «اکنون» حضور داشته باشم. ممکن است برخی مسائل ظاهراً مثبت باشند، اما مرا از لحظه و حضور در اکنون دور کنند. همین الان که اینجا نشستهام، به این فکر میکردم که جایگاه استاد، نگهبانی یا دبیری، لذتبخش است. بخشی از این لذت به این دلیل است که من در همین لحظه، جای دیگری نیستم و تمام تمرکز و فکرم معطوف به این است که الان چه میخواهم بگویم و چه کسانی در جلسه حضور دارند؛ فکرم جای دیگری نیست. به نظر من، بخشی از لذت این جایگاهها، در همین لحظه بودن است. یا وقتی در خانه مینشینم و سی دی گوش میدهم، تمام حواسم را به صدای آقای مهندس میدهم و میبینم که حالم بهتر میشود و در حال کسب آگاهی هستم. همینطور وقتی به صحبتهای شما گوش میدهم یا در زمان مشارکت، آن لحظه، لحظهای آگاهانه است. اگر در آن لحظه حضور کامل داشته باشم، آگاهی حاصل میشود.
مقصودم این است که مواد مخدر جدید مانند شیشه یا هر مسئله منفی و اعتیادآور دیگر، اگر من همواره در حال کسب آگاهی نباشم، مرا به تاریکی میکشانند. مسافری که در سفر دوم رها میشود و بدون نگاه به گذشته، مدتی میگذرد، مطمئناً به اعتیاد بازخواهد گشت؛ زیرا نیروهای منفی در حرکتند و هر روز مواد و مسائل تازهای پدیدار میشوند، حتی موادی که نامشان را هم نشنیدهام. به هر حال، یکی از چیزهایی که به شیشه شباهت دارد، قهوه است؛ میدانم که محرک است و اگر کاملاً مشابه نباشد، دستکم تأثیری مشابه دارد. تأثیری که قهوه بر جسم انسان میگذارد، دقیقاً مشابه کاری است که شیشه انجام میدهد، منتها شیشه با دوزی بسیار بالاتر. دربارهٔ دستور جلسه بیشتر از این سخن نمیگویم. اما در بخش دوم دستور جلسه، یعنی تولد حسینآقا و پنجمین سال آزادی اوابتدا به آقای یوسف تبریک میگویم که در جلسه حضور دارند و از زحمات ایشان تشکر میکنم. همچنین به راهنمای سیگارشان، آقای حشمت، تبریک میگویم که زحمت بسیاری برای حسینآقا کشیدهاند؛ هم آقای یوسف و هم آقا حشمت.به افتخار حسین عزیز.
اعلام سفر مسافر حسین:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر انتیکس مصرفی شیره و تریاک 12 ماه سفر کردم بدو وررود 16.5 سی سی در حال حاضر 5 سال و 3 ماه با دستان پر مهر اقای مهندس ازادو رها هستم.
سخنان مسافر حسین:
سلام دوستان، من حسین هستم، یک مسافر.ابتدا از خدای خود سپاسگزارم که امروز انرژی بسیار خوبی گرفتم. اول از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم . از تک تک مسافران و همسفرانی که امروز حضور دارن تشکر میکنم . در سفر اولم، مرزبانانی بودند که به من، حسین، کمک کردند تا به اینجا برسم. از یکایک آنان و به ویژه از آقای یوسف، راهنمای سفر اولم، که بسیار با وجدان و زحمتکش بود، تشکر میکنم. در روزهایی که میآمدم در لژیون و نمیتوانستم روی صندلی بنشینم و می افتادم ولی راهنمایم چیزی نمیگفت تشکر میکنم .خدا را شکر میکنم و از آقای مهندس بسیار سپاسگزارم که این بستر را برای بنده و تمامی عزیزان فراهم کرد. از خانوادهٔ مهندس، و استاد امین نیز تشکر میکنم. از همسفرم که پس از ۵ سال پشتیبان من بود، بسیار تشکر میکنم. از پسرم نیز که همواره درسفر اول به من کمک میکرد، سپاسگزارم. از تمام نمایندگی ابن سینا، به ویژه ازآقا جمشید و آقای محمد باقر که الان مسئول شعبه هستند، و همچنین از آقای میلاد، آقای مهدی (دستیار دیده بان) و آقا اسد که بسیار پشتیبانم بود، تشکر ویژه دارم. به مسافرانی که تازه قدم به کنگره گذاشته اند، میگویم از این جمع دور نشوید، که اگر دور شوید، زمین میخورید. ممنونم که توجه کردید.
سخنان همسفر:
سلام دوستان امیر علی هستم همسفر؛ از تمامی راهنمایان پدرم که در این مسیر به پدرم و خانواده ما کمک کردن تشکر میکنم؛ همچنین از اقای مهندس و خانوادشون تشکر میکنم؛ ممنونم که گوش کردید.
تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
100