همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم) در برداشت از سیدی «حقیقت» بیان کردند:
استاد امین میفرمایند: «نگاه کنگره این است که وقتی افراد وارد کنگره میشوند، بهعنوان فرد بیمار، محسوب میشوند؛ چرا که نقطه تحمل آنها مانند یک آدم معمولی نیست»، به همین خاطر، توان لازم در ابتدا وجود ندارد. من هم با اینکه توان انجام کاری را نداشتم؛ ولی میخواستم ثابت کنم که توانمند هستم؛ زیرا «نه» گفتن را بلد نبودم و علت آن، کبرِ پنهانی بود که در پشت این قضیه وجود داشت و به من میگفت: «تو میتوانی همه کارها را انجام بدهی».
تعریف جهانبینی این است که انسان باید در دلِ ترسهایش برود؛ اما وقتی انسان چیزی را بلد نیست و میخواهد در آن میدان وارد شود، دچار ترس میشود و این ترس، بازدارنده است، همچنین وقتی انسان در پشت تفکرات خود، چیزهایی را پنهان کرده است و گمان میکند در حال یادگیری جهانبینی است؛ اما نمیتواند موضوعی را تفسیر کند، دچار مشکل میشود.
یاد گرفتن علم، یک موضوع است و تفسیر درست از آن موضوع، مقولهای دیگر است؛ بنابراین ما به کنگره میآییم تا با مفاهیم آشنا شویم؛ مفاهیمی نظیر: ترس، منیت، ساختمان جسم، جهانبینی و غیره. اینها کلید هستند و دانش، درواقع کلیدِ معرفت است که با آن شروع به بازکردن قفل دربها میکنیم. شناختی که انسان کسب میکند، همان دانایی است که به انسان یادآور میشود، آیا باید این کار را انجام بدهم یا خیر. کسب دانایی، قفل دربهایی را باید باز کند که به حیات مربوط میشوند و برخی از دربها باید بسته بمانند تا زمان مناسب آن فرا برسد.
استاد امین میفرمایند: «جهانبینی، دانشِ علمِ زندگی و کلید استفاده از همان معرفتی است که هر کس باید در مورد خودش به کار بگیرد». جهانبینی بایستی بهگونهای باشد که انسانها را به یکدیگر نزدیکتر کند یعنی: اگر ما منیّت را در طرف مقابل دیدیم؛ اما در کنارش بخشش هم مشاهده کردیم، باید به او فرصت بدهیم. اگر این دیدگاه در ما بهوجود بیاید و فرصت بدهیم، آنگاه میتوانیم به نقطه پایداری برسیم و دانشی را که بهدست آوردهایم، در جای درست خود برای بازکردن دربها استفاده کنیم.
کسانیکه مهارتی را به دست میآورند و دانشی کسب میکنند، اگر معرفت در آنها بهوجود آمده باشد، نباید در خلقوخو و روحیه فرد، تغییری منفی ایجاد کند؛ اگر جایگاهی را کسب کردهایم مثلاً: راهنما یا مرزبان شدهایم؛ اگر در خلقوخو و روان ما تغییر منفی ایجاد نشد یعنی: به کلید دست پیدا کردهایم؛ اما اگر خلقوخوی ما تغییر کرد، یعنی: کلید را بهدست آوردهایم؛ اما دچار «خودشیداییِ مستانه» شدهایم.
حقیقت را میتوان اینگونه تعریف کرد: آنچه بوده، هست و خواهد بود و با قوانین هستی هماهنگ است. کسیکه حقیقت را انتخاب میکند هوش، چندان مهم نیست؛ بلکه پشتکار و استقامت اهمیت دارد؛ زیرا تزکیه و پالایش در سایه تلاش و سختکوشی اتفاق میافتد.
منبع: سیدی حقیقت (استاد امین)
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: همسفر اکرم راهنمای تازهواردین نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
48