English Version
This Site Is Available In English

شیشه زخمی بر جسم، روان و خانواده

شیشه  زخمی بر جسم، روان و خانواده

جلسه دوازدهم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سنایی نیشابور به استادی راهنمای تازه واردین همسفر سمیه، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز یکشنبه ۲۱ تیرماه  ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

پایه و ریشه ماده مخدر شیشه «آمفتامین» است. علت این‌که به آن شیشه می‌گویند این است که ظاهر آن شبیه به خرده‌نبات‌های ریز یا خرده‌ یخ‌های سفیدرنگ، شفاف و بدون بو است. این ماده در کشورهای مختلف با نام‌های گوناگونی شناخته می‌شود؛ در آمریکا و اروپا به نام «آیس» معروف است، در آسیای شرقی و خاور دور آن را به نام «شابو» می‌شناسند و در کشور ما ایران به نام «شیشه» شهرت دارد. شیشه یک ماده صنعتی جدید به شمار می‌رود؛ البته جدید بودن آن به خاطر نوع و شیوه مصرف امروزی آن است وگرنه تاریخچه ساخت آمفتامین به پیش از جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد. در آن زمان ارتش‌ها می‌خواستند سربازانشان در نبردهای طولانی‌ مدت انرژی خود را حفظ کنند و بتوانند بدون نیاز به استراحت و خواب بجنگند، بنابراین از این ماده استفاده می‌کردند. بعدها به دلیل عواقب سهمگین و مخربی که داشت مصرف آن را کنار گذاشتند؛ اما متأسفانه سوداگران و تولیدکنندگان موادمخدر از این فرمول سوءاستفاده کردند.

سؤالی که مطرح می‌شود این است که با مصرف شیشه چه اتفاقی برای فرد رخ می‌دهد؟ افرادی که در جامعه به عنوان شهروند عادی زندگی می‌کنند، وقتی با رفتارهای نامعقول مصرف‌کنندگان مواجه می‌شوند؛ باید بدانند ریشه این رفتارها در عوارض شدید جسمی، روحی و روانی و در واقع عدم تعادل فرد است. شیشه در بخش جسمی آسیب‌های شدیدی به کبد وارد می‌کند و موجب ایجاد جوش‌های چرکی زیرپوستی می‌شود که به مرور به صورت غده درمی‌آیند. همچنین در آقایان باعث از تعادل خارج شدن پروستات شده که در نتیجه آن ادرار و اسپرم با هم دفع می‌شوند. نیروی جنسی فرد به شدت ضعیف شده و سیستم بدنی او به سمت عقیم شدن پیش می‌رود و بیمار درد شدیدی را در ناحیه بیضه‌ها تجربه می‌کند. علاوه بر این غده‌های چرکینی در انتهای روده بزرگ ایجاد می‌شود. از نظر روحی و روانی نیز سیستم ایکس فرد کاملاً مختل و تخریب می‌شود که این امر توهمات شدید و وحشتناکی را به همراه دارد؛ به همین دلیل شیشه را به عنوان یک ماده محرکِ توهم‌زا می‌شناسند؛ اما این توهمات به چه شکل بروز می‌کنند؟

من شخصاً تجربه مواجهه مستقیم با این پدیده را نداشته‌ام و این جلسه بیشتر متعلق به همسفرانی است که مسافر مصرف‌کننده شیشه دارند و این بحران را با پوست، گوشت و استخوان خود لمس کرده‌اند. شخص مصرف‌کننده در اثر این توهمات تصور می‌کند که همواره افرادی در تعقیب او هستند، دوربین‌هایی او را زیر نظر دارند یا از او جاسوسی می‌شود. او حتی در میان گرد و غبار به دنبال پیداکردن دوربین‌های ریز فرضی می‌گردد. در سی‌دی‌های مربوط به شیشه که گوش می‌کردم، نکته جالبی مطرح شد؛ این‌که فرد مصرف‌کننده مدام دستمال به دست دارد و دیوارهای خانه را پاک می‌کند، چرا که ذرات گرد و غبار را به شکل دوربین‌های جاسوسی می‌بیند. او حتی ممکن است سقف خانه را تخریب کند تا دوربین‌های مخفی را بیرون بکشد یا در میان تار و پود فرش به دنبال ابزار جاسوسی بگردد تا ببیند چه کسی او را تعقیب می‌کند.

این توهمات شدید فرد را به مرز بیماری اسکیزوفرنی و اختلال چندقطبی می‌کشاند و رفتارهای کاملاً غیرقابل‌کنترلی از خود بروز می‌دهد که در نهایت ممکن است به خودکشی، پرتاب کردن خود از ساختمان یا حتی ارتکاب به قتل اعضاء خانواده و اطرافیان منجر شود. شنیدن این آسیب‌ها واقعاً وحشتناک است و تصور زندگی کردن در کنار چنین افرادی بسیار دشوار است. امروز در میان ما همسفرانی حضور دارند که مسافران آن‌ها مصرف‌کننده شیشه بوده‌اند؛ کار شاهکار و بزرگ را این عزیزان انجام داده‌اند، نه من که ۲۳ سال در کنار یک مصرف‌کننده شیره و تریاک زندگی کرده‌ام. کار من هنر چندانی نبود؛ چرا که همان‌طور که آقای مهندس دژاکام در کتاب «۱۴ مقاله» می‌فرمایند: مصرف‌کنندگان موادمخدر به دو دسته شاخ‌دار و بی‌شاخ تقسیم می‌شوند.

من در کنار مصرف‌کننده‌ای زندگی می‌کردم که بدترین آسیبش در زمان خماری بود و تلاش می‌کرد با مصرف مواد به تعادل برسد و من فقط شب‌ها منتظر بازگشتش به خانه بودم؛ اما همسفری که با یک مصرف‌کننده شیشه زندگی می‌کند، آسیب‌های روحی عمیقی را متحمل می‌شود. من وقتی سی‌دی‌های شیشه (۱، ۲ و ۳) را گوش می‌دادم، هم‌پای آن مادری که برای فرزندش گریه می‌کرد اشک ریختم؛ مادری که می‌گفت فرزندش گاهی دیوانه‌وار به هم می‌ریزد؛ اما در عین حال معصومیتی در وجود او جاری است؛ مانند کودکی که در یک خیابان شلوغ دست پدر و مادرش را گم کرده است و پس از هیاهو سرش را روی شانه من می‌گذارد و گریه می‌کند. شیشه زخمی بر جسم، روان و خانواده است. من هرگز این صحنه‌ها را از نزدیک تجربه نکرده‌ام و درکی از آن نداشتم، به همین خاطر معتقدم همسفرانی که با این مصرف‌کنندگان زندگی و صبوری می‌کنند کارشان یک شاهکار واقعی است.

مرزبانان کشیک: مسافر امیر و همسفر معصومه
تایپیست: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی سنایی نیشابور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .