شیشه فریب در کمین نشسته:
شیشه یا متآمفتامین یکی از مخربترین مواد اعتیادآور عصر حاضر است. سالها پیش مهندس حسین دژاکام درباره سونامی شیشه نسبت به گسترش این ماده در جامعه هشدار دادند؛ مسئلهای که امروز بیش از گذشته اهمیت آن آشکار شده است. شیشه با ایجاد تغییرات عمیق در عملکرد مغز، جسم و روان، میتواند در برخی موارد زمینهساز رفتارهای پرخطر، خشونتآمیز و حتی وقوع جرم و جنایت شود. واقعیتی که نمونههای آن در پروندههای قضایی، گزارشهای انتظامی و رسانهای قابلمشاهده است.
از دیدگاه کنگره۶۰ شیشه مادهای با تخریب بسیار شدید است؛ بهگونهای که آسیبهای آن در بسیاری از موارد از مواد مخدر شناختهشدهای مانند تریاک و هروئین نیز سنگینتر است. بااینحال پیام کنگره۶۰ تنها هشدار درباره خطرات شیشه نیست؛ بلکه پیام امید نیز هست؛ زیرا امروز مصرفکنندگان بسیاری با روش درمانی DST به درمان قطعی رسیده و زندگی سالم خود را باز یافتهاند.
مواد اعتیادآور پس از ورود به بدن، سیستم ارتباطی مغز را دچار اختلال میکنند. برخی از آنها با فریب گیرندههای عصبی، عملکرد طبیعی مغز را تغییر میدهند؛ اما شیشه با برهمزدن تعادل مواد شیمیایی مغز، پیامهایی غیرطبیعی و بسیار قوی ایجاد میکند؛ در نتیجه ادراک، احساس، قدرت تصمیمگیری و رفتار انسان را تحت تأثیر قرار میدهد.
شیشه در جایگاه بمب اتم:
یکی از خطرناکترین باورهای رایج این است که یکبار مصرف شیشه مشکلی ایجاد نمیکند؛ درحالیکه حتی یک بار مصرف نیز میتواند آسیبهای جدی به سیستم عصبی وارد کند و در افرادی که زمینه اختلالات روانی دارند، موجب بروز علائم روانپریشی شود. به همین دلیل بهترین راه مقابله با شیشه، هرگز امتحان نکردن آن است.
از نظر علمی شیشه در گروه مواد محرک قرار میگیرد، اما مهندس حسین دژاکام در سیدی شیشه معتقدند: «شدت تخریب این ماده به اندازههای متفاوت است که نمیتوان آن را تنها یک ماده محرک دانست، بلکه باید آن را مادهای مخرب نامید. ایشان برای بیان این تفاوت شیشه را با بمب اتم مقایسه میکنند. بمب اتم اگر چه نوعی ماده انفجاری است، اما میزان تخریب آن با سایر مواد منفجره قابلمقایسه نیست.
باورهای رایج درباره شیشه:
یکی از مهمترین دلیل گرایش افراد به شیشه، سه باور نادرست درباره آن است. باور نخست این است که شیشه باعث لاغری میشود؛ درحالیکه کاهش وزن ناشی از مصرف شیشه، نتیجه چربیسوزی نیست، بلکه حاصل ازبینرفتن اشتها، سوءتغذیه و تخریب بافتهای بدن است؛ بنابراین فرد نهتنها بهتناسب اندام نمیرسد، بلکه سلامت جسم خود را نیز از دست میدهد.
باور دوم افزایش انرژی و تمرکز است. مصرفکننده در ابتدای مصرف ممکن است احساس سرخوشی، هوشیاری و انرژی بیشتری داشته باشد، اما این انرژی واقعی نیست. شیشه هیچ انرژی جدیدی تولید نمیکند، بلکه ذخایر طبیعی انرژی بدن را با سرعت مصرف میکند؛ به بیان دیگر فرد انرژی روزهای آینده خود را پیشخور میکند؛ به همین دلیل پس از مدتی با خستگی شدید، بیحالی و ناتوانی در انجام سادهترین فعالیتهای روزمره روبهرو میشود.
باور سوم نیز افزایش توان جنسی است. این تصور نیز پایه علمی ندارد. اگرچه ممکن است در ابتدای مصرف تغییراتی احساس شود، اما در ادامه مصرف شیشه موجب اختلال در عملکرد طبیعی سیستم جنسی و کاهش میل جنسی میشود و بسیاری از مصرفکنندگان در درازمدت از این مشکل رنج میبرند.
یکی دیگر از خطرات شیشه این است که بسیاری از مصرفکنندگان خود را معتاد نمیدانند. سالها این تصور اشتباه وجود داشت که تنها مصرفکنندگان تریاک و هروئین معتاد هستند و چون شیشه در آزمایشهای قدیمی که تنها میزان مورفین را اندازهگیری میکردند قابلشناسایی نبود، گمان میشد اعتیادآور نیست. همین باور غلط، بسیاری از جوانان را به سمت تجربه نخستین مصرف سوق داد؛ درحالیکه اعتیاد به شیشه بسیار سریع شکل میگیرد و تخریبهای آن گاه در مدت کوتاهی آشکار میشود.
تأثیر مصرف شیشه بر مغز و جسم:
شیشه علاوه بر این باورهای فریبنده، آثار خود را بهسرعت در ظاهر و رفتار فرد نیز نشان میدهد. کاهش وزن شدید، بیخوابی، بیتوجهی به بهداشت فردی، آسیبهای پوستی، تخریب دندانها، بوی نامطبوع بدن و تغییرات محسوس در چهره، تنها بخشی از عوارض جسمی آن است. از سوی دیگر پرخاشگری، سوءظن، بدبینی، اضطراب، افسردگی، بیقراری و رفتارهای غیرعادی از مهمترین نشانههای روانی مصرف شیشه به شمار میروند. شدت تخریب شیشه تنها به عوارض جسمی محدود نمیشود. این ماده با برهمزدن تعادل ناقلهای شیمیایی مغز، زمینه بروز توهم، هذیان، سوءظن و رفتارهای غیرقابلپیشبینی را فراهم میکند.
احساس لذت و سرخوشی اولیه نیز ناشی از آزادشدن مقدار زیادی دوپامین در مغز است، اما این وضعیت پایدار نیست و بهتدریج جای خود را به آشفتگی روانی، کاهش قدرت تشخیص، افسردگی و ناتوانی در تصمیمگیری میدهد. در برخی موارد مصرفکننده واقعیت را از توهم تشخیص نمیدهد و همین مسئله میتواند جان خود یا دیگران را به خطر بیندازد.
جایگزینی درمان بهجای ترک اعتیاد:
مهندس حسین دژاکام معتقدند: اعتیاد یک بیماری مرموز و غیرقابلدرمان نیست، بلکه جایگزینشدن مواد مخدر بیرونی بهجای مواد مخدر طبیعی بدن است. به همین دلیل میان ترک و درمان تفاوت اساسی وجود دارد. ترک، تنها قطع مصرف است؛ اما درمان زمانی اتفاق میافتد که سیستم تولیدکننده مواد شبه افیونی و ناقلهای شیمیایی بدن دوباره به تعادل برسد.
در کنگره۶۰ این مجموعه با عنوان سیستم ایکس یا خمر طبیعی بدن شناخته میشود. اندورفین، انکفالین، دوپامین، سروتونین و سایر ناقلهای عصبی، در این سیستم نقش اساسی دارند. مصرف مداوم مواد مخدر باعث میشود این سیستم از تعادل خارج شود و بدن به مواد بیرونی وابسته گردد؛ بنابراین درمان واقعی زمانی رخ میدهد که این سیستم بهتدریج بازسازی شود.
مهندس دژاکام تأکید میکنند که «تعادل، مرحلهای بالاتر از درمان است. انسانی که به تعادل رسیده، تنها مصرف مواد را کنار نگذاشته، بلکه در ابعاد جسم، روان و جهانبینی نیز به وضعیت مطلوب رسیده و میتواند در کار، خانواده، تحصیل و زندگی اجتماعی حضوری سالم و مسئولانه داشته باشد.»
درمان هر نوع اعتیاد با متد DST:
دکتر امین نیز با تبیین نظریه سیستم ایکس، علت درمانپذیر بودن شیشه و سایر مواد مخدر را روشن میکنند. به گفته ایشان «اگرچه مواد مخدر از نظر ساختار با یکدیگر تفاوت دارند، اما همگی یک اثر مشترک دارند و آن، از کار انداختن سیستم ایکس است. از همین رو متد DST نیز یک هدف مشترک را دنبال میکند؛ بازسازی تدریجی این سیستم؛ به همین دلیل هر مادهای که موجب اختلال در سیستم ایکس شود، در صورت اجرای صحیح این روش، قابلیت درمان خواهد داشت.»
تجربه سالها فعالیت کنگره۶۰ و درمان موفق هزاران مصرفکننده نشان داده است که حتی مصرفکنندگان شیشه نیز میتوانند با رعایت اصل زمان، آموزش، استفاده از داروی اپیوم و اجرای دقیق متد DST به درمان قطعی برسند. این تجربه امیدی بزرگ برای مصرفکنندگان و خانوادههای آنان است و نشان میدهد که با شناخت صحیح صورت مسئله اعتیاد، راه درمان نیز قابلدستیابی است.
شیشه مادهای است که با وعدههای فریبندههای مانند لاغری، افزایش انرژی، تمرکز و لذت در کمین نشسته تا انسانها را به دام بیندازد؛ اما نتیجه آن چیزی جز تخریب جسم، روان، خانواده و جامعه نیست. آگاهی، بهترین راه پیشگیری از مصرف این ماده است و اگر فردی گرفتار آن شده باشد، نباید امید خود را از دست بدهد. تجربه کنگره۶۰ ثابت کرده است که با شناخت صحیح اعتیاد، بازسازی سیستم ایکس و حرکت در مسیر آموزش و تعادل، حتی شدیدترین وابستگیها نیز قابل درمان هستند. شیشه را حتی برای یکبار هم امتحان نکنید؛ اما اگر گرفتار آن شدهاید بدانید که راه درمان وجود دارد و هزاران نفر پیش از شما این مسیر را با موفقیت پیمودهاند.
منابع: سیدی شیشه مهندس حسین دژاکام، کارگاه آموزشی ویژه مسافران و همسفران روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵
نویسنده: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون اول)
ارسال: همسفر پریسا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
234