یازدهمین جلسه از دوره دوازدهم لژیون ویلیام وایت پارک دو کمال تبریز، با استادی مسافرسیگار سعید، نگهبانی مسافر سیگار عزیز و دبیری همسفر میثم با دستور جلسه "قضاوت و جهالت " جمعه ۱۹تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۸/۱۵ برگزار شد.
سخنان استاد:
سلام دوستان، سعید هستم، مسافر سیگار. خدا را شکر که در جمع کنگره ۶۰ در کنار شما عزیزان حضور دارم. امروز دو شعبه با هم ادغام میشوند و این اتفاق بسیار خوبی است. حس بسیار مثبتی دارم، دوستان قدیمیام را میبینم و خاطرات در ذهنم مرور میشود. انرژی خوبی دارم و امیدوارم در هر دو شعبه پیشرفت کنیم و به مسیر خود ادامه دهیم.

دستور جلسه امروز درباره قضاوت و جهالت است. من این هفته به این موضوع فکر میکردم که بسیاری از چیزها هنوز کشف نشدهاند. همانطور که آقای مهندس میفرمایند، امروزه هر کس میگوید از نظر علمی هر پدیدهای علت و معلولی دارد. اما آیا علم همه چیز را کشف کرده است؟ واقعاً چقدر از علم در اختیار انسان قرار دارد؟ چه مقدار کشف شده و چه مقدار هنوز در پیش روست؟ آیا ما همه علوم را میدانیم؟
برای مثال، سیب از زمان حضرت آدم وجود داشته، اما فقط چهل یا پنجاه سال است که میدانند درون آن ویتامینها و مواد مفید دیگری وجود دارد. خورشید را در نظر بگیرید؛ از چه زمانی وجود داشته؟ دانشمندان چند سال است که از وجود اشعه فرابنفش در آن آگاه شدهاند؟ حدود سی سال، در حالی که خود خورشید ۱۴ میلیارد سال قدمت دارد. پس مسلماً بسیاری از مسائل دیگر نیز وجود دارند که هنوز کشف نشدهاند و انسان از آنها بیخبر است؛ از جمله غیبت کردن، قضاوت کردن و دروغ گفتن که هم در حرمت کنگره ۶۰ و هم در قرآن بر آنها تأکید شده است. این موارد نیز بیگمان فرمولهای خاص خود را دارند که فعلاً کشف نشدهاند.
یکی از بزرگان فرموده است که محال است کسی دیگری را قضاوت کند و پیش از مرگ خود، به همان چیزی که قضاوت کرده مبتلا نشود و آن شرایط را تجربه نکند. یعنی وقتی کسی را بدون آنکه بدانیم مشکلش چیست و چرا آنگونه رفتار میکند، قضاوت میکنیم، آن گرفتاری پیش از مرگ به سر خودمان خواهد آمد. اما کی خواهد آمد؟ چند سال طول میکشد و چگونه محاسبه میشود؟
در گذشته، مردم با منجنیق سنگ پرتاب میکردند، اما نمیدانستند چه نیرویی وارد میشود و سرعت آن چقدر است. بعدها دانشمندان فرمولهای نیرو، سرعت و شتاب را کشف کردند. درباره قضاوت نیز چنین است؛ فرمولهایی وجود دارد که بر اساس آنها میتوان محاسبه کرد که درصد قضاوت چقدر است، شرایط چگونه است و چه مقدار از آن درست یا نادرست است. به یقین روزی مشخص خواهد شد که مثلاً ده سال، چهار ماه یا بیست روز دیگر آن مشکل سر خود شخص خواهد آمد. همچنین وقتی پشت سر کسی غیبت میکنیم، مشخص نیست چقدر زمان میبرد و با چه توانی به خود ما بازمیگردد. قطعاً روزی این موارد نیز کشف خواهند شد و فرمول دارند، زیرا خداوند جهان را بر اساس علم و آگاهی آفریده است؛ اما چون هنوز کشف نشدهاند، ما از آنها بیخبریم. این وضعیت دقیقاً مانند روزگاری است که مردم به آپاندیس مبتلا میشدند و میمردند و میگفتند درد سیاه گرفته است (در ترکی به آن قرهسانجی میگفتند) یا ناگهان دچار درد میشدند و از دنیا میرفتند، بدون آنکه بدانند آپاندیس است یا روده. امروز نیز چنین است؛ گاهی میبینیم بلایی سر کسی میآید و میگوییم چشم خورده، در حالی که واقعیت این است که به خاطر غیبت یا قضاوت نادرست دچار آن شده است. این مسائل بیدلیل نیستند و همه آنها حساب و کتاب دارند.
اینجا آقای مهندس میفرمایند که قضاوت رابطه مستقیمی با جهالت انسان دارد؛ یعنی فردی که جاهل است، شروع به قضاوت دیگران میکند. این موضوع در کنگره اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا وقتی من وارد کنگره شدم، پذیرفتم که از سر تا پا پر از عیب و نقص هستم و برای درمان آمدهام. به همین دلیل، دیگر نیازی به قضاوت شدن من نیست و این امری بدیهی است. مثلاً میگویند از فلان شخص چنین کاری بعید است؛ در حالی که اصلاً بعید نیست، او نیز انسان است و هیچ کاری از هیچ انسانی بعید نیست. یا میپرسند چطور کسی که سفر خوبی میرفته، ناگهان دچار مشکل شده است؟ هر طور شده، مسئله مهمی نیست. نمیگوییم که عادی است، اما اتفاق افتاده و کاری نمیتوان کرد. مگر شما از شرایط او آگاهید؟
به همین دلیل، آقای مهندس میفرمایند که ما حق نداریم کسی را سرزنش یا قضاوت کنیم؛ ما در جایگاهی نیستیم که چنین کاری انجام دهیم. وظیفه من به عنوان راهنما و خدمتگزار، فقط خدمت کردن است. راهنما میتواند رهجوی خود را برای کمک کردن مورد قضاوت قرار دهد، نه برای شماتت کردن؛ و این دو با یکدیگر تفاوت دارند. هر چه انسان پختهتر شود و از روزگار و آموزگار خود، آقای مهندس، بیشتر بیاموزد، متوجه میشود که قضیهها متفاوت میشوند و ما در حقیقت چیزی نمیدانیم. من اکنون کم کم متوجه میشوم که از اتفاقاتی که رخ میدهد، چیزی درک نمیکنم و زمان میبرد تا انسان برخی مطالب را بداند و بفهمد.
در وادی پنجم، بحث قضاوت و غیبت مطرح است. آقای مهندس میفرمایند که قضاوت کردن کار ما نیست. انسان ذاتاً برای خودش و برای اعمال، رفتار و انتخابهای خودش قاضی به دنیا آمده است؛ مثلاً من بین دو ماشین قضاوت میکنم و یکی را انتخاب میکنم و میخرم. همچنین در کنگره گفته میشود که هر هفته یا هر بیستویک روز، خود را بررسی کنید و خودتان را قضاوت کنید. سیدی به نام «قاضی خود» وجود دارد که آقای مهندس در آن میفرمایند: کلاه خود را جلوی خود بگذارید و خودتان را قضاوت کنید. ببینید تاکنون چه کردهاید و چه میکنید. در کنگره چه کردهاید؟ فعلاً قبل از کنگره را کنار میگذاریم. حالا یک ماه، پنج ماه یا پنج سال است که در کنگره هستید؛ چه اتفاقی افتاده است؟ آیا درمان شدهاید یا نه و وضعیت شما چگونه است؟
صحبتهایم کمی طولانی شد. از شما سپاسگزارم که به حرفهایم گوش دادید.
تایپ متن:همسفر میثم
تهیه گزارش:مرزبان خبری پارک
ارسال متن:همسفر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
79