جلسهی ششم از دورهی دهم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی راهنما مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر ذکریا و دبیری مسافر علی با دستور جلسهی « قضاوت و جهالت » روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر، خیلی خوشحال هستم که خداوند امروز این اجازه را صادر کرد در جمع شما عزیزان باشم، از ایجنت محترم شعبه، گروه مرزبانی و نگهبان جلسه بابت دعوتشان به نمایندگی طارم خیلی سپاسگزارم. دستور جلسهی امروز قضاوت و جهالت میباشد. در قوانین کنگره همیشه میخوانیم که کنگره ۶۰ در دو حرکت درونی و بیرونی به راه خود ادامه میدهد، یعنی همه چیز در درون و بیرون ما میباشد.
.jpg)
قضاوت از افکار و اندیشه در ذهن انسان شروع میشود و درون انسان شروع به فعالیت میکند و به انسان خط فکری میدهد و این خط فکری رفته، رفته قویتر شده و تبدیل به قضاوت میشود و تاثیر و بازخورد آن را در دنیای بیرون احساس میکند. اگر این خط فکری که در ابتدا مانند مو نازک و باریک میباشد را پاره کنیم و از بین ببریم دیگر قدرتمند نمیشود. ولی وقتی این خطوط فکری کنار هم قرار میگیرند تبدیل به یک سیم بکسل قوی میشوند که دیگر هیچ وقت پاره نخواهد شد. قضاوت و جهالت دو کلمه میباشد که از زوایای مختلف میشود به این دو کلمه نگاه کرد.
بدون تعارف اگر که من قضاوت میکنم قطعا غرق جهالت میباشم. و اگر کسی قضاوت بیشتری میکند جهالت بیشتری دارد و بالعکس کسی که قضاوت کمتری میکند جهالت کمتری دارد. قضاوت و جهالت دو تا صفت و ویژگی است که در انسان ممکن است وجود داشته باشد و این دو ویژگی ارتباط زیاد و تنگاتنگی با هم دارند. یعنی هر چقدر آگاهی و دانایی در وجود من کمتر و کم رنگ باشد و یا به اصطلاح در مثلث جهالت قرار گرفته باشم به همان اندازه در قضاوت خودم و دیگران اشتباه میکنم.
به نظر من، اگر من جزوهی جهانبینی را یاد بگیرم و درک کنم پنجاه درصد راه آگاهی و دانایی را رفتهام. ما در جزوهی جهانبینی یک مثلثی به نام مثلث جهالت داریم که از سه ضلع منیت، ترس و ناامیدی تشکیل شده است. ترس و منیت عامل اصلی قضاوت میباشد. چون وقتی من با موضوعی ترسناک روبرو میشوم سعی میکنم به آن موضوع برچسبی بچسبانم و در مورد آن قضاوتی میکنم که این ترس خودم را توجیه کنم. ناامیدی یک حصار نامرئی میباشد که اطراف خودم میکشم و چون در ناامیدی هستم در مورد همه چیز قضاوتهای ناجور میکنم.
یعنی اگر من میخواهم از مسئلهی قضاوت دور شوم ابتدا باید مثلث جهالت را در وجود خودم حل کنم. وقتی مثلث جهالت را حل میکنم تازه وارد مثلث دانایی میشوم. حال وارد شدن به مثلث دانایی و عبور از مثلث دانایی هر کدام یک پروسه مجزا میباشد، و یا وارد شدن به مثلث دانایی موثر که بتوانم چیزهایی که یاد گرفتم در زندگی خودم استفاده و جاری کنم یک پروسهی بسیار پیچیده میباشد. آقای مهندس میفرمایند: گاهی اوقات برای این که انسان بتواند تزکیه و پالایش را در خودش ایجاد کند شاید هزاران سال در حلقههای مختلف طول بکشد و نیازمند زمان باشد. و این یک واقعیت است،
چون من خودم که سالهای زیادی است در کنگره ۶۰ حضور دارم، احساس میکنم خیلی مسائل و مشکلات را هنوز نتوانستم در وجود خودم حل کنم. به طور مثال ما در لژیون و یا جلسهی عمومی نشستیم و شخصی در حال مشارکت میباشد ولی من در ذهن خودم به هزاران شکل مختلف آن شخص را قضاوت میکنم، پس هنوز نتوانستم این مشکل را حل کنم و از مثلث جهالت خارج شوم، چه برسد به این که وارد مثلث دانایی شوم. پس من با این میزان دانایی و آگاهی که دارم نباید قضاوت کنم.
اگر من بخواهم به مرحلهای برسم که تازه خودم را قضاوت کنم باید مرحلهی دانایی موثر را طی کرده باشم. هر کس میتواند فقط خودش را قضاوت کند چون تنها کسی که از درونش اطلاع و آگاه است خود شخص میباشد. پس من فقط میتوانم خودم را قضاوت کنم چون نسبت به خودم آگاهی و اطلاعات کافی دارم. اگر بتوانم قضاوت را از خودم شروع نمایم به جایی میرسم که دیگر هیچ کس را قضاوت نمیکنم. امام علی میفرمایند: هرکس خودش را بشناسد خدای خودش را هم خواهد شناخت.
.jpg)
اگر من خودم را به طور کامل شناخته باشم وارد هیچ مقولهی ضد ارزشی نمیشوم، چون خدای خودم را شناختهام. این سخنان را بیان کردم که به خودم یادآوری کرده باشم و بدانم که کنگره ۶۰ فقط برای درمان اعتیاد نیست، بلکه به من درست زندگی کردن را نیز آموزش میدهد. درمان اعتیاد فقط پنج درصد ماجرای کنگره ۶۰ میباشد که آن هم ۲۸ سال پیش تمام شده است. چیزی که در گذشته، حال و آینده در کنگره ۶۰ برای من وجود دارد این است که بتوانم از این موضوعات به نفع خودم استفاده کنم و آموزش بگیرم. از این که به صحبتهای من توجه کردید خیلی سپاسگزارم.
برگزاری لژیون ویلیام وایت به راهنمایی مسافر عادل
.jpg)
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
181