اولین جلسه از دور شصت و نهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار با استادی راهنمای محترم مسافر مسعود، نگهبانی مسافر روزبه و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» چهارشنبه 17 تیرماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر
.JPG)
جناب نگهبان و دبیر عزیز، این موفقیت را به شما تبریک میگویم و امیدوارم این چهارده جلسه، دورهای سرشار از برکت و کامیابی برایتان باشد. همچنین خداوند را شاکرم که به جناب آقا رحمت و دبیر ارجمندشان توفیق عنایت فرموده است. امید که این چهارده جلسه، پیشدرآمدی نیکو برای راهنماییهای ثمربخش باشد.
از شما سپاسگزارم که امروز مایهٔ خوشحالی من شدید؛ و خداوند را شکر میگویم که بار دیگر توفیق حضور در این جایگاه را نصیبم گردانید.
دستور جلسهٔ امروز، موضوع «قضاوت و جهالت» است که بهنظر من، خود، جلسهای بس دشوار و درگیرکننده است.
قضاوت، به معنای داوری کردن است و جهالت، چنانکه از نامش پیداست، به نادانی و ناآگاهی اطلاق میشود. بخش بسیاری از دشواریها و مشکلات زندگی من، ریشه در همین ناآگاهی داشت و امروز در کنگره، به این مسئله میپردازم.
در کنگرهٔ ما، به آشکار و نهان هر موضوعی اهمیت بسیار داده میشود. اما هنگامی که من وارد قضاوت میشوم، تنها به بخش آشکار موضوع توجه میکنم و نهان آن، برایم حقیقت را روشن نمیسازد؛ ازاینرو، بر اساس آنچه با چشم سر خود دیدهام، دیگران را داوری میکنم. حقیقت، همان چیزی است که من صرفاً مشاهده کردهام، بیآنکه از جوانب نهان آن آگاه باشم؛ و این قضاوت، نهتنها برای دیگران، که برای خود من نیز دردسرآفرین میشود.
مهمترین چیزی که همواره با خود حمل میکنم، افکار و اندیشههای من است و ارزشمندترین سرمایهٔ زندگیام، انرژی من بهشمار میرود. برای آنکه دیگران را قضاوت کنم، ناگزیر به تجسس میشوم؛ و این تجسس، چه بار انرژیای را بر دوش من میگذارد؟ انرژی مثبتی را که دریافت کردهام، صرف امور منفی میکنم و آن را به انرژی منفی تبدیل مینمایم؛ انرژیای که حال خوش را از من میرباید.
هر اندازه که نگاه خود را به داوری دیگران معطوف سازم، اگر این چشمِ قضاگر را به درون برگردانم و دوربینِ نگاه را بر خویشتن متمرکز کنم، آنگاه تنها عیبهای خود را خواهم دید. من به اینجا نیامدهام که دیگران را قضاوت کنم؛ آمدهام تا خود را اصلاح نمایم. زمانی که میگویم خودم تغییر میکنم، یعنی گام در مسیر تحول نهادهام.
مسئلهٔ دیگر در این دستور جلسه آن است که قضاوت، با تولد انسان زاده میشود؛ اما آیا من در دوران نباتی، جوانی، نوجوانی یا حتی نوزدهسالگی، به اندازهای آگاهی دارم که بتوانم دیگران را داوری کنم؟ چه شناختی از زندگی دارم که بخواهم دربارهٔ دیگران قضاوت نمایم؟ همهٔ قضاوتهایی که اکنون در دنیا به کار میبندم، با خودم زاده شدهاند و تمامی آنها، برای آن است که خودم را به قضاوت بنشانم.
البته، فرد نسبت به موضوعی که در آن آگاهی دارد، میتواند قضاوتی آگاهانه انجام دهد؛ اما در مسیر درمان اعتیاد، هدفِ واقعی، بهبودی است و این قضاوتها باید تنها در حیطهٔ ارتباط با راهنما و امور درمانی مطرح شوند. در مسائل خانوادگی نیز، ما تا حدّی میتوانیم دربارهٔ زندگی خود قضاوت کنیم، ولی این کار حدومرزی دارد و اگر از آن فراتر رود، دقیقاً همان بار منفی را برای خود به همراه میآورد.
پس چه اندازه باید مراقب افکار و اندیشهٔ خویش باشم! هرچه مراقبت بیشتری داشته باشم، دوربین نگاهم بیشتر بر خودم متمرکز میشود و این خود، سبب میشود که کمتر به دیگران بپردازم.
امروز، بسیار مشتاقم تا از سخنان و انرژیبخشی شما بیشتر بهرهمند شوم
تایپ و ویرایش: مسافر علی لژیون ششم
عکس و بارگذاری: مسافر کوشیار لژیون نهم
وبلاگ نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
123