همسفر لیلا بیان کردند:
قضاوت کردن ادمهای دورمان متاسفانه کاری است که به شدت در جامعه رواج دارد؛ من خودم شخصا در گذشتهای نه چندان دور افراد را به شکل بدی قضاوت می کردم و هربار هم میدیدم که جهان هستی من لیلا را در همان موقعیت قرار میداد و بعد میفهمیدم که ان شخص چرا چنین عملی را انجام دادهاست.اصلا این قانون هستی است. هستی هوشمند است و من را درست در جایی میگذارد که شخصی را در ان جا قصاوت کردم. حالا این قانون را میدانم.آگاه تر شدهام البته کمی و سعی خود را میکنم که به آن خود عمل کنم.وقتهایی میشد که مسافرم را قضاوت میکردم و او هرچه بیشتر درد میکشید من کمتر اورا درک میکردم واینها همه از نداشتن آگاهی بود و یا به عبارت درستتر بیشترین درد و رنج من از جهل و نادانی بود.درواقع بزرگترین دشمن من جهل من بود ان وقت ها نمیدانستم که اعتیاد یک بند است؛ بداخلاقی بندی دیگر و هر ضدارزشی بند دیگری است.
مسافر بیچاره ی خود را سرزنش و قضاوت میکردم و فکر میکردم که خودم ادم درستی هستم.حال که در سفردوم هستم و میبینم که چقدر درمان اعتیاد نسبت به درمان ضدارزش هایی که من درگیرش بوده ام راحت تر بود من دارم تلاش میکنم با همان روش تدریجی ضدارزش ها را از خودم دور کنم،از غیبت کردن تنبلی نفاق، دو رویی،نقاب داشتن، ماسک چند شخصیتی،نماز نخواندن، ناٱمیدی و بی ایمانی و هزاران ضدارزش دیگر که در گیرش بوده و شاید هنوز باشم خود را رها کنم.اما به سختی و حتی سخت تر از درمان بند اعتیاد و سیگار اینجا میخواهم از مسافر خود عذر خواهی کنم که چقدر ناآگاهانه قصاوتش کردم و به تمام انسانهای دیگر که بی رحمانه قصاوتشان کردم بگویم که من هم دارای عیب های بی شمار بوده و هستم.صورتم را از ته چاه تاریک به سوی نور برگرداندهام و میدانم خداوند و فرشتگان او کمکم خواهند کرد تا از ضدارزش ها بتوانم رها شوم.
ویرایش و ارسال:همسفر ساحل رهجوی راهنما همسفر شادی(لژیون اول)دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
93