امروز سه شنبه ١۴٠۵/٠۴/١۶ جلسه یازدهم از دوره هشتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "قضاوت و جهالت" به استادی مسافر عیدمحمد ، نگهبانی مسافر رامین و دبیری مسافر علی ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
خدا را شاکرم که امروز این توفیق را دارم در این جایگاه حضور داشته باشم. همچنین از استاد راهنمای عزیزم، ایجنت محترم، مرزبانان گرامی و همه دوستان خدمتگزار که بیادعا و چراغ خاموش برای تعالی کنگره ۶۰ تلاش میکنند، صمیمانه تشکر میکنم؛ عزیزانی که خدمتشان باعث شده من و امثال من امروز در مسیر درمان و آموزش قرار بگیریم.
اگر امروز من اینجا هستم و دیگر به مواد مخدر نیازی ندارم، همهاش از برکت آموزشهای کنگره ۶۰ است. کنگره به من یاد داد که هرچه انسان جاهلتر باشد، بیشتر قضاوت میکند؛ چون قضاوت کردن اغلب از ناآگاهی، نداشتن شناخت و ندیدن حقیقتِ کاملِ یک موضوع به وجود میآید.
گاهی در جامعه میبینیم حتی در دستگاهی مثل قوه قضاییه، با وجود قاضی، شاهد، تحقیق، بررسی و امکانات فراوان، ممکن است حکمی صادر شود و سالها بعد مشخص شود که آن حکم اشتباه بوده است. با اینکه برای یک پرونده بارها تحقیق میشود، شاهد میآورند، بررسی میکنند و جوانب مختلف را میسنجند، باز هم احتمال خطا وجود دارد. حالا وقتی در چنین جایگاهی با آنهمه ابزار امکان اشتباه هست، منِ نوعی با چه دانشی و با چه حقی میخواهم دیگران را قضاوت کنم؟
در کنگره ۶۰ ما یاد میگیریم که برای درمان آمدهایم، نه برای داوری کردن درباره دیگران. اینجا کسی کاری ندارد که وضعیت مالی افراد چگونه است، از چه مذهب و باوری پیروی میکنند، چه گذشتهای داشتهاند یا حتی چه نوع نگاه و تفکری نسبت به جهان دارند. همه ما به اینجا آمدهایم تا آموزش بگیریم، درمان شویم و حالمان بهتر شود. در کنگره، انسانها با میزان ادب، احترام، آموزشپذیری و حرکتشان شناخته میشوند، نه با ظاهر، گذشته، اعتقادات یا جایگاه اجتماعیشان.
قضاوت کردن کار من نیست. من مسئول اصلاح خودم هستم، نه بررسی زندگی دیگران. اگر قرار باشد مدام دوربین ذهنم روی دیگران باشد، نهتنها چیزی یاد نمیگیرم، بلکه از مسیر درمان هم عقب میمانم. کنگره به من یاد داده است که دوربین را باید روی خودم بگیرم؛ ببینم من کجا اشتباه میکنم، کجا از آموزشها فاصله میگیرم، کجا هنوز درگیر نفس، منیت، ترس، خشم یا جهالت هستم.
در جهان هستی چیزی رایگان به دست نمیآید. برای رسیدن به حال خوب، آرامش، درمان و تعادل باید بها پرداخت؛ بهای آن هم آموزش گرفتن، حرکت کردن، صبر داشتن، خدمت کردن و عمل کردن به دانستههاست. اگر من بخواهم به صراط مستقیم نزدیک شوم، باید در اموری وارد شوم که به خودم مربوط است؛ باید روی رفتار، گفتار، تفکر و عملکرد خودم کار کنم. چون خانواده و فرزندان ما بیشتر از حرفهایمان، از رفتار ما یاد میگیرند.
اگر میخواهیم حالمان خوب باشد، باید آموزش بگیریم، قوانین الهی و قوانین کنگره ۶۰ را رعایت کنیم، از قضاوت دیگران دست برداریم و به جای پرداختن به زندگی دیگران، مشغول ساختن و اصلاح خودمان باشیم. اگر این نگاه در ما شکل بگیرد، آرامآرام از جهالت فاصله میگیریم و به دانایی نزدیک میشویم. و در نهایت، با صبر، آموزش و استمرار، خیلی از مسائل زندگیمان نیز بهمرور درست خواهد شد.
نگارش : مسافر مجتبی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
60