جلسه اول از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزش خصوصی ویژه همسفران آقا کنگره۶۰ شعبه شیخبهایی، با استادی همسفر علی، نگهبانی همسفر عباس و دبیری همسفر صادق با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۱۳ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم یک همسفر.
در ابتدا از نگهبان محترم، ایجنت محترم و مرزبانان عزیز تشکر میکنم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند.
در مورد دستور جلسه «قضاوت و جهالت»، باید بگویم برای اینکه به آرامش برسیم، لازم است یکسری قوانین را رعایت کنیم. اگر آنها را رعایت کنیم، هم به آرامش میرسیم و هم به نتیجه مطلوب؛ اما اگر رعایت نکنیم، به نتیجه نخواهیم رسید.
ما انسانها از صبح تا شب در حال قضاوت هستیم؛ اینکه به کنگره برویم یا نرویم، سیدی بنویسیم یا ننویسیم، چه چیزی بخوریم یا نخوریم، دانشگاه برویم یا نرویم. ذهن ما دائماً درگیر این تصمیمهاست و در واقع خودمان را قضاوت میکنیم.
اما منظور دستور جلسه، قضاوت دیگران است؛ قضاوتهایی که معمولاً هیچ ارتباطی به ما ندارند. مثلاً فردی را میبینیم که شاید سفرش برگشت خورده باشد، یا میگوییم: «اینهمه پول از کجا آورده که این ماشینها را خریده؟» یا «فلانی دزد است.» این نوع قضاوتها به ما مربوط نیست. بدگویی، تجسس و قضاوتهای بیمورد، همگی از جهالت سرچشمه میگیرند. هرچه انسان جاهلتر باشد، دیگران را بیشتر قضاوت میکند.
ما فقط ظاهر افراد را میبینیم و از باطن آنها خبر نداریم. با چشممان چیزی را میبینیم و سریع درباره آن قضاوت میکنیم؛ در حالی که با اولین نگاه نمیتوان کسی را شناخت، همانطور که با اولین نگاه نمیتوان نمک را از شکر تشخیص داد.
برای قضاوت کردن، پارامترهای زیادی لازم است. مثلاً یک قاضی زمانی که میخواهد بین دو نفر قضاوت کند، هر دو را احضار میکند، از آنها سؤال میپرسد، پرسشهای تخصصی مطرح میکند، پرونده را بررسی میکند و سپس رأی میدهد. بعضی پروندهها بسیار پیچیده هستند؛ مثلاً ممکن است مربوط به قتل باشند. در چنین مواردی گزارش کلانتری، آگاهی، پزشکی قانونی، ثبت اسناد و مدارک دیگر بررسی میشود. سپس هیئت منصفه پرونده را مطالعه میکند و تصمیم میگیرد.
گاهی حتی ممکن است حکم اعدام صادر شود، اما بعد از ده یا بیست سال شخص دیگری به آن قتل اعتراف کند و مشخص شود با وجود تمام آن بررسیها، باز هم اشتباه رخ داده است. حالا ببینید ما چقدر راحت فقط با دیدن ظاهر یک نفر، درباره او قضاوت میکنیم. این از جهل و نادانی ماست.
باید سعی کنیم دانایی خود را افزایش دهیم تا به این راحتی کسی را قضاوت نکنیم. جناب مهندس میفرمایند: «اگر چیزی را دیدی، فقط پنجاه درصد آن را قبول کن؛ اما اگر چیزی را شنیدی، اصلاً باور نکن.» با این حال، ما حتی بدون دیدن هم بهراحتی درباره دیگران قضاوت میکنیم.
چارلی چاپلین جملهای دارد که میگوید: «زندگی مشکلی نیست که بخواهیم آن را حل کنیم؛ زندگی هدیهای است که باید از آن لذت ببریم.» چگونه از زندگی لذت ببریم؟ با افزایش جهانبینی و بالا بردن دانایی، تا از جهل، جهالت، قضاوت، کینه و حسادت دور شویم و زندگی بهتری داشته باشیم.
مولانا نیز میفرماید: «نه تو آنی که همانی، نه من آنم که تو دانی.» یعنی تو آن کسی نیستی که من از ظاهر میبینم و دربارهات قضاوت میکنم، و من هم آن کسی نیستم که تو تصور میکنی. بنابراین نباید ظاهربین باشیم.
من خودم قبل از آشنایی با کنگره، خیلی دیگران را قضاوت میکردم و پشت سرشان غیبت میکردم. خدا را شکر از زمانی که با کنگره آشنا شدم، این کارها را انجام ندادم یا به حداقل رساندم. حتی در جمع خانواده، مهمانیها و دورهمیها هم بیشتر خانمها پشت سر یکدیگر صحبت میکردند و غیبت میشد. اما بعد از آشنایی با کنگره، هم روی خودم کار کردم و هم تلاش کردم روی اطرافیانم تأثیر بگذارم. آنقدر این موضوع را برای خودم تکرار کردم که امروز غیبت و قضاوت، یا کاملاً کنار گذاشته شده یا به حداقل رسیده است.
امام صادق (ع) نیز میفرمایند: اگر کسی را قضاوت، مسخره یا متهم کردی، باید پاسخگوی آن باشی.
این موضوع را خودم در زندگی تجربه کردم. قبل از آشنایی با کنگره، چون خودم مصرفکننده بودم، دیگران را قضاوت میکردم و درباره افراد حرفهای مختلف میزدم، تا اینکه روزی پسر خودم هم مصرفکننده شد و حدود ده سال درگیر مصرف مواد بود. آن زمان فهمیدم که این قضاوتها نتیجهای جز پشیمانی ندارد.
به نظر من، رهایی از قضاوت و جهالت با تکرار آموزشها و افزایش دانایی و دانایی مؤثر امکانپذیر است. باید تلاش کنیم از قضاوت، جهالت، کینه، کفر و حسادت دوری کنیم.
خیلی ممنونم که با سکوت زیبایتان به سخنان من گوش کردید.

تایپ و ویرایش: همسفر رسول، همسفر علیرضا، همسفر محمدحسن
تنظیم و ارسال: همسفر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
137