جلسه چهارم از دوره دوم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دزفول به استادی راهنمای تازهواردین همسفر عفت، نگهبانی همسفر زینب و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰ (چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است.)» روز دوشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما هستم و امیدوارم حال همه شما خوب باشد. از عزیزانی که جلسه را به من سپردند تا تجربهام را به اشتراک بگذارم صمیمانه سپاسگزارم. موضوع امروز ما «حرمت» است؛ واژهای زیبا که به معنای حفظ حد و حدود است. حرمت فقط مربوط به کنگره نیست، بلکه در تمام ابعاد زندگی اهمیت دارد. وقتی مشکلی پیش میآید، میگوییم «حرمت اینجا را نگه دار» یا «حرمت بزرگتر را نگه دار». این اصل ساده؛ اما بسیار تأثیرگذار است.
یادم هست وقتی ازدواج کردم، مادرم همیشه به من میگفت: «حرمت همسرت را نگه دار.» این جمله را آویزه گوشم کردم و حتی در سختترین شرایط آن را رعایت کردم. مشکلات و حرفوحدیثها زیاد بود؛ اما هیچگاه بیحرمتی نکردم. در خانواده گاهی ناراحت میشدم؛ اما بروز نمیدادم. اطرافیان هم مدام میپرسیدند چرا اینطور یا آنطور شد. زندگی همیشه گل و بلبل نیست؛ تأخیر، نرسیدن، تنهایی و مشکلات دیگر همیشه وجود داشته؛ اما همین رعایت حرمت باعث شد از هم فاصله نگیریم و هر دو برای درست کردن زندگیمان تلاش کنیم. به لطف کنگره حالا مشکلاتمان کمکم در حال حل شدن است، هرچند میدانیم که مشکلات همیشه بخشی از مسیر زندگی هستند.
اهمیت حرمت در کنگره به قدری است که 2 بار در جلسه خوانده میشود؛ 1 بار در آغاز و 1 بار در پایان. در حرمت آمده است: «کسی که نمیتواند از وسایل شخصی خودش مراقبت کند، چگونه میتواند از زندگیاش مراقبت کند؟» این جمله بسیار عمیق است. اگر نتوانیم در جمعی 20 یا 30 نفره از کیف خودمان مراقبت کنیم، چه طور میتوانیم زندگیمان را سامان دهیم؟
همچنین در حرمت تأکید شده که حرف دیگران را قطع نکنیم. این کار نشانه بیادبی است و میتواند زنجیرهای از ناراحتیها را ایجاد کند. در مورد مسائل مالی هم آمده که در کنگره نباید از یکدیگر پول قرض گرفت، چون ممکن است باعث بینظمی و بیحرمتی شود. بهخصوص برای سفر اولیها، ارتباط خارج از کنگره هم توصیه نمیشود؛ چون ممکن است باعث تأخیر، ننوشتن سیدی و حتی دور شدن از مسیر شود. خودم وقتی رهجوهای تازهواردی داشتم که فامیل بودند، همیشه به آنها میگفتم جدا بیایند تا سفر مسافرشان خراب نشود.
درباره پوشش سفید هم باید بگویم که در ابتدا اصلاً لباس و شال سفید نداشتم. وقتی کنگرهای شدم، آن را تهیه کردم. اوایل پوشیدن شال سفید برایم سخت بود، چون عادت به رنگ مشکی داشتم؛ اما کمکم که خانمها را با شال سفید میدیدم، متوجه شدم چه قدر زیبا و نورانی به نظر میرسند. بعد از آن، خودم هم شال سفید پوشیدم و حرمتها را بهتر درک کردم. یکی دیگر از اصول مهم، پرهیز از صحبتهای سیاسی است. اگر حرمتها را رعایت کنیم، سفری آرام و موفق خواهیم داشت.

مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر رامین
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)
عکاس: همسفر لیلا مرزبان خبری
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
64