انسانهای مورد لطف خداوند، توفیق خدمت به مخلوق را فراهم میکنند. آنها مانند قطعههای پازلی هستند که هر کدام میتوانند سهم خود را در کامل شدن به انجام برسانند و هر کس به هر اندازه که میتواند سهم خود را انجام خواهد داد و مقدار آن مهم نیست. بلکه انجام دادن آن مهمتر است.
گفتوگو با مرزبانان شعبه شفا در باب دستور جلسه:

همسفر وجیهه:
حرمتهای کنگره ۶۰ چه نقشی در درمان و رشد اعضا ایفا میکنند؟
حرمت و قوانین در کنگره۶۰ از مسائل بسیار مهم و اساسی است. که کلیه اشخاص باید چه در صور ظاهر و چه در صور پنهان آن را رعایت کنند؛ حرمت، قوانین و هر آنچه در کنگره۶۰ به آن پرداخته میشود از اهمیت بالایی برخوردار است چون مطمئنا به جهت تکامل و رشد فردی است.
همانگونه که مهندس دژاکام در سیدی جبر و اختیار۱ میگویند: (هرچه شعب بانظم و قانون باشد، کنگره۶۰ پیشرفت بهتری میکند و رو به جلو پیش میرود).
وقتی اشخاص برای خود و دیگران حریم قائل باشند، هیچگاه دچار افکار منفی، قضاوت و سخنچینی نخواهند شد. تمامی افکار و حواس خود را برای درمان و رشد خود و سایر اعضا فراهم میکنند؛ همین امر باعث ایجاد آرامش و انتقال آن به سایرین و مخصوصا تازهواردین خواهد بود که احساس امنیت و حمایت را از شعبه دریافت کنند.
مرزبانان عزیز کنگره ۶۰، چطور مکانی امن، با رعایت حرمت و قوانین برای تازهوارد ایجاد میکند؟
یک مرزبان همان ابتدا قسم یاد میکند که خود تابع حرمت و قوانین کنگره۶۰ باشد. ما همه ابتدا به عنوان یک تازهوارد به کنگره۶۰ آمدیم؛ پس حس و حال یک تازهوارد را به خوبی درک میکنیم. اولین ملاک ماندگاری او دیدن نظم و رعایت حقوق ديگران در شعبه میباشد که توجه تازهوارد را جلب میکند و بعد از آن کمکم ارتباط حسی و عشق به وجود او نیز رخنه میکند و با مکان پیوند میخورد آن هم پیوند محبت که با هیچ چیز گسستنی نیست.
(تنها پیوند محبت است که ما را به هم متصل نگه داشته است).
در خدمت پر عشق مرزبانی چگونه با حفظ عشق و مهر خود نسبت به اعضا کنگره عدالت و قوانین را رعایت میکردید؟
در خدمت شیرین مرزبانی همیشه سعی کردم عدالت و عمل سالم را کاربردی کنم. هیچگاه بین اعضا تفاوتی قائل نشدم و برای هر خدمتی ابتدا به خودم مراجعه کردم و از خودم پرسیدم که تو اول کجا بودی و اکنون چگونه این همه آموزش دیدهای؟! جواب مشخص است؛ بامحیا شدن بستر خدمت و قرار گرفتن در خدمات گوناگون و چشیدن طعم شیرین خدمت در کنگره۶۰ است. البته اشاعه عشق و محبت، آن هم با بکارگیری عدالت کاری بسیار دشوار است؛ اما این برای من سرشار از آموزش بود. همیشه سعی کردم در کنار خدمتگزارن عشق و مهر را توام داشته باشم و همچنین انتقال دهم که با رعایت حرمتها، امنیت را نیز همراه داشته باشد. خدمت مرزبانی بسیاری از گرههای درونم را آشکار کرد و من از این بابت خداوند را شاکرم. خدمتی که شاید تمام وقت من را میگرفت اما انرژی غیرقابل توصیفی داشت، هنگام حضور دیدهبانان و دریافت انرژی و آموزش از آنها و همچنین جشنها، مخصوصا جشن همسفر و دیدن کنار هم ایستادن همسفر و مسافر و محیا نمودن فضایی امن برای ثبت یک لحظه ناب و ماندگار در قلبها و همچنین چالشها و انتقال تجربیات به اعضا از حسهایی هستند که امیدوارم همگی تجربه کنند.
در این مسیر شیرین سرشار از آموزش در کنارم راهنمایان بزرگواری داشتم از جمله ایجنت قبلی خانم زهرا داوودی که مسبب انتقال آرامش، عدالت و عمل سالم در وجود من بودند و در ادامه ایجنت محترم خانم شفیعه که بسیار بادرایت و آرامش به اداره امور میپردازند و حس زلال و پاک دارند. از خدمتگزارن در واحد سایت هر دو دوره، نگهبان عزیز خانم سعیده و نگهبان فعلی خانم سارا و سایر عزیزان که سربازان آگاهی هستند، بسیار ممنونم و همچنین واحد صوت که خدمت پرهیجان و بسیار نافذی دارند نیز سپاسگزارم و امیدوارم در ادامه همچنان خدمتگزار بمانند و انرژی و حال خوش دریافت کنند.
در ادامه از راهنما خانم فاطمه رضوی بسیار ممنونم که همیشه و در همه حال حضور ایشان را در قلبم احساس کردم و قدردان ایشان خواهم بود. همکاران عزیزم خانم مریم و خانم ناهید که در کنارشان روزهای پر از خاطرات شیرین و ماندگار در ذهن دارم. راهنمایان DST و شالسبز، ویلیام و تغذیه سالم که همگی بسیار عالی و پرانرژی هستند؛ لحظههـایی شیـریـن، دنیـایی آرام و یـک زندگی صمیمی آرزوی من بـرای شما است.

همسفر ناهید:
با در نظر داشتن قوانین در کنگره، چه برکاتی از این خدمت خالصانه را در جسم و جان و زندگی دریافت کردهاید؟ لطفا تجربیات خود را در مورد جایگاه مرزبانی بگویید.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بواسطه کنگره لیاقت خدمتگزاری بندگان خودش را روزی من کرد تا در این مسیر به آگاهی، رشد و آرامش برسم.
خدمت مرزبانی برای من یک جایزه و پاداشی از طرف خداوند بود این خدمت آزمونی عملی از تمام وادیها است از تفکر تا عشق، عشقی که با گریهای از غم و ناامیدی و حالی نابسامان شروع میشود و بعد از چند ماهی میبینی امید در دل آن عزیز جوانه زده و گریهای از شوق دارد و دیدن چنین صحنههایی انرژی و حال خوبی به ما میداد که وصفنشدنی است. این یعنی هدف کنگره که دست انسانی را از قعر تاریکی گرفته و مسیر نور را به ایشان نشان دهی. در خدمت مرزبانی با اکثر جایگاههای خدمتی در ارتباط بودم و به همین دلیل آموزش و دریافتهای زیادی را داشتم.
راهنمایان تازهوارین عزیز که با آرامش و لبخند پرانرژی عزیز تازهوارد را بدرقه میکردند، راهنمایان شال نارنجی که با تمام دغدغههای روزمره و شلوغی زندگی سرموقع در شعبه حضور داشتند تا نور علم و معرفت کنگره را به رهجویان خود انتقال بدهند. عزیزانی که با مهر و دلسوزی در آبدارخانه خدمت میکردند انگار با تمام وجود در خانه خودشان کار میکنند و خدمتگزاران در واحد، صوت و سایت که در مراسمات و جشنها از زمان خودشان میگذشتند و در اتاقکی که ثبت خاطرات و حال خوش عزیزان بود بدون هیچ چشمداشتی خدمت میکردند و دیدن خدمت همه خدمتگزاران دیگر برای من وادی چهارده را معنا میکرد و در قبال خدمت آنها چیزی درخود نمیدیدم جز محبت آن عزیزان که کاملا فرمانبردار و قدردان بودند. اتاقک مرزبانی و انداختن شال زرد رنگ میعادگاه من بود که دوباره عهدهایم را تازه کنم و بگویم ناهید تو خدمتگزار این عزیزانی و مسئولیت بزرگی داری نه سرور و آقای آنها! تا جایی که آموخته بودم و در توان داشتم سعی کردم پیش خداوند و جناب مهندس سربلند باشم. من با این خدمت گرههای درونی خود را یافتم و سعی در برطرف کردن آنها کردم و هنوز اول این مسیر هستم درست است سختیهای خودش را دارد اما به دریافتهای آن میارزد.
مرزبانان عزیز کنگره ۶۰، چطور مکانی امن، با رعایت حرمت و قوانین برای تازهوارد ایجاد میکند؟
یک عزیز تازهوارد با کوهی از غم و ناامیدی که به هر دری میزند که مسافرش درمان شود. ابتدا با یک مرزبان روبرو میشود و نمیدانم کنگره چه مکان امنی است که به محض وارد شدن ان تازهوارد اطمینان و اعتمادی دارد که گاهی بدون ترس و واهمهای درد دلشان را با ما درمیان میگذاشتند و متوجه میشدند ما از جنس خودشان هستیم و رنج هایمان همساز هستند آرام میشدند و نور امید در دل و چشمشان موج میزد که میشود روزی ماهم مثل شما از بند اعتیاد رها شویم و حالخوش داشته باشیم. انجام کار یک تازهوارد در شعبه همیشه اولویت کار ما بود با اینکه ما کار زیادی داشتیم اما به محض ورود یک تازهوارد ابتدا پیش ان عزیز میرفتیم و راهنماییهای لازم را انجام میدادیم و با راهنمای تازهوارد اشنا میکردیم و به حال خودش رهایش نمیکردیم و این حال ان عزیز راخوب میکرد به او ارامش میداد و تا حدودی اول اعتماد را به کنگره داشت که اینجا مکان امنی هست و کسی نه سرزنشش میکند و نه قضاوت. و به ثمر رساندن این شکوفهها به میوه در پیشبرد شعبه و کنگره نقش مهمی ایفا میکند.
مهمترین آسیبی که از رعایت نکردن حرمتها به یک شعبه وارد میشود چیست؟
جناب مهندس عزیز در سیدی شتر میفرمایند: اگر در راه این قوانین قدم کج برداریم خود بر زمین فرو خواهی نشست. در اوایل آموزشهای ما همیشه حرمت کنگره در صدر آموزشها است و اینقدر مهم هست که دو بار در نوشتارها خوانده میشود، من نظرم این است که اگر میخواهم خدمتی انجام بدهم مسئولیت پذیر باشم و درست انجام بدهم و حرمتها را رعایت کنم وگرنه حداقل کاری که میکنم خدمت نکنم و چوب لای چرخ کنگره نگذارم و بدون چونوچرا قوانین و حرمتهای کنگره را ارج بنهم و احترام بگذارم و اگر چنین نکنم اولین اسیب به خودم و بعد اطرافیان و شعبه وارد میشود و این حق کسانی که در زندگی اعتیاد هستند و میخواهند به درمان برسند گرفته میشود و من مسئولم. با رعایت نکردن حرمتها شعبه در نظم و انضباط و یکپارچهگی و هماهنگی نیست و به هرج و مرج میافتد.
در پایان بسیار شاکر و خوشحالم که در این جایگاه خدمت کردم از جناب مهندس عزیز و خانواده ایشان که بستری امن برای تکامل ما فراهم کردند، از اسیسانت محترم خانم صفیه و راهنمای گرامی خانم فاطمه و راهنمای لژیون مرزبانی خانم زهرا و خانم شفیعه بسیار سپاسگزارم آموزشها وتجربیاتشان را در اختیار من گذاشتند، از همکاران گرامی خانم مریم و خانم وجیهه که در این دوره خاطرات خیلی خوب و فراموش نشدنی با هم داشتیم تشکر میکنم و قدردان محبت تکتک همه اعضا شعبه شفا هستم.

همسفر مریم:
در جایگاه مرزبانی، رعایت کردن قوانین و حرمتها در کنگره چه تاثیرات مثبتی را میتواند در افراد ایجاد نماید؟
وقتی قوانین را در جایگاه مرزبانی رعایت میکنیم باعث ایجاد نظم و انضباط میشود قوانین مرز ایجاد میکند تا همه چیز سرجای خودش قرار بگیرد. حرمتها در کنگره خطوط را تعیین میکنند که راه درست چیست. قوانین و حرمتها در کنگره برای این است که همه در آرامش به آموزش و خدمت مشغول باشند. برای یک مرزبان حفظ قوانین و حرمتهای کنگره مهم هست چون باید با عدالت و عمل سالم و معرفت از ارزشهای کنگره۶۰ حفاظت کند.
خدمت مرزبانی برای شما چه حسی به ارمغان داشته است؟
برای من؛ مرزبانی یعنی محافظت از خودم و از مسیر خودم برای آموزش گرفتن، محافظت از شخصیت خودم، مرزبانی یعنی عاشق بودن و در راه عشق با تفکر و ایمان و توکل قدم برداشتن.
با در نظر داشتن قوانین در کنگره، چه برکاتی از این خدمت خالصانه را در جسم و جان و زندگی دریافت کردهاید؟ لطفا تجربیات خود را در مورد جایگاه مرزبانی بگویید.
خدمت مرزبانی برای من پر از آموزش بود، جایگاهی بود که من صبر کردن را یاد گرفتم در کنار همکاران مرزبانی همدل بودن را یاد گرفتم. نظم را یاد گرفتم که چهطوری باید هم مادر باشم هم همسر و هم مرزبان، برنامهریزی در کارهایم را یاد گرفتم، اینکه در سختیها و حال بد هم باید ناراحتیها را پشت در گذاشت و افکار را کنترل کرد. جایگاه مرزبانی مسیری بود برای اینکه خودم را بشناسم اینکه در کجا گره دارم، و جایگاه پر از عشق و محبت بود برای من، عاشق را حساب با عشق است.
طراحان سوال: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون دوم) همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره(لژیون هفدهم)
ویرایش و مصاحبه کننده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا
- تعداد بازدید از این مطلب :
133