English Version
This Site Is Available In English

مسئولیت درمان خودرا بپذیریم

مسئولیت درمان خودرا بپذیریم

جلسه دوازدهم از دوره چهل و دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی کاسپین، با استادی راهنما مسافر مهدی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر دانیال، با دستور جلسه "وادی چهارم و تاثیر آن روی من" در روز یکشنبه 31خردادماه راس ساعت 17شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
تشکر میکنم از گروه مرزبانی ،ایجنت و  آقا هادی و آقا حامد که  زحمت کشیدند تماس گرفتند تا در این جایگاه بتوانم اولین مشارکت رو داشته باشم. خیلی خوشحالم بعد از مدت ها آمدم شعبه کاسپین، شعبه ای که متولد شدم، احیا شدم، خدا سخنان استاد:
قسمت کرد چند سال خدمت کردم و رفتم  بویین زهرا، از این بابت خدا را شاکرم .داشتم  به چهار سالی که من این مسیر را برای  درمان  آمدم و رفتم فکر میکردم ،چه سختی هایی را پشت سر گذاشتم،چه روزهایی آمد و  گذشت چه پستی و  ,بلندی هایی داشت ؛روزهای سرد زمستان،تابستان گرم با ماشین درب و داغون نه کولر داشت نه بخاری داشت هیچی نداشت درب اش به زور بسته می شد.  با هر مشقتی که بود رفتم و آمدم چون می دانستم انتهای راه قشنگ است. اومدیم با هر سختی آمدم سختی رو تحمل کردم و خدا را شکر به یک آرامش ذهنی و به یک آرامش درونی رسیدم و این را مدیون آموزش هایی که کنگره به من  میدهد، مدیون راهنمای خوبم، بچه های قدیمی تر هستم.این را  گفتم واسه سفر اولی ها که دارند سفر می کنند در این شرایط از مسیر نزدیک مسیر دور تردد میکنند،  که دلتنگ نشوند که بس است دیگر خسته شدیم .من یاددارم  یک بار به راهنما گفتم که می خواهم بروم ، دیگر خسته شدم، گفت  آزاد مرد شدی خواستی برو . آمدم تازه آزاد مرد شدم فهمیدم چه خبر است کجا دارم میروم،  این است که سختی ها دلتنگتان نکند بیایید،  نقطه ی موفقیت در هر چیزی استمرار است پافشاری بر آن کار است .چند سال بعد نگاه می‌کنید که کجا بودیم و حالا کجا هستیم.چقدر پیشرفت کردم از لحاظ ذهنی فکری اندیشه جسمی مالی اقتصادی ازهمه لحاظ پیشرفت کردم  و این ذره ذره اتفاق می افتد،یکباره  نیست اصلا به اجبار نیست.برای یکی شاید  در دو سال اتفاق بیفتد،دیگری شاید پنج سال ،ولی مطمئنا اتفاق می افتد.

دستور جلسه وادی  چهارم است .در مسائل حیاتی به خداوند سپردن سلب مسئولیت از خویشتن است. یعنی هیچ کس مسئولیت درمان من را  به عهده نگرفت ،تمام سختی بردوش  خودم کشیدم . اوایل سفر داشتم می آمدم آنقدر بی پول بودم، دخترم تازه دنیا آمده بود، تازه  یک جایی مشغول کار شده بودم، حقوق نگرفتم کلی مشکلات داشتم ، برادرم  گفت برو تمام هزینه  را من پرداخت میکنم.چند  ماه چهار ماه ساپورت کرد و  بعد قطع کرد.بخودم گفتم  که دیگر خودت هستی و خودت ،چند ماه آمده بودم و متوجه شده بودم که  چه جایی هست، کجا دارم می آیم، دیگر نمی توانستم رهایش کنم ،با تمام اون سختی ها بی پولی ها  آمدم . وادی چهارم  این را می گوید،مسائل حیاتی  را به خدا نسپارید.اگر بخوایم بفهمیم این وادی  چه هست،اول باید فهمید که خدا چه چیست خدا کیست خدا کجا هست .تصورمان از خدا یک  مرد مسن با محاسن سفید باشد که بالا نشسته و ناظر اعمال ما هست یعنی اینجوری فکر می کنی  کلاه  پس معرکه  ست .همان آدمی می شویم که صبح پا می شیم تمام کارهایمان را میسپاریم   به خدا  که خدایا  کارم را درست کن ،اینجوری فکر کنیم این توکل هم درست نیست.برای شناخت خدا باید خودت را بشناسی، و این شناخت هم در صورت ظاهر است و هم در صورت پنهان  نفس و روح و جان و .... و تمام این را من باید بفهمم  یک شناخت نسبی داشته باشم تا بفهمم اصلا خدا چه هست .هر کسی یک برداشتی می تواند  داشته باشد ولی  چیز مهمی که  هست و من باید بدانم این است که لیث الانسان الا ما سعا.انسان نیست مگر تلاش و کوشش.همین جمله را بفهمید به نظر من این بازی را فهمیدید .وادی اول و سوم گذشتیم ،وادی چهارم پلی بین تفکر کردن و اجرایی کردن  و عملیاتی  کردن هست.باید این وادی را بگذرانیم تا بفهمیم که تا من حرکت نکنم ، زحمت نکشم هیچ کاری نکنم به هیچ چیز  نمی رسم . حالا ممکن است بگوییم  پس نقش خداوند چیست؟ خداوند هر آنچه باید و در مسولیت اوست بخوبی انجام می‌رساند و زمانی یاری رسان خواهد بود که من در صراط مستقیم باشم وقتی انسان در  صراط مستقیم باشد درست حرکت کند آن گاه نیروهای ماورا هم به کمکش خواهند امد،یعنی اختیار که همان خواست ما است اگر زیبا باشد نتیجه آن تقدیری زیبا خواهد بود؛ پس در هر مقطعی که هستیم ،مسولیت خود را بپذیریم و شروع به حرکت کنیم.انتهای مسیر حتما زیبا خواهد بود.

مرزبان کشیک: مسافر حمیدرضا
عکاس: مسافر امیر ل۵
تایپ: مسافر امیر ل۵
تنظیم: مسافر امیر ل۵
تهیه شده در سایت مسافران کاسپین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .