هفتمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی کنگره ۶۰، ویژه خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی شعبه نسترن اصفهان، با استادی راهنما مسافر بیتا، نگهبانی مسافر زینب و دبیری همسفر نادیا با دستور جلسه وادی چهارم و تأثیر آن بر روی من؛ در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن" در روز شنبه ۳۰ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان بیتا هستم یک مسافر
"لیس للانسانَ الا ماسَعی "
دستور جلسه این هفته؛ وادی چهارم است با عنوان؛ «در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن».ما در کنگره و در وادی اول یاد گرفتیم، تفکر کنیم. در وادی دوم یاد گرفتیم که بیهوده قدم در این جهان نگذاشتهایم. در وادی سوم یاد گرفتیم که؛ باید خویشتن خویش را بشناسیم. در وادی چهارم وقتی خویشتن خویش را شناختیم، شروع به تفکر میکنیم و خودمان را تنها میبینیم؛ چون خودمان را باور نداریم، به خودمان ایمان نداریم و مرتباً به خودمان میگوییم، خدایا چرا اینطور و آن طور شد؟ مدام میخواهیم این مسئولیت را گردن خداوند بیندازیم.
امروز اگر بخواهم تجربه شخصی خودم را بگویم، من ۱۷ سال مواد مصرف کردم و در عین این ۱۷ سال همیشه گریهوزاری میکردم و میگفتم؛ خداوند وجود ندارد و مگر میشود اینقدر ظلم شود؟ و مرتب موادم را میکشیدم و از خودم فرار میکردم تا ناگهان به جایی رسیدم که دیدم هیچچیزی برایم باقی نمانده است. زندگیام، پولم و بچههایم رفتند و همه چیز خود را از دست دادم. ولی یک جایی به هوش آمدم و خدا را شکر که راه کنگره، برایم باز شد.
در اینجا آموزش گرفتم که من نمیتوانم، مسئولیتم را گردن دیگران بیندازم. حتی من تازمانی که خودم را نشناختم، نتوانستم تواناییها، ظرفیتها و مسئولیت خودم را بشناسم و تا آن زمان نتوانستم به این درک برسم که وظیفه خودم است.
آقای مهندس خیلی زیبا در سی دی جبرواختیار ۳ میفرمایند؛ ای انسان تو اختیار داری، تو حتی با اختیارت میتوانی، خواسته و جبر خود را تغییر بدهی . (خواست، تقدیر و فرمان الهی)
ما با اختیاری که داریم، میتوانیم به هر خواستهای که داشته باشیم، برسیم و بایستی در مسیر آن قدم برداریم. حال پیش میآید که یک نفر میگوید؛ من که محبت میکنم، من که همیشه بقیه را دوست دارم، پس چرا در حق من ظلم میشود؟هرکسی در هر جایگاهی که هست، عین عدالت است. یعنی کاشته و الان در حال حاضر، نوبت برداشت آن است.
یعنی منِ بیتا اگر امروز بیرون رفتم وتوی گوش یک نفر زدم، مطمئن باشم فردا هم یک نفر توی گوش من میزند و این را من با اختیار کامل به استقبالش میروم. من وقتی برای درمانم سعی وتلاش می کنم و آهسته وپیوسته قدم برمی دارم، مطمئن باشم به درمان می رسم .
حال وقتی در مسیر ضدارزشها هم قدم بردارم، طبیعی است که خواسته من هرآنچه باشد به همان هم میرسم. ولی اگر در راه مثبت قدم بردارم، مطمئن باشم که وعده خداوند دروغ نیست و هر آنچه به من ندا و پیام داده شده به من خواهد رسید و لحظهای ما تنها نیستیم. چراکه خداوند در قرآن کریم میفرماید: "من از رگ گردن به شما نزدیکترم". فقط مثل مادری که به بچه خود کاری ندارد تا خودش از زمین بلند شود و قدم، قدم راهرفتن را یاد بگیرد، خداوند هم همینگونه رفتار میکند که ما نیز یاد بگیریم.
ما در، جهانهای بَعدی و در بُعدهای بعدی، نیاز به این آموزشها و تکامل داریم و باید به خودمان هر روز یادآوری کنیم، تلاش و کوشش کنیم و آهسته و پیوسته قدمهایمان را برداریم. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید .
تایپ؛ مسافر الهه لژیون چهارم - نمایندگی نسترن اصفهان
ویرایش؛ مسافر هاجر لژیون هفتم - نمایندگی نسترن اصفهان
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
15