English Version
This Site Is Available In English

با شکوه و گلایه کار پیش نمی‌رود

با شکوه و گلایه کار پیش نمی‌رود

جلسه ششم از دوره نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی دامغان به استادی راهنمای تازه واردین همسفر نسیم، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فهیمه با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

جا دارد در ابتدا از راهنمای محترم خانم فریبا، همسفر اکرم نگهبان جلسه و همسفر فهیمه دبیر جلسه تشکر کنم که استادی جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم. در مورد دستور جلسه امروز یعنی مسئولیت باید بگویم: ما نباید مسئولیت را به دوش خداوند بیندازیم؛ چون در این صورت در واقع مسئولیت را از خودمان سلب کرده‌ایم. ما در وادی‌های اول، دوم و سوم به‌ خوبی دریافت کردیم که باید تفکر درستی داشته باشیم، ناامید نباشیم و احساس پوچی نکنی؛ باید بدانیم که همه‌ چیز بر دوش خودمان است و قرار نیست مسئولیت خودمان را به دوش دیگران بیندازیم. در وادی چهارم گفته می‌شود که حتی اجازه نداریم مسئولیت را به دوش خداوند بیندازیم؛ چون این هم نوعی سلب مسئولیت از خود است. در اینجا انگار مرز بین خودمان و خدای خودمان مشخص می‌شود.

برای ما اینجا مطرح است که گاهی توقعی داریم و برنامه‌ای را به خدا می‌دهیم و می‌گوییم: خدایا، من این برنامه را از تو می‌خواهم و توقع دارم آن را به بهترین شکل برای من انجام بدهی؛ در صورتی که مسائل و وظایف خودمان بر دوش خودمان است و در این مسیر باید اقدام کنیم و قدم برداریم. خداوند هم در آن مسیر به ما کمک می‌کند؛ با فکر درست، القاء درست و تصمیم درست به ما می‌گوید: برو، من پشتت هستم؛ اما اگر بخواهیم کاری را بدون فکر انجام بدهیم و فقط مسئولیت را به خدا واگذار کنیم که آن کار را برای ما انجام بدهد، قطعاً نتیجه مطلوبی هم نخواهد داشت.

خداوند عقل، قدرت و اختیار را در اختیار انسان قرار داده است و گفته است: من این‌ها را در اختیار تو قرار دادم تا بتوانی با وجود آن‌ها از بهترین امکانات جهان هستی بهره ببری. گاهی نگرش ما نسبت به قدرت مطلق اشتباه است. با خودمان لج می‌کنیم، با اطرافیانمان لج می‌کنیم، شکوه و گلایه می‌کنیم و خدا را مثل غول جادو یا چراغ جادو تصور می‌کنیم. بعد هم مسیر ضد‌ ارزش‌ها را پیش می‌گیریم و در عین حال واقعاً انتظار داریم که بگوییم: خدایا، من این کارها را انجام می‌دهم و تو بیا در مسیر ارزش برای من جبران کن. در حالی که این اتفاق اصلاً نمی‌افتد و نتیجه مطلوبی هم ندارد.

گاهی شکوه و گلایه می‌کنیم، مسئولیت خودمان را درست انجام نمی‌دهیم و هر کاری به ما می‌گویند، یک‌ جوری برعکس آن را انجام می‌دهیم؛ اما باز هم تصور داریم که بهترین‌ها باید برای ما اتفاق بیفتد؛ در صورتی که خدا می‌گوید: من دو راه را برای تو گذاشته‌ام؛ راه ارزش‌ها و راه ضد‌ ارزش‌ها. این تو هستی که باید انتخاب کنی کدام راه را می‌خواهی بروی؛ پس به اینجا می‌رسیم که باید خودمان را بشناسیم و وقتی خودمان را شناختیم، به‌مراتب خدای خودمان را هم بهتر می‌توانیم بشناسیم.

افرادی می‌توانند به مراحل بالاتری برسند که به تزکیه و پالایش توجه کنند. این مراحل بالاتر فقط با تزکیه و پالایش به‌دست می‌آید؛ یعنی در هر مرحله از زندگی که قرار می‌گیریم بتوانیم روی روند زندگی گذشته خودمان، حالِ خودمان و جهانی که اکنون در آن زندگی می‌کنیم، تزکیه و پالایش را فراموش نکنیم؛ پس به اینجا می‌رسیم که ما باید روی وجود خودمان، تلاش خودمان، افکار خودمان، اندیشه خودمان و آموزش‌های خودمان حساب کنیم. وقتی روی این‌ها حساب کردیم و به مرحله تسلیم رسیدیم، آن اتفاق خوشایند رخ می‌دهد و خداوند هم در این مسیر ما را یاری می‌کند. آن زمان است که می‌توانیم بگوییم خداوند کمک‌کننده اصلی است؛ به شرطی که قبل از آن، خودمان تلاشی کرده باشیم و روندی را برای خودمان پیش برده باشیم.

وقتی چیزی را به خدا محول می‌کنیم و می‌گوییم: باید این را برای من درست کنی و این اتفاق برای من بیفتد، اگر آن خواسته، خواسته‌ای نامعقول باشد و انجام نشود، افکار منفی به سراغ ما می‌آید و ناخودآگاه آن‌قدر به ما صدمه می‌زند که این آسیب به‌مراتب روی جسم ما هم دیده می‌شود؛ پس در این وادی یاد می‌گیریم که آن توقع‌هایی را که قبلاً داشتیم، دیگر نباید داشته باشیم. این وادی‌ها زنجیروار به هم متصل هستند و این تفکر درست می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

اگر بخواهم مثال کنگره را بزنم، مسافر من بارها رفت و با شکست‌های وحشتناک برگشت. این شکست‌ها باعث می‌شد که من به خدای خودم گله کنم و بگویم: خدایا، اصلاً من را دوست نداری. مگر بنده‌ای به نام نسیم داری؟ نه نداری! این گلایه‌ها آن‌قدر زیاد بود که افکار منفی من هم شدیدتر می‌شد و اثر آن صدمه را روی جسم خودم متوجه می‌شدم؛ اما بعد از ۱۰ سال راه مستقیم و راه درست کنگره برای ما مشخص شد و وقتی مسیر درست شد، آن اتفاق خوشایند هم افتاد. در آخر امیدوارم همه ما به آن حال خوش دست پیدا کنیم و روزهای بهتری را در کنار یکدیگر تجربه کنیم.

تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .