English Version
This Site Is Available In English

من برای حل مشکلاتم کاری نمی‌کردم

من برای حل مشکلاتم کاری نمی‌کردم

جلسه یازدهم از دوره هشتم کار‌گاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی ۲ به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر شهلا و دبیری همسفر سمیرا با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از ایجنت و مرزبانان تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش ببینم. دستور جلسه این هفته وادی چهارم و تأثیر آن روی من می‌باشد. ما برای این‌که به این وادی برسیم از سه وادی عبور کردیم. وادی اول تفکر کردن را به ما یاد می‌دهد که باید در ابتدای هر کاری تفکر و اندیشه کنیم. وادی دوم امید را درونمان زنده می‌کند که ما بیهوده به این دنیا نیامده‌ایم و خداوند ما را برای هدفی آفریده است.

در وادی سوم مسئولیت‌پذیری را آموختیم؛ باید مسئولیت تمامی کارها اعم از کارهای ارزشی و ضدارزشی را خودمان بپذیریم. وادی چهارم می‌گوید: در مسائل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. گاهی اوقات مسئولیت‌هایی را می‌پذیریم که برای ما سنگین است، نمی‌توانیم تحمل کنیم و به درستی آن را حل نماییم. اینجا می‌گوییم که خداوند بزرگ است و آن را حل می‌کند. این‌گونه فکر کردن و عمل کردن از جانب افراد ناآگاه می‌باشد‌.

آقای مهندس در کتاب ادموند و هلیا بیان می‌کند: خداوند در خلقت انسان، قدرت اختیار کامل به او داده است. انسان بر اساس اختیاری که دارد می‌تواند مسیر خود را انتخاب کند. او می‌تواند در مسیر ارزش‌ها یا ضد ارزش‌ها حرکت کند. زمانی‌که در مشکلات قرار می‌گیریم، همه را از جانب خداوند می‌بینیم و این کار درستی نیست. من در زندگی شخصی خود، هر زمان که با مسافرم به مشکل می‌خوردم دائماً به خداوند می‌گفتم که چرا من؟ مگر من چه کاری انجام داده‌ام که باید چنین مشکلاتی را تجربه کنم؟

پیش از کنگره‌۶۰ در تاریکی مطلق قرار گرفته بودم. قدرت تفکر پایینی داشتم و تنها می‌توانسم تمام مسئولیت‌ها را به خداوند بسپارم، خود را در خانه حبس کنم و مشغول گریه و شکایت باشم و ارتباطم را با اطرافیان به حداقل برسانم. این‌گونه بود که مشکلاتم روز به روز رشد می‌کردند و حالم خراب‌تر می‌شد. یکی از مشکلاتی که زندگی مرا به چالش می‌کشید و اعتماد به نفسم را گرفته بود، مشکل اضافه وزن بود. حتی اضافه وزن خود را بر گردن خداوند می‌انداختم و مدام در حال گلایه کردن بودم که خداوندا میان این همه مشکلات باید ژن چاقی را به من می‌دادی؟

من برای حل مشکلاتم کاری نمی‌کردم و اگر هم حرکتی می‌کردم آن حرکت نادرست بود؛ این‌گونه بود که مشکلاتم حادتر می‌شد و روز به روز حالم بدتر می‌شد. خداوند را شکر می‌کنم که در مسیر کنگره۶۰ قرار گرفتم و مشکلاتم یکی پس از دیگری در حال حل شدن هستند. می‌دانم که اگر برای حل مشکلاتم از مسیر درست اقدام‌ کنم، خداوند نیز به من کمک می‌کند و مشکلاتم به مرور برطرف می‌شوند. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند که افرادی مانند من حضور داشته باشند و به حال خوش برسند. من آرامش را در کنگره‌۶۰ یافتم. شکرگزاری را از کنگره۶۰ یاد گرفتم. پیش از ورودم به کنگره۶۰ یادم‌ نمی‌آید که شکرگزاری کرده باشم؛ مدام از خدواند طلبکار بودم. خداوند را شکر می‌کنم که کنگره۶۰ وجود دارد و ما در این مکان حضور داریم.

مرزبانان کشیک: همسفر سعیده  مسافر امیر‌علی
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ویرایش: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان همسفران نمایندگی صالحی ۲

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .