جلسه دهم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی پرند، با استادی اسیستانت دیده بان محترم مسافرمهراد ، نگهبانی مسافر امید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "وادی چهارم و تاثیر آن روی من " شنبه 20 خرداد 1405 ساعت 17:00آغاز به کار نمود.
سلام دوستان، مهراد هستم، همسفر
ابتدا خداوند را شاکرم که بار دیگر این توفیق را نصیب من کرد تا در کنار شما عزیزان باشم، خدمت کنم و از محضر شما آموزش بگیرم. از نگهبان محترم جلسه، دبیر عزیز، ایجنت محترم، راهنماهای گرانقدر، گروه مرزبانی و همه خدمتگزاران شعبه که این فرصت را در اختیار من قرار دادند، صمیمانه تشکر میکنم
دستور جلسه امروز، وادی چهارم از کتاب عشق است که میگوید:
در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن
به نظر من، این وادی یکی از مهمترین وادیهای کنگره است؛ زیرا مسیر زندگی انسان را از حالت انتظار و وابستگی به سمت حرکت، مسئولیتپذیری و عمل تغییر میدهد.
من نزدیک به سیزده سال است که افتخار حضور در کنگره ۶۰ را دارم و اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم صحبت کنم، باید بگویم قبل از ورود به کنگره، شناخت درستی از خداوند، مسئولیت و نقش خودم در زندگی نداشتم. تصور میکردم اگر دعا کنم، نذر کنم، سفره بیندازم، به زیارت امامزادهها بروم یا از دیگران بخواهم برای من دعا کنند، مشکلاتم حل خواهد شد و فرزند مصرفکنندهام نجات پیدا میکند.
جناب آقای مهندس هم فرمودند بارها به شاه نعمتالله ولی میرفتتند، ساعتها آنجا میماندند، دعا میکردند و با امید به خانه برمیگشتند؛ اما تغییری در شرایط به وجود نمیآمد. آن زمان خود بنده فکر میکردم تمام وظیفه من همین است و ادامه کار را باید خدا انجام دهد
اما امروز که به گذشته نگاه میکنم، متوجه میشوم مشکل از خدا نبود؛ مشکل از ناآگاهی خود من بود. البته هیچوقت خودم یا دیگران را بابت آن دوران سرزنش نمیکنم، زیرا هر انسانی در هر دوره ای به اندازه دانایی و آگاهی خود تصمیم میگیرد. ما آن زمان همین مقدار میدانستیم و فکر میکردیم بهترین راه را انتخاب کردهایم.
آقای مهندس همیشه میفرمایند که جهل، ندانستن نیست؛ بلکه ندانستنِ ندانستن است. یعنی انسان گاهی تصور میکند راه درست را میرود، در حالی که مسیرش اشتباه است. کنگره این فرصت را برای من فراهم کرد که بتوانم این جهل را بشناسم و قدمبهقدم آن را با آموزش و تجربه از بین ببرم
در کنگره یاد گرفتم که خداوند تمام امکانات رشد را در اختیار انسان قرار داده است؛ عقل، اختیار، قدرت تفکر، قدرت انتخاب و مسیر آموزش را در اختیار ما گذاشته است، اما حرکت کردن وظیفه خود انسان است. همانطور که در قرآن کریم آمده است:
«لَیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»
یعنی انسان بهرهای جز حاصل تلاش خود ندارد.
این جمله مسیر زندگی من را تغییر داد. فهمیدم اگر میخواهم زندگیام تغییر کند، باید خودم تغییر کنم. اگر میخواهم خانوادهام آرامش داشته باشد، باید خودم آرامش را یاد بگیرم. اگر میخواهم فرزندم نجات پیدا کند، باید سهم و مسئولیت خودم را به درستی انجام دهم.
یکی از بزرگترین درسهایی که از این وادی گرفتم، شناخت مفهوم مسئولیت است. مسئولیت یعنی هر انسان وظایف خود را بشناسد و بدون بهانه، بدون مقصر دانستن دیگران و بدون فرار از واقعیت، آن وظایف را انجام دهد
قبل از ورود به کنگره، اگر مشکلی پیش میآمد، معمولاً دنبال مقصر میگشتم. گاهی شرایط را مقصر میدانستم، گاهی اطرافیان را، گاهی دوستان فرزندم را، گاهی جامعه را و حتی گاهی تقدیر را. اما امروز فهمیدهام تا زمانی که مسئولیت زندگی خودم را نپذیرم، هیچ تغییری اتفاق نخواهد افتاد
متأسفانه هنوز هم در بعضی خانوادهها میبینیم که پدر و مادر یا زن و شوهر یکدیگر را متهم میکنند؛ یکی میگوید تو بیش از حد محبت کردی، دیگری میگوید تو سختگیری کردی، یکی میگوید تو پول دادی و دیگری میگوید تو مراقبت نکردی. این سرزنشها نه مشکلی را حل میکند و نه آرامشی به خانواده میدهد
اگر آموزشهای کنگره را بهدرستی اجرا کنیم، به جای پیدا کردن مقصر، به دنبال اصلاح خودمان خواهیم بود. هرکس سهم خودش را میبیند و برای اصلاح همان سهم تلاش میکند
موضوع دیگری که دوست دارم به آن اشاره کنم، حضور همسفران، بهویژه پدران، در جلسات کنگره است. گاهی بعضی از آقایان تصور میکنند چون همسر یا فرزندشان در کنگره حضور دارد، دیگر نیازی به آمدن خودشان نیست. در حالی که اگر قرار باشد یک خانواده تغییر کند، همه اعضای آن باید آموزش ببینند
گاهی ما پدرها تصور میکنیم چون بزرگتر خانواده هستیم، همیشه حق با ماست و باید حرف آخر را ما بزنیم. اما کنگره به من یاد داد که اقتدار واقعی در فروتنی، یادگیری و تغییر کردن است، نه در دستور دادن و تحکم.
اگر میخواهیم خانوادهای سالم داشته باشیم، باید دیوارهایی را که بین خود و اعضای خانواده ساختهایم، خراب کنیم. باید محبت را جایگزین قضاوت کنیم، شنیدن را جایگزین دستور دادن کنیم و زبان یکدیگر را یاد بگیریم. وقتی ارتباطها درست شود، بسیاری از مشکلات خودبهخود حل خواهد شد.
در کنگره هر جایگاهی مسئولیت مشخصی دارد. راهنما نسبت به رهجو مسئول اس ت، رهجو نسبت به آموزشهای خود مسئول است، ایجنت، مرزبان، دیدهبان و حتی بنیانگذار کنگره هرکدام مسئولیت مشخصی دارند و همین نظم و مسئولیتپذیری است که باعث شده کنگره امروز با قدرت به مسیر خود ادامه دهد.
ما هم اگر در هر جایگاهی که هستیم مسئولیت خود را به بهترین شکل انجام دهیم، چه در خانواده، چه در محل کار و چه در کنگره، بدون شک نتایج ارزشمندی به دست خواهیم آورد.
در پایان از همه عزیزان، مخصوصاً همسفران آقا، خواهش میکنم این فرصت ارزشمند را از دست ندهند. امروز بسیاری از خانوادهها هنوز در جستجوی راه نجات هستند، در حالی که ما این نعمت را در اختیار داریم. اگر دوستان، بستگان، همکاران یا آشنایانی دارید که میتوانند از آموزشهای کنگره بهرهمند شوند، آنها را به حضور در این مسیر دعوت کنید.
امیدوارم همه ما بتوانیم آموزشهای وادی چهارم را از مرحله دانستن به مرحله عمل برسانیم و مسئولیت زندگی، رشد و تغییر خود را بپذیریم. یقین دارم هر زمان که انسان مسئولیت زندگی خود را بپذیرد و با آموزش، تفکر و تلاش حرکت کند، لطف و رحمت خداوند نیز شامل حال او خواهد شد.
از اینکه با حوصله به صحبتهای من گوش کردید، صمیمانه سپاسگزارم.

سایت نمایندگی شعبه پرند
مرزبان خبری : مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
78