English Version
This Site Is Available In English

این کتاب برای عموم نوشته شده است و همه انسان‌ها با هر میزان سواد و دانایی می‌توانند از این کتاب استفاده کنند.(نمایندگی ارکیده کرمان)

این کتاب برای عموم نوشته شده است و همه انسان‌ها با هر میزان سواد و دانایی می‌توانند از این کتاب استفاده کنند.(نمایندگی ارکیده کرمان)

دوازدهمین جلسه از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی ارکیده کرمان، با استادی همسفر حدیث، نگهبانی مسافر فاطمه و دبیری مسافر نسترن، با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز شنبه ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، حدیث هستم یک همسفر.

در ابتدا خداوند را شاکرم، سپس از خانم رمله، ایجنت محترم، گروه مرزبانی و راهنمای خوبم خانم حکیمه سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه باارزش خدمت کنم.

دستور جلسه امروز درباره «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» می‌باشد. ابتدا در مورد نام این کتاب صحبت می‌شود که جناب مهندس توضیح داده‌اند: وقتی دما به ۶۰ درجه زیر صفر می‌رسد، زندگی متوقف می‌گردد؛ اعتیاد هم همین کار را با انسان می‌کند.

شخص مصرف‌کننده، امید، عشق، تفکر، آرزو، هدف و هر چیزی که در زندگی خود داشته است را از دست می‌دهد؛ در واقع انسان زنده است، ولی زندگی نمی‌کند.

آقای مهندس در این کتاب، داستان زندگی خودشان و تجربیاتشان از مصرف مواد مخدر، ترک‌هایی که با شکست مواجه شدند و درمان مواد مخدر را نوشته‌اند و با کمک استادان خود، چهارده قانون را بیان کرده‌اند که یکی از اساتید ایشان، استاد سیلور، گفته‌اند: این کتاب برای عموم نوشته شده است و همه انسان‌ها با هر میزان سواد و دانایی می‌توانند از این کتاب استفاده کنند.

شروع درمان اعتیاد به مواد مخدر آقای مهندس از ماه مبارک رمضان بود. ایشان بدون اینکه هیچ قصد و نیتی برای درمان اعتیاد خود داشته باشند، در ماه مبارک رمضان همزمان با روزه گرفتن، مواد مصرفی خود را در یک برنامه مشخص تنظیم کردند و در وعده‌های خاصی مواد خود را مصرف می‌کردند؛ به این صورت که دو وعده در زمان افطار و سحر و سه وعده دیگر نیز ساعت ۹:۳۰ صبح، ساعت ۵ بعدازظهر و ساعت ۱۱ شب بود.

قانون اول این کتاب می‌گوید: «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد و بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال می‌رود.» اولین قدم برای به وجود آمدن، خلق شدن یا پدید آمدن هر چیزی، یک تفکر است.

آقای مهندس بدون اینکه خودشان متوجه باشند، اولین قدم را برای درمان برداشته و مواد مصرفی خود را زمان‌بندی کرده بودند.

قانون دوم:
در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.

آقای مهندس می‌خواستند ببینند اگر یک وعده از پنج وعده مواد مصرفی خود را حذف کنند و به جای پنج وعده، چهار وعده مواد مصرف کنند، آیا اتفاقی برایشان می‌افتد یا خیر؛ که وقتی امتحان کردند، متوجه شدند هیچ مشکلی برایشان به وجود نیامد.

قانون سوم:
با حرکت، راه نمایان می‌شود.

آقای مهندس اولین حرکت، یعنی حذف یک وعده از پنج وعده مصرفی خود را انجام داده بودند و این‌گونه راه برایشان نمایان شد و اساتید ایشان در طول مسیر، آموزش‌های لازم را به ایشان می‌دادند.

قانون چهارم:
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم.

انسان‌های زیادی قربانی می‌شوند، به دلیل اینکه یا راه را نمی‌دانند یا راه را اشتباه می‌روند.

هرچند اعتیاد آرام‌آرام انسان را درگیر می‌کند، حتی انسان‌های به‌اصطلاح بااراده نیز زودتر به دام اعتیاد می‌افتند. در دریا کسی غرق می‌شود که شناگر است؛ آدمی که شنا کردن بلد نیست، اصلاً وارد قسمت‌های عمیق دریا نمی‌شود.

آقای مهندس پنجاه‌وسه روز روی پله چهار وعده بودند که با استادشان، سیلور، صحبت کردند و ایشان به‌طور غیرمستقیم گفتند: «خرما وقتی بیشتر از حد معمول روی درخت بماند، تکلیفش مشخص است.»

آقای مهندس با توجه به صحبت استادشان، بدون هیچ امید و انگیزه‌ای، یک وعده دیگر از مواد مصرفی خود را کاهش دادند و از چهار وعده به سه وعده رسیدند.

ایشان در مورد نشئگی و خماری توضیح می‌دهند و می‌فرمایند: ظرفیت انسان برای مواد مخدر تا حدی می‌باشد و بیشتر از آن سرریز می‌شود و هیچ لذتی از آن نمی‌برد. برای مثال، اگر در یک لیوان بیش از گنجایش آن آب بریزیم، آب سرریز می‌شود؛ حال اگر انسان بیش از ظرفیت خود مواد مصرف کند، دچار نشئگی می‌شود و اگر کمتر از ظرفیت خود مواد مصرف کند، دچار خماری می‌شود.
آقای مهندس با حذف دو وعده از مواد مصرفی، نقطه تحمل خود را نیز بالا بردند و فرمودند: «درد فراق، لذت وصال را زیاد می‌کند.» همچنین ایشان به دلیل مصرف بالای مواد، هیچ لذتی از آن نمی‌بردند؛ ولی زمانی که مصرف خود را کاهش دادند و در زمان مشخص مصرف می‌کردند، لذت بسیار بیشتری از آن می‌بردند.

قانون ششم: صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ چون جاری است.

هیچ انسانی، حتی اگر مصرف‌کننده هم باشد، مانند آب راکد نیست و مانند یک رود جاری است. هر لحظه و در هر نقطه‌ای که قرار می‌گیرد، نقطه شروع و رسیدن به نقطه بعدی است. آقای مهندس در اینجا مطرح می‌کنند که در طول مصرف مواد مخدر، ترک‌هایی هم داشته‌اند؛ یکی از ترک‌هایشان سه ماه و دیگری نه ماه طول کشید، ولی هر دو با شکست مواجه شدند. اما زمانی که تنها یک وعده از مواد خودشان را کم کردند، راه برایشان نمایان شد.

قانون هشتم: هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد؛ هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.

آقای مهندس زندگی خود را با مصرف مواد مخدر از دست داده بودند، اما با تفکر و کشف متد DST، زندگی و جان خود و هزاران انسان را نجات دادند و توانستند به درمان برسند؛ پس هیچ انسانی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته است.

قانون نهم: حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.

زمانی انسان به کمال می‌رسد که بتواند حکم عقل را به اجرا درآورد؛ البته باید به حس هم توجه کند و خواسته‌های نامعقول نفس را نیز کنار بگذارد.

قانون دهم: وقتی نیرویی از کم شروع می‌شود و به درجه بالا و بالاتر می‌رسد، نقطه تحمل آغاز می‌شود.

وقتی آقای مهندس می‌فرمایند که در مدت زمان هفده سال مصرف مواد مخدر، هیچ‌گاه به این فکر نمی‌کردند که روزی بتوانند مواد مصرفی خود را کم کنند، این یعنی نقطه تحمل ایشان پایین بود؛ اما در ادامه با برنامه‌ریزی، مقدار و زمان مصرف خود را پله‌پله کاهش دادند و در نهایت در پانزدهم آذرماه سال ۱۳۷۶، ساعت یک بعدازظهر، مواد مصرفی خود را کاملاً قطع و به درمان رسیدند.

قانون دوازدهم: در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود.

زمانی که انسان بخواهد به درمان اعتیاد برسد، نمی‌تواند این کار را یک‌روزه یا یک‌ماهه انجام دهد؛ بلکه درمان اعتیاد در مدت زمان ۱۰ الی ۱۱ ماه امکان‌پذیر است.

قانون چهاردهم: شن‌های روان دو کار انجام می‌دهند؛ اگر کنار دریا باشند به دریا می‌رسند و اگر در بیابان باشند، سرگردان بوده و دور خودشان می‌چرخند.

انسان هم اگر بتواند راه و هدف خود را پیدا کند، قطعاً به آن می‌رسد. مشکل بعضی از انسان‌ها، پیدا نکردن راه و هدفشان می‌باشد.

در ادامه می‌خواهم توضیح مختصری در باب تصاویر این کتاب بدهم.

تصویر اول: منطقه‌ای خطرناک و کوه‌های عظیم و پر از برف و یخ را نشان می‌دهد. حرکت ما برای درمان اعتیاد، به حرکت در یخبندان آن هم در دمای ۶۰ درجه زیر صفر و در منطقه‌ای کوهستانی تشبیه شده است؛ پس بسیار مهم است که در چنین منطقه خطرناکی چگونه و با چه سرعتی حرکت کنیم.

تصویر دوم: درخت پوسیده، ساختار درون و برون انسانی را نشان می‌دهد که به مواد مخدر آلوده است و کارخانه‌های آن منهدم شده است.

تصویر سوم: درخت پوسیده که هنوز مقداری از آن باقی مانده، احوال درون و برون ما و پوسیدگی سیستم‌های جسم ما را نشان می‌دهد. جوانه‌هایی در کنار درخت پوسیده روییده‌اند که مربوط به بازسازی و راه‌اندازی سیستم‌های ماست. درختان سالم و استوار هم نماد انسان‌های سالم هستند که به مواد آلوده نبوده‌اند.

تصویر چهارم: درخت کاملاً پوسیده شده و در حال انهدام کامل است؛ البته جوانه‌ها به قدر کافی رشد کرده‌اند.

تصویر پنجم: انسانی را نشان می‌دهد که در صحرا با باران رحمت الهی، در حال غسل و پاک کردن آلودگی‌های درون و برون خود می‌باشد و آلودگی‌ها به صورت آب سیاه از پایین پای او جاری می‌شود.

تصویر ششم: درخت پوسیده کاملاً از بین رفته و جوانه‌ها بزرگ شده‌اند که نشان‌دهنده حیات جدید یک انسان تزکیه‌شده است. راه طولانی و درازی را نشان می‌دهد.

تصویر هفتم: تابش شدید خورشید بر برف و انعکاس آن در شیشه ماشین نشان می‌دهد که سفر اول، سختی‌ها و دشواری‌های خودش را دارد.

استاد سیلور فرموده‌اند: دشواری‌ها هموار می‌شود. فردی در آن ماشین قرار دارد که می‌تواند با زدن عینک، مسیر را برای خود هموار کند؛ آن عینک همان راهنمایانی هستند که باید در طول سفر از آنها کمک بگیریم.

تصویر هشتم: یک ماشین در حال حرکت در جاده‌ای که همچنان خطرناک است و با گل و سیلاب برخورد می‌کند؛ یعنی سختی در راه وجود دارد، اما چون انسان داخل ماشین قرار دارد، می‌تواند عبور کند.

تصویر نهم: آشفتگی‌های درونی را به صورت رعد و برق نشان می‌دهد که جادوگر خفته شهر وجودی، دوباره می‌خواهد شهر وجودی انسان را نابود کند؛ ولی انسان در اینجا با آموزش‌هایی که دیده، در آخر سفرش می‌تواند با جادوگر خفته شهر مبارزه کند.

تصویر دهم: سیلاب نشان‌دهنده طول سفر است که امکان دارد بلاهای الهی هم وجود داشته باشد؛ می‌توانیم با کمک راهنما از آنها عبور کنیم.

تصویر یازدهم: جوانه‌های منظم را نشان داده که در اینجا جسم انسان بازسازی و در حال تکمیل است.

تصویر آخر: ورود به سفر دوم را نشان می‌دهد. شروع سفر در فصل زمستان بود که همراه با برف و کولاک و برای انسان سخت بود؛ اما باید به‌آهستگی حرکت کند. در این تصویر انسان‌هایی را می‌بینیم که در همان جاده اسکی‌بازی می‌کنند؛ به این دلیل که کاملاً پخته شده و این مسیر را به‌درستی طی کرده‌اند و توانستند به اینجا برسند. در دمای ۶۰ درجه زیر صفر هیچ مشکلی برایشان ندارد، چون لباس اسکی به تن دارند و در امان هستند.

در آخر امیدوارم همه کسانی که وارد کنگره می‌شوند، بتوانند با برنامه‌ریزی مناسب و بهره‌گیری از آموزش‌های ناب کنگره، به درمان و حال خوب برسند.

تایپ: همسفر حکیمه ـ راهنمای لژیون نهم ـ نمایندگی ارکیده کرمان
ویرایش: مسافر فرزانه ـ لژیون تازه‌واردین ـ نمایندگی ارکیده کرمان

بازبینی و ارسال: همسفر سولماز 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .